بازهم فتنه گر
بسم الله

بسم الله
حدود یکسال پیش با استاد طاهرزاده گفتگویی داشتیم برای نشریه ظاهرا مرحومشده فتیان.
ضمن گفتگو از ایشان پرسیدم وقتی شما در دهه هفتاد مباحث نقد مدرنیته را با آن شدت و حدت طرح میکردید احتمالا با ادبیات رایج کارگزارانیها و تکنوکراتها که در بین مسئولان طرفدار زیاد داشت، مشکلات زیادی داشتید.
ایشان پاسخ قابل استفادهای دادند که میذارمش اینجا. (حتما ببينيد.)
اون قسمتش که من میخواهم ازش استفاده کنم این بود که میگفتند با روشی که مقام معظم رهبری در قبال قوتگرفتن برخی جریانهای سکولار داشتند انقلاب را از دهان اژدهای مدرنیته نجات دادند.
الآن که در مجموع به نحوه عملکرد رهبر انقلاب در انتخابات اخیر و کل پدیده ظهور احمدینژاد و حمایتهای ایشان از آن نگاه میکنم به آینده انقلاب امیدوار میشوم و معناي حرف هاي استاد طاهرزاده را عميقتر ميفهمم.
***********
یکی از انتقاداتی که در دلمان نسبت به رویکرد رهبری در سالهای رهبریشان داشتیم این بود که در این سالها، بوی انقلاب آنجوری که زمان امام(ره) میآمد استشمام نمیشد و فضا بیشتر دست تفکرات سکولار بود که کشور را با شعارهایی مثل توسعه اقتصادی و سیاسی در دست داشتند.
رهبری در این سالهای گذشته(قبل از 1384) گاهی حتی شعارهایی میدادند که آدم احساس می کرد مواضعشان به شعارهای همین گفتمان مشهور که به آن انتقاد داریم نزدیک است.
البته در دوران اصلاحات ایشان سفت و سخت در مقابل هجمه سکولارهای حاکم ایستادند ولی گاهی اوقات ماهایی که آوینی خوانده بودیم(منظورم به رخ کشیدن مطالعات وخنگ فرض کردن شماها در مقابل ماها! نیست، میخواهم کدی را بگویم که مطلب مشخص شود.) احساس میکردیم در مورد توسعه اقتصادی و حمایت از بعضی شعارها جور دیگری هم میتوانستند عمل کنند.
چیزی که مثلا مرحوم مددپور در مقدمه یکی از کتابهایش به آن اشاره میکند و از رویکرد همراه با مماشات رهبر انقلاب در قبال گفتمان توسعه رایج در دهه هفتاد انتقاد میکند.
***********
به نظرم روی کار آمدن احمدینژاد و حمایت رهبری از آن حتی اگر با تحلیلهایي همچون کودتا و ... از سوی برخی افراد متوهم تعبیر شود تقریبا پاسخ عملی به همه آن نقدهایی بود که در دلمان نسبت به سرنوشت انقلاب احساس میکردیم.
اصلا اینکه احمدینژاد چقدر اصالت دارد و چقدر درست عمل میکند مهم نیست به نظر من.
مهم اینست که ایشان مراسم تنفیذ رئیس جمهور را بدون حضور افرادی مثل هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری، کروبی، خاتمی و ... برگزار کردند.
این که ایشان در مقابل حمله بیسابقه و غیرمتعارف و شاید خلاف ادب رئیس جمهور به هاشمی رفسنجانی در یک برنامه زنده تلویزیونی در آن زمانی که انتظار میرفت موضع بگیرند حرفی نزدند و عملا با سکوتشان آراء احمدینژاد را بالا بردند یا حداقل از شکسته شدن آراء احمدینژاد در بین دوستداران انقلاب جلوگیری کردند.
این که صریحا در نماز جمعه اعلام کردند که من با آقای هاشمی در مواردی اختلاف نظر دارم.
ایشان در این انتخابات و حوادث بعد از آن به نفع احمدینژاد،عملا روبروی بسیاری از انقلابیون سابق ایستادند.
***********
من اصلا مشکلم با آقای هاشمی رفسنجانی مشکل مرگ بر غارتگر بیتالمال لثارات و انصار حزب الله یا حساسیت به پیشنهاد دوچرخه سواری فائزه هاشمی نیست.
آقای هاشمی یکی از یاران قدیمی امام و انقلاب و یکی از چند شخصیت شناخته شده جمهوری اسلامی در سطح بینالملل است که چند برابر سن من و شما سابقه انقلابی دارد. به نظر من همه باید به این سوابق انقلابی و خدمتهایی که به ایران اسلامی کرده است احترام بگذاریم.
به نظر من آقای هاشمی همانقدر محترم است که شخصیتی مثل آیتالله طالقانی در تاریخ انقلاب محترم است.
منتهی شما در تفسیر پرتو قرآن آقای طالقانی یا تفسیر راهنمای آقای هاشمی نباید دنبال تفکر انقلاب اسلامی و امام(ره) باشید و اگر دیدید چنین تفکری ـ که البته میتواند در کنار بایستد و محترم باشد ـ میداندار همه چیز شده است باید نگران باشید.
یعنی به نظر من اصولا در یک سری مسائل اساسی فارغ از خدمات اجرایی درخشانی(دیگه اینها را دارم با حداکثر همزبانی با کارگزارانیها مینویسم! و به خودم هم یه کم داره فشار میآد!) که داشتند نوع فکر ایشان با عالمی که امام(ره) به آن دعوت میکرد متفاوت است.
موضوع اصلي تفاوت افقها و طرز تفكرها و نسبت آنها با انقلاب اسلامي است.
***********
به نظرم در حوادث اين انتخابات هیمنه گفتمانهای مبتنی بر اندیشههای سکولار اقتصادی و سیاسی کاملا شکسته شد.
یعنی امروز احساس میکنم آقای هاشمی بعنوان یکی از مهمترین سمبلها و پدران معنوی این نوع فکر، روز بروز بیشتر به حاشیه میرود.
و کاری که مقام معظم رهبری انجام داند این بود که پشت این قضیه ایستادند و عملا با موضعگرفتنشان(یا سکوت سیاسیشان) از کاری که احمدینژاد شروع کرد حمایت کردند.
این که امروز در وزارت نفتی که افتخار تعداد زیادی از مدیران آن حتی در زمان دولت قبلی احمدینژاد این بود که حکمشان را از هاشمی رفسنجانی گرفته اند وزیری انتخاب میشود که نفتی نیست اتفاق کمی نیست.
البته شاید رویکرد نسبتا پوپولیستی احمدینژاد در طرح آن مسائل در مناظره تاریخی سیزدهم خرداد 1388 قابل نقد باشد و حتی بتوان در دادگاه او را محکوم کرد اما به نظر من مسأله مهمی که پس از این انتخابات و با این مرزبندی شدید اتفاق افتاد این بود که انقلاب از چنبره یک نوع فکر که سنخیت زیادی با مبانی انقلاب و دیدگاههای امام(ره) نداشت کاملا آزاد شد و غل و زنجیرهایی که این نوع تفکر زمینی به پای انقلاب زده بود باز شد.
البته اینکه احمدینژاد چقدر بتواند درست عمل کند یا اینکه چقدر گرفتار حلقه برخی دوستان ناباب یا حداقل شبهه ناک اطراف خودش بشود و دهها عیب دیگر احمدینژاد و اطرافیانش، موضوعی است که میتوان راجع به آن زیاد گفتگو کرد ولی به نظرم اصلا موضوع، احمدینژاد نیست. موضوع شکسته شدن بتهاییست که به نوعی از تفکر سکولار برای پیشبرد انقلاب امید داشتند.
موضوع رها شدن انقلاب از این غل و زنجیرهاست.
نمیدانم، شاید بتوان گفت که چیزی شبیه به یک انقلاب داخلی در جمهوری اسلامی اتفاق افتاد. هدایت مستقیم این انقلاب داخلی هم با خود رهبری بود.
***********
حرف های نماز جمعه دیروز تهران که در آن به برخی کدهایی که به همین تحلیل ربط داشت اشاره کردید باعث شد تا این پست را بنویسم که بگویم احساس میکنم بخاطر همه کارهایی که در این مدت انجام دادید خیلی بیشتر از قبل شما را دوست دارم:
بخاطر اینکه از سر رأی ما دهاتیهایی که گشنه بودیم و پول گرفتیم! یا اینکه گول خوردیم و فرق تورم نقطهای و متوسط را نفهمیدیم! و به احمدینژاد رأی دادیم، به خاطر نظر هاشمی و موسوی و خاتمی و کروبی و برخی مراجع نگذشتید و رأی ما را باطل نکردید،
بخاطر همان پیام روز شنبهی پس از انتخاباتتان که ما بیست و پنج میلیون را در مقابل آنهمه آدم حسابی موجه که آن طرف بودند و میخواستند انتخابات را ابطال کنند،آدم حساب کردید،
بخاطر این همه فشار که از ناحیه دوستان سابق تحمل کردید،
بخاطر اهانتهایی که امثال هادی غفاری و کدیور و ... در این مدت به شما کردند و تحمل کردید،
بخاطر تحمل خنگی نخبگان سیاسی و فرهنگی مملکت،
بخاطر تحمل درد ندانمکاریهای نیروی انتظامی و صدا و سیما و بسیج،
بخاطر تحمل کارهای عجیب و غریب احمدینژاد،
.
.
.
دوستت دارم مرد!
همین.

http://nafsaniat.blogfa.com/post-113.aspx
بسم الله
کارشناس روابط بين الملل سوری با تأکيد بر شکست سناریوهای قبلی دشمنان سوریه، از حمله گروه های خرابکار به نیروهای مسلح در چارچوب توطئه اخیر علیه این کشور خبر داد.
" طالب ابراهيم " روز يکشنبه در
گفتگو با العالم در دمشق با اشاره به شکست طرح های دشمنان عليه سوريه، اظهار
داشت:سناريوي اول شبيه سناريوي مصر بود و به شکست انجاميد، زيرا ملت سوريه در
مقابل آن ايستاد

وي افزود: سناريوي دیگر که دشمنان از طريق وارد کردن گروههاي مسلح جهت از بين بردن حاکميت دولت درصدد عملي کردن آن در برخي مناطق مرزی بودند، نيز به شکست انجاميد.
اين کارشناس سوري تأکيد کرد: سومين سناريو که از سوي دشمنان در پيش گرفته شده، حمله به يگان هاي ارتش و ساير نيروهاي مسلح جهت ضربه زدن به روحيه آنها و وادار کردن آنها به اعمال انتقامي گسترده است.
طالب ابراهيم افزود: در پيش گرفتن سناريوي اخير دليل شکست گروههايي است که مدعي بودند حرکت آنها مسالمت آميز است.
وی افزود: این گروه با شکست خوردن سناریوهای پیشین اقدامات مسلحانه و اعلام جنگ عليه ارتش و نيروهاي مسلح را در دستور کار خود قرار دادند، اما بي ترديد اين توطئه نيز با همبستگي ميان ارتش و ملت سوريه شکست خواهد خورد.
این کارشناس سوری، با پيش بيني روی آوردن دشمنان به ترور افراد، افزود: دشمنان در خارج از کشور ساختار و ثبات نظام و وحدت ملی سوريه را مورد هدف قرار داده اند و دغدغه خود را دمکراسي، آزادي شهروندان سوريه و تحقق خواسته هاي مشروع مردم ادعا می کنند ، در حالی که نظام سوریه خواسته های مشروع مردم را به رسميت شناخته و با مجموعه اي از قوانين و راهکارهاي اصلاحي به اجراي آنها اقدام کرده است.
طالب ابراهیم تاکید کرد: دشمنان از مدت ها قبل براي ايجاد فتنه مذهبي در سوريه تلاش کرده اند، اين در حالي است که چنين فتنه هايي در تاريخ سوريه سابقه نداشته است.
اين کارشناس سوري تأکيد کرد: هيچ کدام از اين توطئه ها تحت هيچ شرايطي به نتيجه نخواهد رسيد.
طالب ابراهيم تصریح کرد: هر کس که عليه نظام سوریه سلاح حمل کند، با وي به همان روش رفتار خواهد شد و نيروهاي امنيتي و ارتش، گروه های شبه نظامي و مسلحی را که شمار آنها محدود و در خارج از شهرهاي بزرگ مستقر هستند، متلاشی خواهد کرد.
بسم الله
از تاكتيكهاي انقلاب رنگي براي جا
انداختن مسئله تقلب در انتخابات، پيروز و برنده انتخابات جلوه دادن كانديداي مورد
نظر، قبل از اعلام نتايج انتخابات است
.
حضرت آيتالله العظمي خامنهاي در خطبههاي نماز عيد فطر سال جاري، با اشاره به برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفندماه سال جاری، ذات انتخابات را توأم با نوعی چالش خواندند و تأكيد كردند كه انتخابات، تجلی حضور مردم، مظهر مردمسالاری دینی و ذخیره و پشتوانه امنیت کشور است و باید مراقب بود که این پشتوانه بزرگ، به چالشی برای امنیت کشور تبدیل نشود.
اين هشدار رهبر معظم انقلاب ما را بر آن داشت كه روند چالشآفريني برخي افراد و جريانها را در انتخابات رياست جمهوري سال 88 و فتنهاي كه بعد از آن به وقوع پيوست، بازخواني كنيم تا شايد در جلوگيري از تكرار چنين وقايع تلخي در انتخابات مجلس نهم مؤثر افتد.
آنچه در ذيل ميآيد بخشي از اقدامات رخداده در سال 88 بر اساس اسناد موجود است كه موجب ايجاد چالش امنيتي در كشور شد.
بسم الله
حجت الاسلام و المسلمین دکتر جلالی مسئول دفتر آيتالله مصباح یزدی در گفتوگوی مفصل با سایت خبری ماهان نیوز مطالب جالب و قابل توجهی را درباره شخصیت آیت الله مصباح یزدی و فعالیت موسسه امام خمینی(ره)، جریان انحرافی و جبهه پایداری مطرح کرد.
جلالی متولد 1341 است. وی همزمان با تحصیل خارج فقه و اصول موفق شده است دکترای خود را در رشته روانشناسی بالینی بگیرد. وي را اگرچه غالب بسیجی های کرمانی به خاطر 25 ماه حضور در جبهه ها میشناسند اما شهرت این سال های او بیشتر بر میگردد به همراهی با حضرت آیت الله مصباح و سخنرانی ها و موضع گیری ها در برابر جریان فتنه.
بیش از یک دهه برعهده داشتن مسوولیت دفتر آیت الله
مصباح و تالیفات متعدد در موضوعاتی چون اشتغال زنان، کنترل جمعیت،حکومت اسلامی و
تدریس در حوزه و دانشگاه از وي چهره ای سیاسی، علمی نشان می دهد

بسم الله
در اسناد جديدي كه بر اثر لو رفتن پسورد ويكي ليكس منتشر شده، اسامي منابع اطلاعات ديپلماتهاي آمريكايي فاش شده است.
به گزارش الف، پس از لو رفتن پسورد فايل رمز شده ويكي ليكس و انتشار يكباره تمامي 250000 سند، علاوه بر مشخص شدن نام هاي منابع اطلاعات معمولي مراجع ديپلماتيك آمريكا، نام هاي حساسي كه بعد از ذكر نام آنها عبارت Protect يا Strictly Protect آمده و ارسال كننده سند در مقر ديپلماتيك آمريكا خواستار اعمال تدابير حفاظتي بيشتر در حفظ اين نام ها شده، نيز لو رفت.
بنابراين گزارش، بررسي چند صد سند از ده ها هزار سند ويكي ليكس تاكنون نشان مي دهد، افراد زير در فهرست نام هاي Protect و Strictly Protect قرار دارند. تاريخ بسياري از اين اسناد مربوط به 2008 و قبل از آن مي باشد كه نشان مي دهد بسياري از افرادي كه هم اكنون در غرب عليه ايران فعاليت مي كنند از مدت ها قبل مورد توجه آمريكايي ها بوده اند. برخي از اين افراد منبع بوده و برخي ديگر اطلاعات خود را هنگام خروج از ايران به مامورين ديپلماتيك آمريكا منتقل كرده اند. برخي از اسامي عبارتند از (نقطه چين ها به دليل برخي اقدامات احتمالي از الف):
• هاشم آغاجري
• عبدالله مومني
• م.. م.. ل..
• عليرضا رجايي
• شيرين عبادي
• دكتر فرشيد توفيقي
• امير برمكي/ سازمان ملل
• محمد موسوي خوئيني
• محسن سازگارا
• روبرتو آربيتريو (مقيم تهران)
• ابراهيم يزدي
• علي ن..
• يكي از اساتيد اقتصاد دانشگاه آمريكايي شارجه كه فارغ التحصيل يكي از 8 دانشگاه آي - وي ليگ آمريكاست (هويت معلوم)
• هادي ...
و بسياري اسامي ديگر
بررسي اسناد، حاوي نكات جالب ديگري است:
- اظهارات يكي از مديران سابق سازمان ف... به عنوان منبع دروني در مورد اختلافات به وجود آمده بر سر مشايي در اين اسناد ديده مي شود.
- ديپلمات هاي آمريكايي هنوز نمي دانند كه مسعود رجوي مرده است يا در مخفي گاه زندگي مي كند.
- تنفر عمومي مردم ايران از گروهك منافقين براي ديپلمات هاي آمريكايي محرز بوده و در بسياري از اسناد اين مسئله ديده مي شود.
- تمامي افرادي كه مدعي تقلب در انتخابات شده اند و اين مسئله را به آمريكايي ها انتقال داده اند از منابع (روزنامه نگار، فعال سياسي، نماينده مجلس و ...) نزديك به اشخاص يا ستادهاي احزاب درگير در اعتراضات و مدعي تقلب بوده اند.
- منبعي كه مدعي درگيري بين فرمانده سپاه و رييس جمهور شده بود، از فعالين حزب توده و ماركسيست ذكر شده است. از آنجاييكه اولين بار سايت نزديك به حزب منحله توده اين شايعه را تقريبا مقارن تاريخي كه سند ارسال شده است، منتشر كرده بود، مي توان حدس زد كه منبع هر دو شايعه يك نفر است.
- فردي به اسم دكتر فرشيد توفيقي كه از مديران سابق هلال احمر بوده است (وي از ايران خارج شده است) در گفتگو با ماموران آمريكايي مدعي شده كه از آمبولانس هاي هلال احمر استفاده نظامي مي شود.
- يكي از اعضاي ف.ع.پ مدعي برخي اطلاعات بيمارستاني شده است.
- هاشم آغاجري، عبدالله مومني و ... طي سفري كه به آمريكا داشته اند (2006) با مسئول آمريكايي در دوبي صحبت كرده اند. آغاجري فشار غرب را از عوامل لغو حكم اعدام وي دانسته است.
- يكي از اقتصاددانان بانك مركزي كه در دوران خاتمي از مديران آن سازمان بوده و به گفته خودش استاد خرد پيشرفته وي .. بوده، اظهار داشته: 1 - پنج مرد برتر بيزنس در ايران عبارتند از: رف...، رف...،رف...،رف...،رف...، 2- نصف هفته با اينترنت پرسرعت به جاي كار مشغول گيم بوده اند 3- مشاوران .. نادان هستند و ... .
- يكي از اساتيد دانشگاه كه نماينده مجلس بوده است، به ماموران آمريكايي گفته كه تنها راه تغيير در ايران حمله نظامي است و اين تصور كه گفته ميشود حمله نظامي ايران را متحد مي كند و مردم واكنش نشان خواهند داد غلط است.
- عليرضا نوري زاده به طور مكرر و در موارد متعدد با مركز جاسوسي آمريكا در لندن در ارتباط بوده است.
- يكي از مرتبطين دفتر مطالعات سياسي و بين المل وزارت خارجه كه به دستور م م قرار بوده كنفرانس هولوكاست برگزار كند، به مامورين آمريكايي گفته كه رامين جهانبگو براي اينكه خودش از زندان بيرون برود به خيلي افراد از جمله وي دروغ بسته است. وي در گفتگو با آمريكايي ها اظهار داشته كه توجه ايران به مركز جاسوسي دوبي نشانه موفقيت اين مركز است!
- به گفته يك فعال تجاري در دوبي، .. اخيرا - 2007 - ساختمان و ملك به ارزش .. از طريق .. خريداري كرده است. مكان ساختمان ها نزديك فستيوال سيتي دوبي در يك مركز خريد و تفريح است.
- يكي از محققان .. آمار ايدز و مسايل و دلايل آن را به آمريكايي ها منتقل مي كرده است.
- يكي از نماينده هاي اصلاح طلب به آمريكايي ها گفته كه اگر يك قطعنامه ديگر تصويب شود ما وزير خارجه را استيضاح خواهيم كرد. اين نماينده همچنين گفته كه تلويزيون صداي آمريكا خوب عمل نمي كند و بايد حرفه اي تر عمل كند.
- روبرتو آربيتريو، مدير اداره مبارزه با مواد مخدر و جرايم سازمان ملل در تهران، اطلاعات خود را به آمريكايي ها منتقل مي كرده است. از جمله مثلا مدعي شده كه كنار رفتن فداحسين مالكي ( دبیر سابق ستاد مبارزه با مواد مخدر) نشان مي دهد كه احمدي نژاد بر مجمع تشخيص غلبه كرده است!
در بررسي اسناد ويكي ليكس بايد توجه داشت كه اين اسناد ملغمه اي از اخبار و شايعات درست و نادرست است كه توسط مخالفان و معاندان ايران به آمريكايي ها منتقل مي شده است.
بسم الله
از حمايتهاي گفتماني تا انذارهاي گفتماني
سوم تیر ماه 84 مقطع فراموش ناشدنی در تاریخ انقلاب اسلامی است. برهه ای که هفت کاندیدا با خاستگاه های گفتمانی متفاوت به رقابت پرداختند اما در نهایت محمود احمدی نژاد توانست با شعارهای "دولت اسلامی" و "عدالتخواهی"، از سد رقیبان نامداري از جمله هاشمی رفسنجانی، محمد باقر قالیباف، علی لاریجانی، مصطفی معین و ... بگذرد و در حالی که اکثریت قریب به اتفاق ناظران سیاسی، انتخاب ملت را در فردی غیر از احمدی نژاد جستجو میکردند، انتخاب تاریخی ملت نشان داد علیرغم گذشت نزديك به سه دهه از انقلاب، هنوز كسي شعارهاي انقلاب را بدون رودربايستي و با صراحت بيشتر مطرح كند، پايگاه مردمي قابل توجهتري خواهد داشت.
بسم الله
حجتالاسلام پناهيان در يك برنامه تلويزيوني:
بعد از 30سال اين شد سند آموزشوپرورش؟/ سیدجمال غرب را عمیق ندید
حجت الاسلام و المسلمین پناهیان با حضور در برنامهي تلویزیونی "گره" در پاسخ به این سوال که چه کسانی میتوانند تحول ایجاد کنند، خاطر نشان کرد: سیاستمداران باید به نخبگانی که ویژگیهای لازم را دارند، بها دهند و پای سخنان آنها، از قانونی کردن تا اجرای آن، فداکارانه بایستند. جامعه باید چراغ به دست، به دنبال نخبگانی باشد که بتوانند تحول ایجاد کنند. اینطور نیست که هرکسی مشهور شد، یا هر کسی که تجربهي مدیریت داشت، یا هر کسی که علم داشت بتواند تحول ایجاد کند.
در ادامه بخشهايي از سخنان پناهيان آمده است:

بسم الله
آقای هاشمی! اكثر فرزندان و برخي نزديكان شما در
كارهاي اقتصادي وارد شدهاند و اين امر در صورتي كه جنابعالي رئيس جمهور شويد،
موجب افزايش شايعات خواهد شد. تحمل جنابعالي در مقابل انتقاد آشكار و مطرح در
رسانهها اندك است، اگرچه انتقادات خصوصي را راحتتر ميپذيريد و اين امر يك نقطه
منفي براي يك رئيس جمهور است و باعث پيدايش گروههاي سياسي نيمه مخفي ميشود

اینها بخشهایی از نامه سرگشاده علی مطهری در 20 مهرماه 83 خطاب به هاشمی رفسنجانی است که طی آن از هاشمی خواست تا وارد عرصه انتخابات نشود.
اما علاوه بر این، مرور دیگر مواضع مطهری تا قبل از انتخابات مجلس هشتم نیز نشان می دهد، وی دارای مواضع شفاف و انقلابی بوده، از این رو قرار گرفتن وی در لیست جبهه متحد اصولگرایی به نمایندگی از جریان سوم تیر در مجلس، اقدامی منطقی و بهجا بوده است.
بسم الله
روايت آيتالله مهدويكني از تفسيرهاي ماركسيستي و تفنگي؛
تفسيرهايش مطلوبمنافقينبود/شهيدمطهري ميگفت بشدت خطرناك است

یکی از مسائلی که پس از فتنه 88 رمزگشایی شد، نقش معنوی محمد موسوی خویینی ها در گروهک فرقان بود.
سال گذشته ویژه نامه فرقان نشریه یادآور و ویژه نامه های رمز عبور روزنامه ایران در گزارش های مفصلی با استناد به اظهارات شخصیت های برجسته به تفسیرهای مارکسیستی موسوی خویینی ها در مسجد جوزستان در شمال شهر تهران پرداختند.
یک سال پس از این افشاگری موسوی خویینیها در سايت شخصیاش به تکذیب اظهارات حجت الاسلام و المسلمین جعفر شجونی و دکتر علی مطهری پرداخت.
بسم الله
يك عضو فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس كه ساعتها با مشايي بيپرده و چهره به چهره مباحثه و گفتوگو داشته، او را "الياس " دولت احمدينژاد و مأمور محدودكردن ولي فقيه و منحرفكردن نظام اسلامي خواند و خواستار برخورد دستگاه قضايي با وي و همفكرانش شد.
حجتالاسلام حميد رسايي عضو فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس و از جمله حاميان محمود احمدينژاد است كه هراندازه از عملكرد دولت دفاع كرده، به همان اندازه و از چند سال قبل مخالف جدي اسفنديار رحيممشايي رئيس دفتر رئيس جمهور بوده و منتقد ديدگاهها و رفتارهاي اوست.
مخالفت نماينده مردم تهران با رحيم مشايي ناشي از چندين ساعت گفتوگو و مباحثه چهره به چهره و بيپرده با رئيس دفتر رئيس جمهور است كه وي را در نگاه رسايي به "الياس " كابينه احمدينژاد و منحرفكننده مسير اصلي دولت نهم و دهم مبدل كرده است؛ در ميان حاميان رئيس جمهور، رسايي تنها كسي بود كه فرصت يافت در خصوص نقد مشايي در برنامه "ديروز، امروز، فردا " با علي اكبر جوانفكر مشاور رسانهاي احمدينژاد به مناظره بنشيند و انتقادات علني خود را بيان كند كه البته بعد از آن مناظره، برنامه چالشي "ديروز، امروز، فردا " براي مدتي تعطيل شد.
مدير مسئول هفتهنامه 9 دي كه اين روزها مواضع خود را بيشتر از طريق اين نشريه اعلام ميكند و در چند هفته اخير بارها مسائلي را درباره جريان انحرافي و مرتبطان با اين شبكه مطرح كرده، در گفتوگويي تفصيلي بافارس به بيان ديدگاههايش در خصوص ماهيت و اهداف رحيم مشايي پرداخت و تاكيد كرد كه در روزهاي آينده به افشاگري بيشتري در اين زمينه خواهد پرداخت.
حجتالاسلام رسايي در مطلع بحث، در خصوص ويژگيها، اهداف و ترفندهاي جريان انحرافي در دولت به سركردگي اسفنديار رحيم مشايي اظهار داشت:
سابقه انقلاب اسلامي و بررسي عملكرد شخصيتها نشان ميدهد دشمنان همواره تلاش كردهاند اگر نتوانستند بهطور مستقيم شخصيتي را تحتتاثير قرار داده و از او در راستاي منافع خود استفاده كنند، از كانال اطرافيان وي وارد شوند؛ به عنوان نمونه در قضيه آقاي منتظري دشمنان از طريق بيت او و دامادش كه منتظري اعتماد بسيار زيادي به وي داشت، وارد عمل شده و اهداف خود را پيگيري كردند و يا در موضوع آقاي هاشمي رفسنجاني هم دشمن تلاش زيادي كرد تا منافع خود را از طريق فرزندان و برخي اطرافيان وي تامين كند.
گزينههاي متعدد ديگري هم وجود دارد كه دشمن، برخي از آنها را با فساد اقتصادي و بخشي ديگر را با فساد اخلاقي به خدمت خود درآورده و در مواردي هم دشمن با توجه به زمينههاي شخصيتي افراد از طريق مسائل اعتقادي وارد عمل شده است.
جريان انحرافي امروز با توجه به خصوصيات و ويژگيهايي كه شخص آقاي احمدينژاد داشت و عمدتاً هم اين خصوصيات و ويژگيها بر اساس مباني اعتقادي بود، ابتدا با رويكرد اعتقادي وارد صحنه شد و پس از آن اهداف سياسي و اقتصادي خود را پيگيري كرد و به برخي از آنها رسيد.
* به نظر شما مهمترين هدف جريان انحرافي چيست و در واقع اين جريان چه هدفي را از چه مسيري پيگيري مي كند؟
رسايي: از جمله اهدافي كه مشايي براي رسيدن به آن تلاش مي كند، تصدي كرسي رياست جمهوري يازدهم است اما اين شخص به فراتر از رياست جمهوري مي انديشد و اگر غايت هدف او كسب جايگاه رياست جمهوري بود، مي توانست با استمرار مرام و جهتگيري احمدينژاد سال 84، بدون اينكه نشان دهد با ولايت فقيه مشكل دارد به آن برسد ولي مشايي مأموريت دارد تا نظام اسلامي را به انحراف بكشاند. از نظر مشايي جايگاه رهبري بايد به يك جايگاه تشريفاتي برسد و بسياري از ارزش هاي ديني به ارزش هاي ملي گرايانه تغيير كند.
به عبارت ديگر، از آنجا كه جريان انحرافي و شخص آقاي مشايي به شدت قدرتطلب است، در حقيقت با رويكرد ورود به مباحث اعتقادي به دنبال آن است كه از جايگاه آقاي احمدينژاد براي رسيدن به قدرت در انتخابات مجلس نهم و سپس رياست جمهوري يازدهم بهره برد؛ در حالي كه ترديد نداريم اعتقادات مشايي انحرافي است و از احمدينژاد فقط به عنوان يك سپر استفاده مي كند تا از طريق او به اهدافش برسد.
در كنار اين موضوع، يكي از مهمترين اهداف جريان انحرافي ناكارآمد نشان دادن مديريت انقلابي و ولايي است؛ اتفاقي كه در طول چند سال گذشته رخ داد، اين بود كه مردم طعم مديريت انقلابي را پس از سالها مجدداً در مسير تبعيت از ولايت چشيدند و ما در نقاط مختلف كشور شاهد نتايج اين نوع مديريت بوديم و رهبر معظم انقلاب هم بر اين اساس بارها اصول زنده شده توسط احمدينژاد را ستودند و راه دولت را تأييد كرده مورد تمجيد قرار دادند اما اوجي كه مديريت انقلابي گرفته بود، متاسفانه با فعاليت دهها برابري جريان انحرافي به دليل اعتماد زيادي كه آقاي احمدينژاد به برخي شخصيتهاي اين جريان و در رأس آن آقاي مشايي داشت، با ركود مواجه شد.
* آيا آقاي احمدينژاد از اين مسئله اطلاع ندارد و اساسا ميتوان پذيرفت كه رئيس جمهور با درايت و ذكاوتي مانند احمدينژاد، تحت تاثير افرادي چون مشايي قرار گيرد؟
رسايي: من ميتوانم به اين سؤال هم جواب نقضي و هم جواب حلي بدهم؛ بله احمدينژاد با همه هوش و حواسش مي تواند تحت تأثير الياسهايي قرار بگيرد كه آنها را به عنوان يك شخصيت مثبت باور كرده است. آقاي احمدينژاد فردي شجاع، مدير و با رويكردي زاهدانه است اما معصوم و مجتهد و دينشناس نيست و اتفاقا آسيبهايي كه به او وارد مي شود، از همين نقطه است. همه شخصيتها اشتباه ميكنند و احمدينژاد هم مصون از اشتباهات نيست اما اين اشتباهات به ويژه در اتفاقات اخير هزينه سنگيني براي وي داشته كه شايد اگر دير بجنبد، جبران اين هزينه سنگين دشوار باشد.
علاوه بر اين ما شخصيتهايي را در تاريخ انقلاب داشتهايم كه اعتماد زيادي به برخي اطرافيان خود داشتند كه نمونه آن شهيد رجايي بود كه با همه سلامت اعتقادي و اقتصادي، فريب فردي همچون مسعود كشميري را خورد و اعتماد به كشميري به حد اعتقاد رئيس جمهوري محبوب و مردمي آن روز به كشميري رسيد و موجب شد كه فرد مذكور در ساختار اجرايي كشور به قدري نفوذ كند كه رجايي و باهنر را به شهادت برساند تا به زعم خودش به نظام لطمه بزند.
* جنابعالي چند مرتبه رودررو با مشائي بحث و گفتوگو داشتيد و حتي بعد از يكي از همين ديدارهايتان او را به "الياس " شخصيت شيطاني و اغواگر سريال "اغما " تشبيه كرديد كه تلاش ميكرد شخصيتهاي اصلي داستان را تحتتاثير قرار داده و فريب دهد. از نظر شما مهمترين انحرافات مشايي و اساسا خاستگاه انحرافات فكري جرياني كه وي در راس آن قرار دارد، چيست؟
رسايي: مهمترين انحراف مشايي در فرض خوشبينانه اين است كه اسلام را بر اساس ديدگاههاي خودش تفسير ميكند و دچار بيماري تفسير به رأي از دين است. مشائي مطالعات ديني متفرقه داشته اما اين مطالعات را عمق نبخشيده و به اساتيد فن و مجتهدان مسلط به كتاب و سنت هم مراجعه نكرده تا مسير مطالعاتي وي را مشخص و در مسير درست هدايت كنند؛ در جلسات مختلفي كه با او مواجه بوديم و بحث كرديم به اين نكته روشن رسيدم كه او معتقد به اسلام منهاي روحانيت است و تلاش كرده احمدينژاد را هم به اين سو ببرد كه البته در سايه ولايت فقيه و وجود رهبري با درايت و حكيم در رأس نظام اسلامي نميتواند موفق به تحقق ديدگاه خود شود.
مشايي معتقد است اكثريت جامعه مستضعفاند اما وي استضعاف آنها را فقط مالي نمي داند، بلكه معتقد است اكثريت مردم نسبت به دين اعتقاد جدي ندارند، نسبت به غرب تمايل دارند، ضد روحانيت هستند، از نظر مالي فقير و منتظر كمك مسئولان هستند و از نظر سياسي هم نميتوانند جريانات سياسي را از هم تفكيك دهند.
اجازه بدهيد براي اثبات اين سخن يك خاطره نقل كنم تا بهتر اين مسئله مفهوم شود؛ بعد از مناظره بنده و آقاي جوانفكر در برنامه "ديروز، امروز، فردا " درباره مشايي و رابطه او با دولت كه مناظره خوبي بود و البته پس از آن شاهد تعطيلي اين برنامه تلويزيوني بوديم، يكي از وزراي دولت دهم به مشايي انتقاد كرد كه چرا شما مواضعي اتخاذ ميكنيد كه نيروهاي خودي مجبور شوند در برابر هم قرار گرفته مناظره كنند آن هم با اين دفاع بدي كه جوانفكر از دولت مي كند. مشايي در پاسخ وي گفته بود: "مناظره رسايي و جوانفكر كاملاً به نفع ما بود و ما برنده شديم، چرا كه روحانيت در برابر ما قرار گرفته بود ".
اگرچه حذف روحانيت از صحنه سياسي كشور شالوده فكري مشايي و همفكران اوست، اما بايد توجه داشته باشيم كه مشايي شخصيت چندوجهي دارد و در محافل عمومي و حتي بعضا در برابر احمدي نژاد به تناسب مخاطبينش شخصيتهاي متنوع خود را بروز داده و از خود چهرههايي علمي، فرهنگي، سياسي و اجرايي به نمايش ميگذارد كه اين از ويژگيهاي بارز نفاق است.
* آيا انحرافات مشايي در حد انحرافات فكري است يا او انحرافات عملي هم دارد؟ در طول سالهاي حضور رحيممشائي در عرصه اجرايي كشور ما شاهد نوعي دستاندازيها به منابع عمومي و هزينه آنها براي اشخاص خاص و در واقع نوعي فساد اقتصادي بودهايم كه با شعارهاي دولت احمدينژاد در تعارض است . . . .
رسايي: اين موضوع را در نظر بگيريد كه اساسا فساد اقتصادي به دنبال خود فساد سياسي و فساد اعتقادي و حتي فساد اخلاقي ميآورد؛ مفاسد امروز مشايي هرچند برجستگي اعتقادي دارد اما اين برگرفته از مفاسد اقتصادي است كه درباره شخصيتهايي مانند مهدي هاشمي و برخي اصلاحطلبان و افرادي كه در كنار آقاي هاشمي بوده و اكنون نيز هستند، صدق ميكند و ما در گذشته هم نسبت به آنها هشدار داده بوديم، ريشه در فساد اقتصادي اين افراد دارد.
بسياري از مباني و مواضعي كه امروز توسط مشايي اتخاذ ميشود، قبلا توسط اصلاحطلبان و جريان فتنه اتخاذ شده بود و موضوع تازهاي نيست و به همين دليل شما ميبينيد كه در طول دو سال اخير، مشايي هرگز حاضر نشده از تعبير فتنه درباره جريان برانداز استفاده كند و فتنهگران را در حد مجرمين از نگاه نظام جمهوري اسلامي معرفي كرده و به اطرافيان خودش هم حتي توصيه داشته به جريان برانداز، فتنهگر نگويند.
در بسياري از مواقع، اشتراك اهداف بين جريان انحرافي و جريان فتنه به وضوح مشاهده ميشود كه از مهمترين اهداف آنها تضعيف جايگاه ولايت فقيه و واتيكانيزه كردن اين جايگاه و تضعيف روحانيت و تضعيف روحيه استكبارستيزي است؛ در شيوه عمل اين دو جريان هم مشاهده ميكنيم اين اشتراكات وجود دارد و مشايي دقيقاً با روشهاي اصلاحطلبان به دنبال جذب آراي مردم است.
البته برخي به اصطلاح اصولگرايان ديگر هم بيماري جذب آراي مردم به هر قيمت را دارند كه نمونه خيلي بارز آن را در انتخابات رياست جمهوري نهم شاهد بوديم كه افرادي با شيوههاي غربي و روشهايي كه در مباني ديني و انقلابي ما پذيرفته شده نيست، دنبال كسب رأي مردم بودند و هرچند كه امروز منتقد مشايي هستند، اما با او در مواقعي اشتراك عمل داشته اند.
به عنوان نمونه عرض ميكنم در بسياري از امور بين آقاي لاريجاني و مشايي اختلاف نظر و ديدگاه وجود دارد ولي در خصوص مسائل سياسي و چگونگي جذب آراي مردم براي پركردن پيمانه انتخابات، شاهد اين هستيم كه هر دو جريان يك هدف را دنبال مي كنند ولي دو تاكتيك دارند؛ هر دو به دنبال به دستآوردن 13 ميليون راي انتخابات يازدهم هستند اما يكي معتقد است كه اگر در كنار آقاي هاشمي بايستد به هدفش مي رسد و ديگري معتقد است بايد از طريق نفوذ در بدنه جريان فتنه رسيدن به هدف خود را پيگيري كند كه براي همين سراغ هنرپيشهها ميرود و حرفهاي مليگرايانه ميزند.
* شما نقش جريان فتنه و همچنين بيگانگان را در حمايت و تقويت جريان انحرافي و بسط افكار انحرافي اين جريان چگونه ميبينيد؟
رسايي: ما در خصوص مواجهه با دشمنان بيگانه همواره يك سخن حضرت امام(ره) را به عنوان شاخص داريم كه بارها رهبر معظم انقلاب هم آن را يادآوري كرده اند؛ البته اين شاخص هم مانند بقيه شاخصهها برگرفته از كلام وحي است كه خداوند در قرآن كريم ميفرمايد: "لنترضي عنك اليهود و لا النصاري حتي تتّبع ملتّهم (يهود و نصارا از شما راضي نميشوند مگر اينكه از آنها تبعيت كنيد) ". هروقت ديديم كه دشمنان اسلام به ويژه در اين اديان تحريف شده از كسي خوششان آمده، بايد در او شك كنيم. ما شاهد بوديم كه رسانههاي بيگانه از منافقين، از بنيصدر، از سياستهاي فرهنگي دوره سازندگي، از اصلاحطلبان، از فتنهگران، از فرزندان آقاي هاشمي و حتي از برخي مواضع خود آقاي هاشمي، موسوي، كروبي و خاتمي تعريف و تمجيد كردند و مدتهاست كه از مشايي نيز تعريف و تمجيد ميكنند و حتي در اتفاقات اخير وقتي احمدينژاد چند روز در خانه نشست، براي نخستين بار پس از 6 سال فحاشي نسبت به او، بهيكباره همه مدافع احمدينژاد شدند! خوب نبايد شك كنيم كه دشمن از مشايي و طرز فكر او و اهداف او خوشش ميآيد و از احمدينژاد هم اگر تغيير كند، استقبال مي كند.
مشايي در بسياري از اهداف با جريان فتنه اشتراك نظر دارد و هر دو به دنبال حذف ولايت فقيه بودند؛ از طرفي با جريان اشرافي هم اشتراك داشت كه به دنبال محدودسازي ولي فقيه است. براي همين هم فتنهگران هواي مشايي را داشتند. شما در ايام تبليغات انتخابات دهم شاهد بوديد كه جريان فتنه براي تخريب آقاي احمدينژاد اقدام به توليد CD به ظاهر مستندي تحت عنوان "90 سياسي " كرد و در آيتمهاي مختلف آن موضوعات متنوعي درباره رئيس جمهور مطرح كرد تا در نتيجه انتخابات تاثير بگذارد اما با آنكه مشايي پاشنه آشيل تغيير راي و نظر نيروهاي متدين و ارزشي و حزباللّهي بود، در اين CD هيچ اشارهاي به وي نشد؛ چرا كه آنها براي تحركات آينده خود به او نياز داشتند.
* اما معاون سياسي دفتر رئيس جمهور، وجود جريان انحرافي را در دولت "توهم " خوانده و شخصيتهاي برجسته مخالف اين جريان را به مخالفت كوركورانه متاثر از جعليات تحريكآميز، ويژهخواري مالي و اقتصادي و زورگويي فكري و فرهنگي به جامعه متهم و آنها را به جرياني خطرناك و انحرافي نفوذ كرده در برخي ساختارهاي حاكميتي كه همواره در پي استحاله نظام بوده، منتسب كرده است . . . .
رسايي: اينها يك سري تحليلهاي دمدستي و بدون انطباق با واقعيتهاي بيروني است كه توسط برخي اطرافيان متملق گفته ميشود؛ البته كه در بيرون از جريان اصلاحطلبي طبقهاي از نفوذيها را داريم كه ويژهخواري مالي و اقتصادي دارند و نفوذ كردهاند ولي امروز اين افراد در حال برگزاري جلسات محفلي و انتخاباتي با چهكسي هستند؟ آيا غير از مشايي براي آنها تور جذب پهن كرده؟ مانند بسياري از افراد فاسد و معلومالحال ديگر كه مشايي در برنامه ريزي جذب آرا با آنها ارتباط گرفته است.
* آقاي رسايي! برخي معتقدند كه حاميان دولت در جريانات اخير نسبت به جريان انحرافي و مشائي موضع سكوت اتخاذ كردند و به همين دليل هم حاميان دولت را مورد هجمه قرار دادند. آيا واقعاً شما در اين مدت سكوت كرده بوديد يا . . .؟
رسايي: بهخلاف آنچه رسانههاي همسو با فتنه و خواص مردود ادعا ميكنند كه برخي هواداران احمدينژاد و حاميان دولت نسبت به مشايي سكوت كرده و موضعگيري نكردند، ما از پيشگامان نقد جريان انحرافي بودهايم و پيش از اين در دولت نهم در برابر اين جريان و حتي شخص آقاي مشايي موضعگيري كرديم و به همين دليل هم همواره از طرف احمدينژاد با گلايه و شكايت مواجه بوديم.
اتفاقاً كساني كه امروز براي كسب برخي منافع سياسي و حزبي و اقتصادي به صورت دوپهلو نسبت به موضوع جريان انحرافي موضعگيري مي كنند، همان كساني هستند كه در محافل خصوصي با مشايي و عوامل او نشست و برخاست دارند و در نهايت هم بر سر قدرت به تفاهم مي رسند؛ آنوقت همينها ما را متهم به سكوت ميكنند!
براي ما موضوع مشايي تازگي ندارد و از سال 85 آيتالله مصباح در خصوص مشايي تذكراتي را فرمودند و همه ما را حساس كردند، اما مصالح انقلاب اسلامي در زماني كه درگير فتنههاي بزرگتري بوديم، اقتضا ميكرد كه نسبت به موضوع مشايي به صورت موضوع فرعي برخورد كنيم و در آن مقطع در حد و اندازه ضرورت و امروز هم در حد و اندازه خود به موضوع بپردازيم.
تلاش ما اين است كه با موضوع بر اساس واقعيت، درايت و مصالح انقلاب و نظام برخورد كنيم؛ ما تفاوت جدي بين آقاي احمدينژاد و مشايي قائل هستيم و به صراحت ميگوييم كه پيشينه، سابقه و گذشته احمدينژاد نشان ميدهد كه او فسادهاي اعتقادي و اقتصادي مشايي را ندارد اما متاسفانه به وي اعتماد و حتي اعتقاد زيادي دارد.
* بهعنوان آخرين سؤال بفرماييد بالاخره براي حل اين مشكل در برابر آقاي احمدينژاد چه راهكاري را پيشنهاد ميكنيد؟
رسايي: امروز با توجه به تحركات جريان انحرافي دستگاه قضايي نبايد بيكار بنشيند. بنابراين براي اينكه حتي احمدينژاد هم بهانهاي براي اعتراض نداشته باشد، دستگاه قضايي با دستگيري برخي افراد شاخص فتنهگران مانند فائزه و مهدي هاشمي، مشايي و برخي افراد حلقه اول جريان انحرافي را بايد دستگير كند و به اتهامات مالي و سياسي آنها در كنار سران فتنه رسيدگي كند.
البته توجه داشته باشيد كه براي برخورد با اين موضوع در خصوص آقاي احمدينژاد نبايد از روش برخورد مستقيم استفاده كرد بلكه به عقيده من بايد مردم به احمدينژاد كمك كنند و به او بفهمانند همانطور كه رهبري انقلاب فرمودند، حمايت مردم از او، حمايت از اصول است، نه شخص و البته هر شخصي به اين اصول پايبند باشد به اين محبوبيت و حمايت مي رسد و آن را در سبد خود مي بيند. نكته ديگر اينكه احمدينژاد بايد بداند ما به احمدينژاد بدون مشايي اعتماد و اعتقاد داريم و از نظر ما مشايي عنصري است كه در زمين دشمنان اين ملت بازي ميكند.
بنده همچنان معتقدم كه مهمترين عنصر براي نجات احمدينژاد از فتنه مشايي فقط مردم ولايتمدار هستند و اميدواريم با اطلاعاتي كه پس از دستگيري برخي افراد مرتبط با حلقه انحرافي در هفتههاي گذشته كسب شده، آقاي احمدينژاد هم پي به چهره واقعي مشايي و ياران او ببرد.
بسم الله
سيدمحمد خاتمي در ماههاي منتهي به انتخابات رياست جمهوري دوره دهم، حداقل 33 بار در سخنرانيها و مصاحبههاي مختلف سلامت اين انتخابات را زير سؤال برد.
به گزارش فارس، ترديدافكني و شبههپراكني درباره سلامت انتخابات از گامهاي اوليه جريان فتنه براي تبديل كردن انتخابات رياست جمهوري 88 به يك چالش براي امنيت نظام بود.
زير سؤال بردن سلامت انتخابات رياست جمهوري دوره دهم پروژهاي بود كه اصلاحطلبان آنرا 9 ماه قبل از برگزاري انتخابات، يعني در مهرماه 87 كليد زدند.
اولين بذرهاي ترديد در سلامت انتخابات هم توسط سيدمحمد خاتمي پاشيده شد.
نگاهي گذرا به آرشيو مربوط به اخبار سيدمحمد خاتمي در سايت بنياد باران نشان ميدهد كه خاتمي حداقل 33 بار عليه سلامت انتخابات صحبت كرده است.
در ادامه گوشههايي از سخنان خاتمي عليه سلامت انتخابات رياست
جمهوري 88 را كه عيناً از سايت مذكور كپي شده است، ميخوانيد
:
* ۰۸ مهر ۱۳۸7؛ خاتمي در استان چهارمحال و بختیاری:
"مسأله شخص مطرح نیست. در درجه اول باید فضایی ایجاد شود که مردم بتوانند آزادانه انتخاب کنند. در جریان انتخابات مجلس خیلی از شخصیتها و نیروهای مؤمن، کارآمد و مورد علاقه مردم قبل از انتخابات از عرصه حذف شدند. این مسأله و نظایر آن باید حل شود و انتخاباتی آزاد که تعیینکننده در آن رأی مردم باشد، مورد توجه باشد.
مشکل ما بعضی اصول و چارچوب ها نیست بلکه اجرا نشدن همین قانون اساسی است. هیچ نیرویی، هیچ رکنی و هیچ دستگاهی نیست که غیرمسئول باشد، یعنی اختیار داشته باشد و مسئولیت نداشته باشد! باید قانون اجرا شود.
متأسفانه امروز هم قانون اساسی به صورت دیگری زیر پا گذاشته میشود. کسانیکه باید مجری یا ناظر باشند، نسبت به آن بیتفاوت هستند واحیانا در بیاعتنایی و نقض آن پیشگام هستند".
* ۱۳ مهر ۱۳۸۷؛ خاتمی در دیدار با مدیرعامل و دبیران خبرگزاری ایلنا:
"آنچه بیش از نتیجه انتخابات مهم و حسّاس است، فراهم بودن زمینههای لازم برای برگزاری انتخاباتی آزاد است. راه باید روشن و هموار باشد، نه سنگلاخ، انتخابات باید معنای حقیقی داشته و هیچ کس قیمومیتی بر مردم نداشته باشد".
* ۱۵ مهر ۱۳۸۷؛ خاتمی در اصفهان:
"تفکر اصیلی که ما در بسیاری از بزرگان دین میبینیم، این است که مردم صاحب حق و صاحب رأی هستند و مهمتر از آن اینکه حکومت نیز حد و حدودی دارد. به این ترتیب که حکومت اوّلاً باید مبتنی بر رأی و نظر مردم باشد و ثانیاً در مقابل خواست مردم و نهادهای مردمی مسئول باشد.
آیا به رأی و نظر مردم اعتماد داریم؟ منظور از جمهوری اسلامی چیست؟ وقتی میگوییم جمهوری اسلامی، باید بدانیم که چه میخواهیم و باید چه کار بکنیم؟ آیا موظفیم به هر قیمتی شده یک سلسله شعارها را طرح کنیم و هزینههای بسیار هنگفتی را بیآنکه دستاورد خاصی داشته باشیم، به کشور و جامعه تحمیل کنیم؟
ازجمله راههای حضور مردم در عرصه، تأمین آزادیهای مردم در انتخابات است. اینکه مردم بتوانند به افراد مورد نظر خود رأی بدهند و رأی مردم در همه عرصهها مصون بماند و افرادی که بر سر کار میآیند، واقعاً در برابر مردم و نهادهای مردمی مسئول و پاسخگو باشند و اگر نظارتی هست، فقط برای صیانت از آراء مردم باشد.
حضور در عرصه انتخابات، در صورتی که اهتمامی به قانون اساسی وجود نداشته باشد، بی معنا است".
* ۱۹ مهر ۱۳۸۷؛ خاتمی در جمع اعضای مجمع فرهنگیان، کانون صنفی معلمان، سازمان معلمان ایران:
"ضرورت نظارت بر انتخابات لازمه حرمت و رای آزادانه مردم است، به همین دلیل نظارت وجود دارد و این مهم را از آنجا تنها به دولت واگذار نکردهاند که ممکن است با پول و زوری که دولت دارد، بر انتخابات اعمال قدرت کند.
به گونهای نظارت کنیم که مردم آزادانه انتقاد کنند، نه اینکه نظارت را طوری معنا کنیم که تعیین میکنیم مردم به چه کسانی رأی بدهند! این خلاف قانون اساسی است. این مسائل لااقل برای ما قابل گذشت نیست.
انتخابات مساله بسیار مهمی در کشور است و این بدان معناست که مردم آزادانه رای بدهند و رای آنها مورد حرمت قرار بگیرد.
* ۳۰ مهر ۱۳۸۷؛ خاتمي در دیدار با مجمع مدیران کل سیاسی و فرمانداران دولت اصلاحات:
"نباید جمهوریت نظام لطمه ببیند و جایگاه مردم سست شود؛ باید بکوشیم تا معیارهای اساسی اسلامی به خصوص اخلاق که باید مبنای جامعه باشد، کمرنگ نشود و همه باید در این زمینه تلاش کنند.
ما معتقد به حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان هستیم و میزان رای ملت است؛ همه دستگاهها را مسئول در برابر مردم میدانیم؛ به میزانی که اختیارات بیشتر باشد، مسئولیت هم سنگینتر است. از جمله نهادهایی که میخواهند و میتوانند نظارت کنند، ازجمله مطبوعات، احزاب، گروهها، مجلس، شوراها باید تقویت شوند و گسترش یابند".
* 0۴ آبان ۱۳۸۷؛ خاتمي در دیدار با فعالان اجتماعی سیاسی استان فارس:
"رقابت در انتخابات به کمیت نیست بلکه کیفیت در آن بسیار مهم است؛ رقابت در این است که افراد با گرایشهای مختلفی که دارند، همین اندازه که در چارچوب قانون اساسی میتوانند کار کنند، بتوانند بیایند و مردم با دست باز انتخاب کنند، نه اینکه فقط کسانی بیایند که سلایق خاص دارند و بدتر اینکه کسانی سلایق مخالف خود را با عناوینی بر خلاف شرع و قانون از عرصه بیرون کنند. این حق کسی نیست که نظر خود را بر جامعه تحمیل کند و از امکانات کشوربرای بستن راه به روی رقیب استفاده کند.
امروز اگر کسانی باشند که متوجه نباشند جهت فکری، خواست جامعه ما چیست، خیلی دچار خسارت میشویم. اگر نگذاریم آن جهت و سلیقه بیاید، مردم خواستشان از بین نمیرود بلکه از نظام و دولت فاصله میگیرند که در آن صورت دیگر هیچ چیز نداریم؛ چون بزرگترین سرمایه انقلاب و نظام ما اعتماد متقابل حکوت و مردم است و برای این امر باید زمینهای فراهم شود تا مردم بتوانند با اطمینان خاطر به کسانیکه اعتماد و علاقه دارند، رای بدهند و بعد هم در خدمت تحقق برنامههایی باشند که مورد تایید مردم قرار گرفته است".
* ۱۱ آبان ۱۳۸۷؛ خاتمي در مصاحبه با رسانههاي آلماني در جريان سفر به اين كشور:
"آنچه که برای من مهم بوده و هست، این است که انتخابات درست انجام شود و گزینههای مختلفی که گرایشهای مختلف دارند، حضور داشته باشند و مردم بتوانند با دست باز انتخاب کنند و انتخابات با آزادی انجام شود و تضمین اینکه رای مردم تعیینکننده است. من همواره روی این مسایل تکیه داشتهام و هر کاری از دستم برآمده، کردهام و الان هم معتقدم باید به انتخابات پرشور با حضور مردم و با قدرت انتخابگری متنوع مردم بیاندیشم. امیدوارم شاهد انتخابات پرشور با حضور مردم و برخوردار از معیارهای قابل قبولی که برای ملت ما مفید است باشیم.
* ۱۳ آبان ۱۳۸۷؛ خاتمی در دیدار با فعالان اجتماعی بوشهر:
"پاسداری از اسلام، انقلاب، خون شهیدان و همه هزینههایی که داده شد، این است که رای مردم آزادانه ابراز شود و مورد حرمت قرار بگیرد و این از بزرگترین وظایف انقلابی ماست. طرح مباحث مربوط به انتخابات و نگرانیها و دغدغهها و خواستهای طبیعی مردم نشانه زنده بودن جامعه است. پیش از شروع مبارزات انتخاباتی باید این حضور و شور را قدر دانست و درک درست آن را مقدمه انتخابات پرشور به حساب آورد.
اعلام نامزدی از سوی بعضی افراد و عزیزان حق آنان است. فعالیت گروهی و حزبی نیز محترم است؛ اما التهابات موجود در جامعه به معنی مبارزات انتخاباتی نیست بلکه این التهابات نشانه حیات جامعه است و همه باید متوجه التهابات، نگرانیها و دغدغههای جامعه باشند.
اگر امنیت و انسجام و وحدت جامعه و بالا رفتن امید مردم اهمیت دارد، مسئولان باید زمینهای فراهم کنند که مردم احساس کنند میتوانند انتخابی کنند که دفع دغدغه آنها میشود."
* ۱۳ آذر ۱۳۸۷؛ خاتمی در استان لرستان:
"در انتخابات حتما باید در جهتی حرکت کرد که نیازها، خواستهای مردم و آن چیزی که شایستگی انقلاب و ایران است، تامین شود و انتخابات درست برگزار شود. اولا مردم در صحنه بیایند؛ ثانیا آنچه را مردم میخواهند، درست حفاظت و حراست شود وخواست آنها به نتیجه برسد.
کارگزاران و دستاندرکاران انتخابات باید به ملت اطمینان دهند که خواست انها تامین خواهد شد."
* ۰۱ دى ۱۳۸۷؛ خاتمي در استان کرمانشاه:
"در دوران ما برای تحقق اصل حاکمیت مردم بر سرنوشت و مبنا بودن رای مردم، راهی جز انتخابات آزاد که مردم با شوق و ذوق در آن شرکت کنند و برگزینند و گزینش آنها مورد احترام باشد، بدون اینکه در مقابل وی کارشکنی کنند، نیست.
کسانیکه انتخابات را برگزار میکنند، باید بیطرفانه برخورد کنند و بگذارند رای مردم ظهور و بروز پیدا کند و باید به رای مردم تن دهند. این نگرانی است که ما همیشه داشته ایم و حالا نیز داریم.
جنبه دیگر انتخابات خود مردماند؛ اگر مردم در انتخابات پرشور شرکت نمایند در این صورت هر تعرضی خنثی خواهد شد. هر زمان میزان مشارکت مردم بیشتر بوده، شاهد حضور متفاوت در عرصه بودیم. بنابراین مردم باید در عرصه بیایند، در این صورت هیچ تصرف، معجزه و سحری نمیتواند خواست مردم را دچار مشکل کند.
امیدوارم دست اندرکاران انتخابات نیز در اجرا اطمینانی بوجود بیاورند که از رای و نظر مردم حفاظت خواهند کرد نه اینکه عدهای با احساس تکلیفی که میکنند و با امکاناتی که دارند و حاضر به پاسخگویی در مقابل مردم نیستند، رفتارهایی بکنند که شایسته نظام جمهوری اسلامی نیست.
چرا ترس از این است که مردم به چه کسی رای بدهند؟ چرا کاری میشود که مردم مایوس شوند و یا اینکه تصور کنند رایشان تاثیری ندارد؛ باید این ذهنیتها از جامعه پاک شود. مردم باید در عرصه باشند تا بتوان مشکلات را حل کرد. هرچه حضور مردم در عرصه کمتر شود، امکان اینکه خواست اکثریت تامین نشود، به وجود میآید ولی اگر سیل مردم در صحنه بیایند، روشهایی که فقط یک جریان در کشورحاکم باشد، منتفی خواهد شد.
همه ما در مقابل اسلام، سرنوشت ملت ایران مسئولیم. باید کمک کرد تا مسئولان خدمت کنند ولی اگر نظر بهتری وجود دارد، برگزارکنندگان انتخابات باید زمینه را برای عرضه و حضور آنها فراهم کنند و از رای مردم هرچه بود، حفاظت شود نه اینکه تکلیفشان خلاف آن چیزی باشد که قانون برایشان مشخص کرده است، قانون اساسی گفته ناظران و مجریان باید پاسدار رأی مردم و بیطرف باشند.
در انتخابات باید این تضمین داده شود که سلیقههای مختلف بتوانند حضور داشته باشند و از رای مردم حفاظت خواهد شد، مردم نیز باید پای صندوقها بیایند و بدانند میتوانند به خواستشان برسند و اگر نیامدند، انتظار نداشته باشند آنچه میخواهند تحقق یابد."
* ۲۳ دى ۱۳۸۷؛ خاتمی در استان ایلام:
"نظارت استصوابی یعنی اجرا و نه نظارت و بالاتر از آن با بعضی رفتارها، یعنی قیمومیت. معتقدم اگر نظارت استصوابی نیز وجود دارد، باید با چارچوب مردمسالاری سازگار باشد. یعنی نمیتوانیم کاری کنیم که رای و خواست مردم یک طرف ولی سلیقه عدهای تعیین کننده همه چیز باشد.
معتقدم اگر در انتخابات آزادی باشد و از امکانات موجود سوءاستفاده نشود، سختگیریهای بیجا نشود و واقعاً رای مردم مورد حرمت قرار گیرد، تردید ندارم وضع طور دیگری خواهد بود و حتی کسانی که امروز سر کار هستند و میخواهند دوباره بیایند، باید شعارهای خودشان را عوض کنند. به هر حال آنچه باید مورد احترام باشد، رأی مردم است که در فضای آزاد و با استفاده از آنچه قانون معین کرده است، ابراز شود و مورد حمایت قرار گیرد".
* ۲۷ دى ۱۳۸۷؛ خاتمي در حاشيه نشست جمعیت توحید و تعاون:
"البته در انتخابات افراد باید ببیند چه احساسی میکنند، چه تکلیفی دارند، چگونه میتوانند کار کنند و تصمیم بگیرند و انشالله انتخابات آزاد باشد و هر کسی رای آورد، انشالله که مبارک است."
* ۱۳ بهمن ۱۳۸۷؛ خاتمی در دیدار با دیدار دبیرکل و شورای راهبردی ائتلاف حزبالله ایران:
"نباید در ذهن مردم این تداعی ایجاد شود که رأی آنها در انتخابات آینده اثر ندارد و حتی بعضیها ممکن است احساس تکلیف کنند که خلاف قانون اقدام کنند. در این شرایط من پاسخی برای مردم و خدای خود ندارم که ساکت بنشینم".
* ۲۰ بهمن ۱۳۸۷؛ خاتمی در استان مازندران:
"خدا را سپاسگذاریم که هنوز انتخابات به رسمیت شناخته میشود، گرچه معتقدیم مشکلات و نارساییهایی در این زمینه وجود داشته که خیلی متناسب با آرمانهایی که ملت میخواست و در قانون اساسی بود و امام بر آن تاکید داشت، نیست.
البته فقط نقش را باید خواست و اراده مردم داشته باشد و تاثیر عوامل بیرون از اراده و خواست مردم در امر انتخابات باید به صفر برسد.
اصلاحات وفادار به امام و ایران، اصلاحاتی است که سعی میکند موانعی که در زمینه بروز و ظهو خواست مردم هست یا مشکلاتی که ممکن است وجود داشته باشد، آنها را مصلحانه و اصلاحگرایانه رفع کند".
* ۲۰ بهمن ۱۳۸۷؛ خاتمی در گفتوگو با ویژهنامه نشریه «حضور»:
"آیا تفسیرهای عجیب و غریب از قانون اساسی و تصمیمهایی که حق انتخاب مردم را که رای آنان میزان است، محدود میکند و به جای نظارت بر انتخاب آنان، بر آنان قیمومیت میشود، ما را به آنچه امام قول بازگشت به آن را دادند، نزدیکتر میکند یا دورتر؟"
* ۱۶ اسفند ۱۳۸۷؛ خاتمي در جمع خبرنگاران رسانههای محلی استان فارس:
"در هر انتخاباتی ممکن است مشکلاتی وجود داشته باشد و در دوره خودم سعی کردم انتخاباتی آزاد برگزار شود ولی باید متوجه بود که همه مسائل انتخابات را نباید متوجه دولت کرد. متاسفانه نظارت استصوابی و معنایی که بعد از رحلت امام ازآن به جامعه ما رسوخ کرد، در برخی مواقع این نظارت حالت قیمومیت به خود میگیرد و کسانی که اینگونه عمل میکنند، باید به جامعه پاسخگو باشند.
دستاندرکاران انتخابات هم باید به اهمیت رای مردم احترام بگذارند.
باید از اختیارات محدودی که داریم، جلوی تخلفات را بگیریم و من این کار را کردهام و در سراسر کشور کار آموزش به افراد را آغاز کردهایم".
* ۱۹ اسفند ۱۳۸۷؛ خاتمی در استان سیستان و بلوچستان:
"باید بگویم، به هر صورت امکانات و دستها و جریانهایی در کشور وجوددارد که نمیگویم نامشروع ولی با دیدگاههای خاص به هیچ وجه نمیخواهند جریان اصلاحات که حالا نمایندهاش هر کس میخواهد باشد، یا کسانی که به تغییر اوضاع میاندیشند روی کار بیایند.
امکانات در آن طرف وسیع است ولی در میان اصلاحطلبان امکانی جز مردم نیست و باید تلاش کرد تا آنها با اشتیاق پای صندوق بیایند و از رأی آنها صیانت کرد که در این صورت تردید ندارم که نتیجه چه خواهد شد".
* ۲۶ اسفند ۱۳۸۷؛ خاتمي در بيانيه اعلام انصراف خود از كانديداتوري:
"ضمن تأکید بر این نکته که همه ما باید میدان و عرصه انتخابات را از بازیگرانی که چشم به تفرقه نیروهای اصلاحطلب و خواستار تغییر دوختهاند، بگیریم و همه تلاش خود را برای برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم معطوف کنیم، انصراف خود را از نامزدی در انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام میدارم".
* ۲۱ فروردين ۱۳۸۸؛ خاتمی در طی نشستی با نمایندگان ستادهای انتخاباتی خود:
"افتخار انقلاب اسلامی ما این است که مبنای نظم اجتماعی و حکومت رای مردم است و از جمله، تلاش اصلاحات باید این باشد که این اصل تداوم پیدا کند، به صورت کاریکاتور درنیاید، صوری نشود، واقعی باشد و از اینکه مردم مبنای اصلی تصمیم گیری در نظام باشند و زیر بنای اصلی سامان اجتماعی در عرصههای اجتماعی باشند و اگر خطراتی از درون آن را تهدید میکند، بشناسیم و سعی کنیم آن خطرات را بر طرف کنیم.
مجموع رایهای ما حدود 60 درصد است. اما این رای کجا رفت؟ چه شد که کسانی که رای اصلیشان حدود یک پنجم رایی بود که به صندوقها ریخته شد، پیروز شدند؟ البته روش، روش منطقی و قانونی بود و نتیجه هم محترم است".
* ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۸؛ خاتمي در گفتگوی ویدیویی با «موج سوم»:
"معتقدم که طی چند سال اخیر، رویهها و شیوههایی اعمال شده است که خلاف روح قانون اساسی و احیانا نص قانون اساسی است و قدرت انتخاب مردم را محدود میکند و سلیقههایی اعمال میشود که به جای اینکه برای رای آزاد و پرشور مردم زمینهسازی بکند، در واقع پیش از تصمیمگیری مردم، برای مردم تصمیمگیری میکند و این خلاف جنبه دموکراتیک انقلاب ما و قانون اساسی ما است. من نمیخواهم بگویم سوءنیت هست، ولی این مسائل به وجود آمده است.
آرزویم برای روز 22 خرداد پیروزی مردم و برگزار شدن یک انتخابات سالم و رقابتی است و چون میدانم در چنین شرایطی، نتیجه انتخابات چیست، همان نتیجهای که در اثر انتخاباتی سالم و آزاد و با حضور اکثریت مردم حاصل میشود، آرزویم است و امیدوارم که همین نتیجه به دست بیاید."
* ۰۴ ارديبهشت ۱۳۸۸؛ خاتمي در جلسه مجمع عمومی نمایندگان ادوار:
"باید برای حضور گسترده مردم تلاش کرد؛ چراکه در این صورت ترفندها، تصرفها و نابرابریها نمیتواند برای کسانی که نمیخواهند تغییری به نفع ارزشها و منافع کشور رخ دهد اثر داشته باشد. من هم معتقدم در نهایت نباید کاری شود که آرای اصلاحطلبان که معتقدم اکثریت هستند، به نفع طرف دیگر مصادره شود و با تفرقه مشکل ایجاد شود. نامزدها برای حضور مردم فراخوان بدهند؛ چراکه هرچه مردم حساسیت لازم را برای انتخابات نداشته باشند، خواست اکثریت هم تحقق نمییابد."
* ۰۶ ارديبهشت ۱۳۸۸؛ خاتمی در دیدار با اعضای خانه احزاب گیلان:
"خدا را سپاسگزاریم که هنوز انتخابات در کشور هست گرچه معتقدیم شیوه ها و روش هایی وجود دارد که آنها درست نیست و حتی گاهی با روح قانون اساسی سازگار نیست."
* ۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۸؛ خاتمی در دیدار با جمعی از ایثارگران و جانبازان:
"من این نگرانی و دغدعه را دارم که همه امکانات تبلیغاتی، اجرایی و نظارتی در اختیار جریان خاصی است و طرف دیگر واقعا بی پناه است.
در کشور تنها یک راه وجود دارد که میتواند بسیاری از ترفندها و راههای غیر منصفانه موجود و یا راههای طبیعی که به روی ملت بسته شده است را باز بکند یا جلوی راههای انحرافی را بگیرد و آن حضور مردم در انتخابات است."
* ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۸؛ خاتمي در ديدار با کمیته ایثارگران ستاد میرحسین موسوی:
"مردم اگر خواهان تغییر هستند باید با شرکت در انتخابات این خواسته خود را پیش ببرند. البته هر چند نگرانیها و موانعی هست مثل نگرانی از یک دست بودن عوامل اجرایی و نظارت انتخابات."
* ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۸؛ خاتمی در دیدار با اعضای ستاد 88:
"من بارها گفتهام، رویهها و ضوابطی تنظیم شده است که تا حدی با روح قانون اساسی و آرمانهای انقلاب اسلامی مغایرت دارد.
من اعلام میکنم رویههایی که با حسن نیت یا غیر از آن، اتخاذ شده در خیلی جاها با این جهات انقلاب اسلامی و خواست تاریخی مردم و حتی روح قانون اساسی تعارض دارد، هر چند که در برخی زمینهها بصورت قانون هم در آمده و نمیگوییم کار خلاف قانون صورت میگیرد.
محدودیتهایی هم که ایجاد میشود، همه مورد احترام ما هستند، ولی اینکه نظارت را به اجرای کامل معنی کنیم و محدودیتهایی ایجاد کنیم و اگر کسی هم اعتراضی داشته باشد، همان کسانی که همه کاره قضیه هستند، داوری قضیه را هم به عهده داشته باشند، با معیارهای قانون اساسی، انقلاب و امام(ره) سازگار نیست.
اگر هم کسی میگوید این اوضاع باید تغییر یابد، اتفاقا در دفاع از آن آرمانها خواهان تغییر است. وقتی میگوییم از انتخابات نگران هستیم، بالضروره بدین معنا نیست که خدای نکرده تعداد زیادی رای باطله را به نام فرد دیگری به صندوق بریزند و یا آراء را نخوانند که البته در همه جای دنیا ممکن است این مسائل وجود داشته باشد، بلکه منظور ما این است که باید کسانی باشند که از تک تک آراء دفاع کنند و اگر کسانی باشند که احساس وظیفه کنند که علیرغم خواست مردم و برای اینکه جواب خدا را بدهند و به خیال خود به وظیفه دینی عمل کنند، این امر ایجاد مشکل میکند.
آیا در عرصه انتخابات عدالت حکمفرما است؟ ما وقتی از آزادی انتخابات میگوییم، بیشتر آن مربوط به قبل از انتخابات است و همه آن مربوط به شمارش آراء نیست. بر فرض که رایگیری دقیق باشد و یک رای هم جابجا نشود، اما قبل از آن زمینه عرضه افکار کاندیداها به مردم مساوی است؟
امروز همه امکانات مادی، معنوی، اجرایی و اداری در اختیار بعضیهاست و همانگونه که گفتم آنها نیازی به داشتن ستاد ندارند و در مقابل بعضیها هم در محرومیت کامل بسر میبرند و برای پیدا کردن محلی برای سخنرانی هم با مشکل مواجه میشوند و در همان جاهایی هم که امکان سخن گفتن پیدا میکنند، با شلوغی و ناامنی مواجه میشوند.
وقتی میگوییم انتخابات باید به درستی برگزار شود، یکی از موارد آن هم همین است. فورا ما را متهم نکنند که میگوییم در انتخابات تقلب میشود و آراء جابجا میگردد. اگر آن مسائل هم باشد، موضوعات دیگری هم مهم است و طبعا کسانی که بر سر صندوقها حاضر هستند و نقش تعیین کننده دارند، باید حتی الامکان انسانهای بیطرفی باشند که ما شک داریم افراد بی طرفی بتوانند بیایند.
کسانی باید صلاحیتها را تعیین کنند که معتمدان مردم باشند، نه اینکه به کس دیگری حق وتو بدهیم یا اینکه اصلا این مساله را قبول نداشته باشیم".
* ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۸؛ خاتمی در دیدار با اعضای ائتلاف مردمی حامیان موسوی:
"اگر از امر انتخابات ابراز نگرانی میشود، نمیخواهیم افراد یا دست اندرکاران را متهم کنیم ولی صحبت سر این است که آیا ساز و کارهایی که هست، صحیح است و با روح مردمسالاری و روح قانون اساسی سازگار است و این ساز و کارها و روشها با با فلسفهای که انتخابات دارد، همخوانی دارد؟
اگر کسانی دم ازصیانت آرا میزنند، قبل از اینکه خدای نکرده بخواهند کسانی را متهم کنند که سوءاستفاده میکنند، توجهشان به ساز و کارها و رفتارهایی است که وجود دارد و میتواند تبدیل به رویهای خطرناک شود.
ما معتقدیم روح قانون اساسی و آنچه مردم ما میخواستند، خیلی با این روشها سازگار نیست.
اصلا چرا نظارت بر انتخابات میگذارند، برای اینکه کسانیکه امکانات بیشتری دارند، انتخابات را به نفع خودشان مصادره نکنند. نظارت برای این است. حالا اگر کسانیکه نظارت میکنند، حتی نسبت به کسانیکه در اجرا هستند، سلیقههای خاص و تعصبات بیشتری داشته باشند و بعد نظارت و اجرا یکسان باشند، این روش، روش مطمئنی نیست. ما چه کار کنیم که این اطمینان حاصل شود؟"
* ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۸؛ خاتمی در دیدار با جمعی از دختران و زنان جوان:
"با حضور اکثریت مردم خیلی از ترفندها و راهکارها و ساز و کارهایی که از تحقق خواست مردم جلوگیری می کند، از بین خواهد رفت و انشالله نتیجهای حاصل خواهد شد که به نفع انقلاب، کشور و مردم است".
* ۰۱ خرداد ۱۳۸۸؛ خاتمی در مصاحبه با نشریه نیوزویک:
"باید به مردم بگوییم که انتخابات یک فرصت و موقعیتی است که انقلاب و تاریخ در اختیار آنها گذاشته است، گرچه ممکن است ما به بعضی شیوه ها و رویههایی که در انتخابات هست و قدرت انتخاب مردم را محدود میکند اعتراض داشته باشیم و حتی ممکن است بعضی از آنها قانونی هم باشند، اما صحبت بر سر این است که آیا همه قوانین عادلانه تصویب شده و در چارچوب روح قانون اساسی هست یا نیست؟ به هر حال این محدودیتها وجود دارد، ولی تعیین کننده حضور مردم است.
من معتقد نیستم که در ایران تقلب بصورت تعیین کننده وجود داشته باشد، زیرا خود من هم در دوران مسئولیت ریاست جمهوری چند انتخابات را برگزار کردم. اگر هم چنین چیزهایی باشد، خیلی با انتخابات فرمایشی که مردم در آن نقشی ندارند، فرق دارد. مثلا در دوره گذشته (پهلوی) از پیش معلوم بود که چه کسی باید از صندوق بیرون بیاید و بنابراین رای مردم مهم نبود. ولی در جمهوری اسلامی چنین نیست، هرچند که ممکن است نقصها و کمبودهایی وجود داشته باشد و من امیدوارم که این نقصها به حداقل خودش برسد و همه احساس کنیم که باید از رای مردم صیانت و پاسداری کنیم، به علاوه اینکه حضور گسترده مردم تمام این موانع و مشکلات را می تواند بر طرف کند. زیرا اگر تصرفاتی هم باشد، مگر چقدر است؟"
* ۰۴ خرداد ۱۳۸۸؛ خاتمي در مصاحبه با پایگاه خبری یاری:
"دیدگاهی وجود دارد که قوای سه گانه و اینها خیلی کارهای نیستند، دستگاههای مختلفی در این مملکت وجود دارند، دستگاههایي که مسئولیت ندارند اما اختیارات دارند و به هر حال شکلی و صوری هستند و در واقع به معنای آن است که آنجایی که رای مردم هست، چندان اعتباری وجود ندارد و نهادهایی که باید حافظ رای مردم حافظ خواست و منافع مردم باشند، طوری شده که خودشان را قیم مردم میدانند، شما در جریان انتخابات، صلاحیتها، ردصلاحیتها و اعمال شیوههای خاص در انتخابات هستید، در اینجا صحبت از نظارت نیست که حالا استصوابی یا غیر استصوابی باشد، صحبت سر قیمومیت و عدم قیمومیت بر جامعه است.
فرض کنید شورای نگهبان که نگهبان قانون اساسی است، اگر خودش بر خلاف قانون اساسی عمل کند، چه کسی باید نظارت بکند. اگر بنده معتقد باشم این روشهای ردصلاحیتها که انجام میشود، ولو اینکه قانون عادی هم درست شده باشد ولی این خلاف روح قانون اساسی و خلاف این قانون و خلاف آن خواست قانون اساسی است، من کجا باید بروم حرفم را بزنم یا دیگران که معترض هستند؟"
* ۰۹ خرداد ۱۳۸۸؛ خاتمي در آبادان:
"انتخاب حق شماست و البته نمیخواهم در رابطه با رویههای موجود که برخلاف آن چیزی است که امام و انقلاب میخواست و جریانی با استفاده از این روندها از امتیاز بیشتری برخوردار است، صحبت کنم اما میخواهم تاکید کنم که حضور چمشگیر شما در روز انتخابات میتواند جلوی این مسایل را بگیرد همانگونه که در دوم خرداد همه ارادهها در این بود که جریان دیگری پیروز شود.
اگر موج آمدن مردم در روز انتخابات شکل بگیرد هیچ سازوکاری نمیتواند رای مردم را عوض کند."
* ۱۰ خرداد ۱۳۸۸؛ خاتمي در اهواز:
"میدانم که موانعی در مقابل رای شما هست میدانم که ارادههایی وجود دارد که نخواهد رای اکثریت مردم محقق شود اما همت و اراده شما میتواند معجزه بیافریند، همچنان که آفریده است.
زنان، مردان به پای صندوقهای رای بیائید تا باز هم علیرغم اردههای تنگنظرانه که عزت شما را نمیخواهد، در روز 23 خرداد بگوئیم که این ملت بود که پیروز شد."
* ۱۰ خرداد ۱۳۸۸؛ خاتمي در مراسم افتتاح تلویزیون اینترنتی موج سوم:
"البته ارادهای نگران از حاکمیت اکثریت در این انتخابات است ولی در صورتی که تمامی مردم به صورت پرشور در این انتخابات حاضر شوند، صیانت از آرای انتخابات ریاست جمهوری خود به خود محقق خواهد شد.
حضور گسترده مردم خود بهترین ضامن برای صیانت از آراست و ما تجربه این موضوع را در دوم خرداد داشتیم که خواست مردم تحقق پیدا کرد و برخی ساز و کارها محقق نشد".
* ۲۱ خرداد ۱۳۸8؛ خاتمي در اصفهان:
"باید برای نجات کشور از مهلکهای که در آن گرفتار شدهایم، در 22 خرداد حضور گستردهای داشته باشیم که حضور مردم باطلالسحر است تا بگوییم علیرغم کارشکنیها و ارادهای که میخواهد اقلیت بر کشور حاکم باشد، بگوییم با حضور مردم میتوانیم موانع را پشت سر بگذاریم."
بسم الله
جبهه پايداري انقلاب اسلامي بيانيه شماره 3 خود را بهمناسبت هشتم شهريور؛ سالروز شهادت رجايي و باهنر و هفته دولت منتشر كرد.
به گزارش رجانيوز، در اين بيانيه ويژگيهاي دولت اسلامي مورد تأكيد قرار گرفته و تصريح شده است كه "عملکرد خوب در برخی از عرصه ها نباید ما را از ضعف ها و کاستی ها در بعضی دیگر از عرصه ها غافل کند."
در بخش ديگري از اين بيانيه نيز هشدار داده شده است كه "حاسدان و مرتجعان و طالبان بازگشت به قدرت، با ترویج ناامیدی و انکار نقاط مثبت و گاه با تکیه بر دشمنان بیرونی، در پی تضعیف استحكام دولت به ویژه حمایتهای مردمی آن هستند."
متن كامل اين بيانيه در ادامه آمده است:
«.»
بسم الله

یکی از مهمترین چالش های دکتر احمدی نژاد در آغاز سفرهای استانی، حضور اسفندیار رحیم مشایی همراه رئیس جمهور و هیات دولت است که یقینا باعث بروز اعتراض های جدی و طرح شعارهای داغ مردمی علیه همراهی عناصری چون مشایی با دکتر احمدی نژاد خواهد شد.
در این میان یک پرسش اساسی مطرح است و آن مقدار هزینه ای است که دکتر احمدی نژاد حاضر است برای ادامه حضور اسفندیار در دولت پرداخت نماید. آیا احمدی نژاد همچنان مصمم است ویترین دولت دهم را با عناصری چون مشایی، بقایی، ملک زاده و رحیمی بچیند و یا طرحی نو درانداخته و آماده برهم زدن ویترینی است که جز اتهام فساد و ناکارآمدی ارمغان دیگری برای رئیس جمهور نداشته است.
بسم الله
مشاور عالي مقام معظم رهبري در امور بين الملل گفت: جبهه پايداري اصل تشكيل جبهه اصولگرايي را قبول دارد و به تصميمات آن احترام مي گذارد.
به گزارش فارس، علي اكبر ولايتي در حاشيه اولين همايش بيداري اسلامي در جمع خبرنگاران اظهار داشت: خبرهايي كه از جبهه پايداري داريم اين است كه آنها همگرايي اصولگرايان را قبول دارند.
وي گفت: دو طرف تلاش در جهت وحدت دارندكه اميدواريم در آيندهاي نه چندان دور شاهد پيوستن آنها باشيم، هرچند ممكن است كه با تاخير هم به اصولگرايان بپيوندند، اما اصل تشكيل جبهه اصولگرايي را قبول دارند و به تصميمات آن احترام مي گذارند.
ولايتي در پاسخ به سئوال ديگري در مورد نقش آيت الله مهدوي كني و آيت الله يزدي در وحدت اصولگرايان، گفت: اين نشان دهنده حضور فعال بزرگان و روحانيون در اين امر است.
ولايتي:جبههپايداري همگرايياصولگرايانرا قبول دارد
مشاور عالي مقام معظم رهبري در امور بين الملل گفت: جبهه پايداري اصل تشكيل جبهه اصولگرايي را قبول دارد و به تصميمات آن احترام مي گذارد.
به گزارش فارس، علي اكبر ولايتي در حاشيه اولين همايش بيداري اسلامي در جمع خبرنگاران اظهار داشت: خبرهايي كه از جبهه پايداري داريم اين است كه آنها همگرايي اصولگرايان را قبول دارند.
وي گفت: دو طرف تلاش در جهت وحدت دارندكه اميدواريم در آيندهاي نه چندان دور شاهد پيوستن آنها باشيم، هرچند ممكن است كه با تاخير هم به اصولگرايان بپيوندند، اما اصل تشكيل جبهه اصولگرايي را قبول دارند و به تصميمات آن احترام مي گذارند.
ولايتي در پاسخ به سئوال ديگري در مورد نقش آيت الله مهدوي كني و آيت الله يزدي در وحدت اصولگرايان، گفت: اين نشان دهنده حضور فعال بزرگان و روحانيون در اين امر است.
ولايتي:جبههپايداري همگرايياصولگرايانرا قبول دارد
مشاور عالي مقام معظم رهبري در امور بين الملل گفت: جبهه پايداري اصل تشكيل جبهه اصولگرايي را قبول دارد و به تصميمات آن احترام مي گذارد.
به گزارش فارس، علي اكبر ولايتي در حاشيه اولين همايش بيداري اسلامي در جمع خبرنگاران اظهار داشت: خبرهايي كه از جبهه پايداري داريم اين است كه آنها همگرايي اصولگرايان را قبول دارند.
وي گفت: دو طرف تلاش در جهت وحدت دارندكه اميدواريم در آيندهاي نه چندان دور شاهد پيوستن آنها باشيم، هرچند ممكن است كه با تاخير هم به اصولگرايان بپيوندند، اما اصل تشكيل جبهه اصولگرايي را قبول دارند و به تصميمات آن احترام مي گذارند.
ولايتي در پاسخ به سئوال ديگري در مورد نقش آيت الله مهدوي كني و آيت الله يزدي در وحدت اصولگرايان، گفت: اين نشان دهنده حضور فعال بزرگان و روحانيون در اين امر است.
كيهان: رئيس خودخوانده شوراي موسوم به هماهنگي راه سبز اميد كه در واقع چيزي جز بازوي رسانه اي منافقين نيست اعتراف كرد اين شورا با علم به اينكه تاريخ مصرف موسوي روزي به پايان خواهد رسيد تشكيل شد تا جاي او را جايي در خارج از ايران پر كند.
اردشير امير ارجمند كه با روز آنلاين گفت وگو كرده گفته است ايده تشكيل اين شورا مربوط به قبل از حصر خانگي ميرحسين موسوي است تا «اگر براي او مشكلي پيش آمد كارها ادامه پيدا كند.»
اردشير اميرارجمند از بستگان مسعود اميرارجمند است كه هم اكنون مسئوليت شاخه اطلاعاتي سازمان منافقين در پاريس را برعهده دارد.اردشير كه ادعا مي كند با هماهنگي مسعود از ايران خارج شده است هم اكنون در پاريس اقامت دارد اكنون اين حدس مطرح شده است كه اميرارجمند سال ها در كنار ميرحسين موسوي به عنوان يك مهره اطلاعاتي سرويس هاي غربي عمل كرده و مشغول خط دهي او بوده است.
اظهارات جديد اميرارجمند اين تحليل برخي كارشناسان در داخل را تاييد مي كند كه از مدت ها پيش عقيده داشتند حمايت صريح موسوي و كروبي از پروژه صهيونيستي 25 بهمن يك برنامه ريزي انتحاري از خارج از كشور بود كه در واقع هدفي جز حذف اين دو نفر و انتقال رهبري آشوبگران به خارج از كشور را نداشت.
امير ارجمند در بخش ديگري از اين مصاحبه تاكيد مي كند كه از نظر او عضويت در چيزي كه جنبش سبز مي خواند هيچ شرط ايدئولوژيكي ندارد و مثلا لائيك ها هم مي توانند عضو جنبش سبز باشند بي آنكه لازم باشد دست از عقايد خود بردارند.
وي همچنين مي گويد كه شوراي بانمك او براي روز 22 خرداد فراخوان راهپيمايي سكوت داده و از اين فراخوان استقبال خوبي هم شده است! امير ارجمند منظور خود از «استقبال خوب» را توضيح نداده ولي احتمالا شاهدي جز اين ندارد كه مثلا مردم در تهران روزي كه در آن راهپيمايي به اصطلاح سكوت برگزار شده بود، بي آنكه شعاري بدهند در خيابان ها راه رفته اند!
خوشمزه اين است كه وقتي در پايان مصاحبه خبرنگار از امير ارجمند مي خواهد كه نام اعضاي اين شوراي كذايي را اعلام كند وي موضوع را «امنيتي» و «محرمانه» اعلام مي كند!سوال اين است كه اگر اداره كنندگان واقعي اين بساط مسخره كسي جز منافقين و سرويس هاي غربي هستند چه نياز به پنهان كردن اسامي افراد آن و در پيش گرفتن پز امنيتي آن هم در قلب پاريس وجود دارد؟ آيا امير ارجمند از اينكه ديگر گروه هاي ضد انقلاب به هويت كساني كه در حال بالا كشيدن بودجه هاي اختصاص داده شده از جانب آمريكا و اتحاديه اروپا پي ببرند نگران است؟نكته ديگري كه در اين مصاحبه به خوبي پيداست اين است كه وقتي مصاحبه كننده از امير ارجمند درباره وضع و حال فعلي موسوي سوال مي كند او هيچ پاسخ درستي براي عرضه ندارد اما براي اينكه راز اصلي اين شورا كه همان بي خبري محض از اوضاع داخل ايران است، از پرده بيرون نيفتد به بيان يكي دو جمله كلي با اين مضمون كه «حال مهندس خوب است» بسنده مي كند. پيش از اين هم برخي گروه هاي ديگر ضد انقلاب گفته بودند كه امثال اميرارجمند جز بلوف زدن هيچ كار ديگري نمي كنند و همه ادعاهاي آنها درباره داشتن اطلاعات ويژه از داخل ايران دروغ است. اين بلايي است كه عينا بر سر يكي ديگر از وابستگان منافقين يعني مجتبي واحدي هم آمده است. وي كه مدتي است به خارج از ايران گريخته و سعي مي كند خود را نماينده ويژه مهدي كروبي جا بزند، چندين بار با ارائه اطلاعات كاملا غلط و خنده دار درباره آخرين وضعيت او آبروريزي به بار آورده است. همين موضوع باعث شده برخي از گروه هاي اپوزيسيون واحدي و امير ارجمند را «دكانداران ناشي» بخوانند.
گفتني است كه گروه هاي اپوزيسيون با توجه به فرار اميرارجمند بعد از بازداشت و در هنگام مرخصي، نسبت به هويت او دچار ترديد جدي هستند و معتقدند كه او بدون هماهنگي وزارت اطلاعات و يا اطلاعات سپاه قادر به خروج از كشور نبوده است و بايد وي را به چشم مدحي شماره2 نگاه كرد!
بسم الله

رئيس مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني كه يك ماه قبل بهعنوان سخنران ويژه به همايش اعلام موجوديت جبهه پايداري آمد و موضوع چارچوبها، سازوكار و هدف از وحدت را بهطور مبسوط تبيين كرد، شب گذشته نيز اين موضع را يادآوري و تأكيد كرد كه نباید با افرادی که به تلاش در جهت نگاه داشتن چند روز بیشتر میز ریاست خود، حاضر هستند خون شهدا را پایمال کنند، دم از وحدت و مسالمت زد.
آيتالله مصباح يزدي كه با موضوع "ايمان در كلام اميرمؤمنان(ع)" هر شب در دفتر مقام معظم رهبري در قم سخنراني ميكند، شب گذشته خاطرنشان كرد كه از منظر امام علی(ع)، جهاد، چهار شاخصه دارد و امر به معروف، نهی از منکر، استقامت در میدان نبرد و دشمنی با فاسقین، از منظر امام علی(ع) جهاد محسوب می شود.
وي افزود: امام علی(ع) می فرمایند: "اگر امر به معروف در جامعه رایج شود، مؤمنان پشت گرمی پیدا می کنند"، یعنی مراحل تربیت روحی جامعه به خوبی طی می شود، ولی اگر در جامعه ای منکرات به راحتی انجام شود و عکس العملی در مقابل آنها نباشد، موجب می شود که مؤمنان در آن جامعه احساس غربت کنند.
بر اساس گزارش مركز خبر حوزه، رییس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با بیان این که همیشه حتی در حکومت های اسلامی نیز افرادی بوده اند که اظهار بی دینی کنند، خاطرنشان کردند: اگر در جامعه ای امر به معروف و نهی از منکر نباشد، این گونه افراد خیالشان راحت می شود؛ این در حالی است که امیرمؤمنان علی(ع) می فرمایند "امر به معروف و نهی از منکر، بینی مفسدان را به خاک می مالد".
* مناسبات اسلام با مفسدان
عضو مجلس خبرگان رهبری، در تعریف رکن چهارم جهاد که همان برخورد سخت با مفسدان و فاسقان است، اظهارداشت: دین اسلام، دین رحمت است، در جایی که با مردم عادی سر و کار داریم، اما در مقابل مفسدان و متعرضان به دین و حدود الهی به مسلمان امر به غضب داده است؛ یعنی قرار نیست در مقابل همه رحمت داشته باشیم، بلکه باید در مقابل دشمنان خدا بایستیم و بر آنان غضب کنیم.
وي ادامه داد: رحمت اسلام شامل حال افرادی که فسق و فجور، پیشه آنها شده است، نمی شود؛ نباید با افرادی که به تلاش در جهت نگاه داشتن چند روز بیشتر میز ریاست خود، حاضر هستند خون شهدا را پایمال کنند، دم از وحدت و مسالمت زد، زیرا افرادی هستند که می گویند اسلام، دین رحمت است و باید با همه حتی افراد فاسد و فاسق هم مهربان بود!؛ در حالی که اسلام و قرآن چنین چیزی را مطرح نکرده اند.
اين استاد حوزه علميه قم افزود: وظایف اجتماعی از جمله وظایف مهمی است که مؤمنان بر عهده دارند و باید به آنها عمل کنند؛ این گونه نیست که اگر خودمان دین دار شدیم و عمل خودمان را ملاک قرار دادیم، احساس کنیم یک مؤمن واقعی هستیم؛ در حالی که باید نسبت به دیگران حساس باشیم و وظایف اجتماعی خود را نیز به خوبی انجام دهیم.
آیت الله مصباح یزدی در ادامه، کاهش حساسیت های اجتماعی مومنان را از آفت های جامعه اسلامی برشمرده و اظهارداشت: اگر تنها به فکر عمل به واجبات و مستحبات باشیم و از دیگران و جامعه و امر به معروف و نهی از منکر غافل باشیم، چگونه در قیامت می توانیم جواب امیرالمومنین(ع) و خداوند را بدهیم.
وي، عنصر بی تفاوتی نسبت به اجتماع را از آسیب های فرهنگ لیبرال و غربی و مغایر با اسلام خواند و گفت: در این فرهنگ که منطبق بر فردگرایی است، هر کس مسئول انجام وظایف خود است و کاری به دیگران ندارد و این مساله برای آنها یک ارزش محسوب می شود؛ البته در این جوامع هم مردم سالمی هستند که با تکیه بر سنت هایی که ریشه در مذهب دارد، از این نوع زندگی رضایت ندارد که البته بازهم تعداد این افراد با توجه به تغییر نسل ها و الگوگیری از فرهنگ لیبرالی روز به روز کمتر می شود.
رئيس مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني تصریح کرد: در اسلام، مسئولیت های اجتماعی، جزیی از ایمان افراد محسوب می شود و امر به معروف و نهی از منکر در کنار نماز از جمله مسئولیت های ایمانی ما محسوب می شود.
* لزوم سیاست گذاری در بحث امر به معروف
وي با بیان این که باید در کشور ما، سیاست گذاری مناسبی در بحث امر به معروف و نهی از منکر صورت بگیرد، اظهارداشت: اسلام به دنبال سعادت جوامع است و یک جامعه سالم، مطلوب اسلام است و برای نیل به سوی این جامعه باید از سوی مسئولان، نخبگان و دست اندرکاران کشور طراحی مناسبی در زمينه سیاست گذاری های امر به معروف صورت گیرد.
آيت الله مصباح خاطرنشان كرد: این سیاست گذاری ها باید بر مبنای امر به معروف صحیح با بیشترین تاثیرگذاری با توجه به شرایط جامعه باشد؛ زیرا جامعه اسلامی، جامعه ای است که در آن شعارها و احکام اسلامی، عزیز شمرده شوند و گناهکاران از این که جرم و فسادی مرتکب شده اند، از دیگران خجالت بکشند.
رییس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در ادامه، هدف قرآن از بيان قصه های متعدد را، عبرت آموزی به انسان ها، دانست و خاطرنشان كرد: هدف از قصه های قرآنی آن است که انسان ها با مطالعه آنها نتیجه عملکرد قوم های پیشین را ببینند و در زندگی به کار ببندند و بر اساس فرمایش پیامبر اکرم(ص)، تاریخ بنی اسراییل برای همه مسلمانان نیز تکرار می شود؛ یعنی تاریخ دوباره تکرار می شود و امتحانات الهی برای مسلمانان نیز به وقوع می پیوندند؛ پس جوامع اسلامی باید با مطالعه دقیق کلام الهی از عملکرد گذشتگان در جهت بهترین تصمیم برای سعادت خود عبرت و درس بگیرند.
بسم الله

عدالتخواهی، استکبارستیزی و مقابله با اشرافیگري علت اقبال به رییسجمهور/ اگر تقید به این شعارها سست شود توفیقات الهی کم ميشود/ دولت حاشیه سازی نکند/ در فرهنگ بدون رودربايستي انقلابی عمل کنید
رهبر معظم انقلاب اسلامی رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت با قدردانی صمیمانه از حضور پرشور ملت در راهپیمایی روز جهانی قدس، پایبندی دولت به اصول و ارزشها و شعارهای جذابی همچون عدالتخواهی، استکبار ستیزی و خدمت رسانی صادقانه را ضروری و اثرگذار خواندند و تأکید کردند: جهاد اقتصادی نیازی حیاتی و زمینه ساز پیشرفت و شکوفایی اقتصادی کشور است.
حضرت آیت الله خامنه ای با تبریک هفته دولت و گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان رجایی و باهنر، به حضور پرشکوه مردم در راهپیمایی روز قدس اشاره کردند و افزودند: از مردم عزیز ایران که در راهپیمایی روز قدس، بار دیگر عظمت خود را نشان دادند، صمیمانه قدردانی می کنم.
ایشان، روز قدس امسال را نمادی از حضور و انگیزه ملت ایران دانستند و خاطرنشان کردند: این حضور و شکوه و عظمت، امید را در فضای منطقه گسترش می دهد و انگیزه ملتها را برای استقامت دو چندان خواهد کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای با قدردانی از خدمات دولت، بر پایبندی به شعارها و جهت گیریهای اعلام شده تأکید کردند و افزودند: علت اقبال مردم در انتخابات سال 84 و 88 به رئیس جمهور همین شعارهای جذاب و ضروری بود چرا که مردم به ارزشها و آرمانها پایبند و دلبسته اند.
ایشان، عدالتخواهی، استکبارستیزی، ساده زیستی، مقابله با منش اشرافیگری، «مقابله با ویژه خواری و سوءاستفاده از ارتباطات اقتصادی و غیراقتصادی» و خدمت رسانی صادقانه را از جمله شعارهای جذاب دولت خواندند و افزودند: اصول و ارزشهایی که امام خمینی می فرمود و باعث محبوبیت ایشان در قلب ملتها شد از اساسی ترین شعارهای دولت است که باید کاملاًٌ به آن پایبند بود.
رهبر انقلاب اسلامی، کار برای خدا را رمز برخورداری از توفیق الهی و ایجاد جذابیت در دلهای مردم برشمردند و تأکید کردند: اگر به هر علت تقید به شعارهای دولت سست شود توفیقات الهی نیز کم خواهد شد بنابراین با همان شور و نشاط و تلاش به خدمت صادقانه و بدون توقع ادامه دهید.
ایشان گزارشهایی را که وزراء و معاونان رئیس جمهور در این دیدار بیان کردند، گزارشهایی خوب، مستند، منطقی و متکی به آمار بویژه آمار مقایسه ای خواندند و افزودند: این گزارشها را باید به مجموعه نخبگان و زبدگان کشور نیز ارائه داد و اقدامات انجام گرفته را برای آنان تشریح کرد.
رهبر انقلاب اسلامی یکی از اشکالات دولت را حضور کم رنگ در میان نخبگان دانشگاهی و حوزوی دانستند و تأکید کردند: باید رئیس جمهور و وزراء اقدامات دولت در بخشهای مختلف بویژه در خصوص مسائل اقتصادی را که از مسائل اصلی کشور و مورد چالش موافقان و مخالفان دولت است، در جمع نخبگان مطرح کنند تا با استفاده از دیدگاهها و همچنین نظرات انتقادی آنان، هم افزایی بوجود آید.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه باید از انتقادها و اشکالات مجامع نخبگان استقبال کرد، افزودند: نباید به دلیل نحوه بیان برخی از مسائل، از دیدگاههای سازنده و مفید اکثریت نخبگان محروم شد.
بیان نقاط ضعف به موازات نقاط قوت از دیگر توصیه های رهبر انقلاب به رئیس جمهور و هیأت وزیران بود.
ایشان بیان نقاط ضعف را باعث اثرگذاری بیشتر در دلهای مردم دانستند و افزودند: همراه با تشریح کارها و بیان نقاط قوت، به صراحت به مردم بگویید که این کارها را نتوانستیم انجام دهیم و مطمئن باشید مردم، کسی را برای کاری که تلاش کرده اما نتوانسته انجام دهد، مؤاخذه نمی کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به ضرورت برخورد صحیح در قبال انتقادهایی که از دولت در رسانه ها یا مراکز قانونی مطرح می شود افزودند: تنها جهت گیری صحیح در قبال انتقادات رویکرد توجیه کننده و تبیین کننده است و رویکرد مخاصمه و حمله متقابل به نتیجه ای نمی رسد.
ایشان در این زمینه به دولتمردان توصیه کردند با رویکرد تبیینی در جلسات عمومی و با مردم صحبت کنید، به سؤالات و ابهامات پاسخ دهید تا این مسائل در رسانه ها نیز پخش و مسائل روشن شود که در این صورت غرض ورزی غرض ورزان به جایی نمی رسد.
رهبر انقلاب، توجه دولت به اولویتها را مهم خواندند و افزودند: باید با کار کارشناسی و دقیق، اولویتها را مشخص و براساس آن حرکت و تلاش کرد.
ایشان دادن وعده به مردم را باعث افزایش توقعات خواندند و افزودند: تحقق وعده های داده شده دولت به مردم، امری مطلوب و ضروری است و باعث استحکام ایمان و اعتقاد مردم می شود و برعکس اگر این وعده ها محقق نشود در ذهن مردم، مشکل ایجاد می کند.
رهبر انقلاب مقایسه میان عملکرد دولت با دولتهای قبلی را کاری خوب برشمردند اما افزودند: خیلی مهم است که مقایسه ای نیز میان وعده های دولت و کارهای انجام شده صورت پذیرد.
حضرت آیت الله خامنه ای سخنانشان در جمع اعضای دولت دهم را با تشریح ضرورت جهاد اقتصادی از 3 منظر ادامه دادند. 1- از منظر رونق اقتصادی و حل مشکلات معیشتی مردم 2- از زاویه ضرورت رسیدن به اهداف چشم انداز و 3- از منظر مقابله با اهداف خصمانه نظام سلطه بر ضد ملت ایران.
ایشان جهاد اقتصادی را یک نیاز قطعی و نه صرفاً یک اولویت دانستند و در تشریح بیشتر این نکات افزودند: معیشت مردم برای نظام اسلامی بسیار مهم است و تنها یک اقتصاد خوب، سالم و قوی می تواند کشور را به این هدف برساند و اقتصاد خوب و توانا نیز نیاز به مجاهدت اقتصادی دارد.
رهبر انقلاب انگیزه دوم برای جهاد اقتصادی را ضرورت حیاتی رسیدن به اهداف چشم انداز برشمردند و افزودند: در این سند بسیار مهم، تبدیل ایران به قدرت اول اقتصادی منطقه پیش بینی شده است و اگر این هدف محقق نشود و در این عرصه از رقبا عقب بمانیم ضربات اساسی خواهیم خورد بنابراین چاره دیگری جز جهاد اقتصادی نداریم.
حضرت آیت الله خامنه ای مقابله با دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب را سومین انگیزه نظام، مسئولان و ملت برای جهاد اقتصادی خواندند و افزودند: سلطه گران همه امکانات خود را برای زدن ضربات اساسی به اقتصاد ایران به کار گرفته اند اما هوشمندی، زیرکی و تدبیر مسئولان و ایستادگی ملت، آنها را ناکام خواهد گذاشت.
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: دشمنان در اوایل امسال از تحریم های فلج کننده و هوشمند سخن می گفتند اما تحریم ها نه تنها فلج کننده نشد بلکه به برکت هوشمندی نظام و مردم در موارد متعدد به تحرک و خودکفایی و کارهای بزرگ در کشور منجر گشت.
حضرت آیت الله خامنه ای، شکست را سرنوشت قطعی امریکا و جبهه استکبار در تحریم ایران خواندند و تأکید کردند: با توجه به واقعیات جهانی، امکان ادامه طولانی مدت این تحریم ها وجود ندارد و باید با جهاد اقتصادی، «توکل و اعتماد به خدا» و حرکت هدفمند و هوشمندانه آنها را خنثی کرد.
رهبر انقلاب اسلامی، طرح تحول اقتصادی را یکی از مصادیق جهاد اقتصادی برشمردند و تأکید کردند: به لطف خداوند اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها بعنوان یکی از محورهای طرح تحول اقتصادی آغاز شده ولی لازم است بقیه محورهای دیگر این طرح در دو سال باقیمانده دولت، به جریان بیفتد.
حضرت آیت الله خامنه ای در خصوص اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها، به ضرورت تقویت بخش تولید اشاره کردند و افزودند: مصوبه قانونی برای کمک به واحدهای تولیدی هنوز تحقق پیدا نکرده و باید با اجرای این مصوبه، در کوتاه مدت منابع به واحدهای تولیدی نیازمند تزریق شود.
رهبر انقلاب اسلامی با اظهار نگرانی از واردات برخی کالاها و محصولات خاطر نشان کردند: باید در سیاستهای واردات بازنگری جدی شود و از واردات بویژه محصولات زراعی و باغی و واردات کالاهایی که در آن مزیت تولید داریم، پرهیز شود.
حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه توصیه های خود به مجموعه دولت، لزوم توجه بسیار جدی به موضوع فرهنگ را متذکر شدند و خاطر نشان کردند: در موضوع فرهنگ اعم از کتاب، کارهای هنری و مؤسسات هنری باید بدون رودربایستی و با قاطعیت، جهت گیریهای انقلابی و اسلامی لحاظ شود.
ایشان با اشاره به محدود بودن منابع و لزوم تعیین اولویتها در موضوعات فرهنگی، دولت را به پرهیز از حاشیه سازی توصیه کردند.
رهبر انقلاب با اشاره به نیاز فراوان کشور به کار و تلاش و روحیه کاری و خطر پذیری دولت، خاطر نشان کردند: در چنین شرایطی شایسته نیست که دولت خود را درگیر حاشیه ها کند که البته برخی اوقات، دولت با کم توجهی زمینه ساز این حاشیه ها می شود و برخی اوقات هم حاشیه هایی است که دیگران بوجود می آورند.
ایشان نکاتی هم درباره علاقه به ایران مطرح کردند.
رهبر انقلاب اسلامی در این زمینه خاطر نشان کردند: اگر قرار است مسئله علاقه به ایران مطرح شود، یکی از مهمترین راهها، تحکیم و گسترش زبان و ادبیات فارسی است.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: در مورد علاقه به ایران، بجای تأکید بر ایران قبل از اسلام، بر ایران بعد از اسلام تأکید شود زیرا افتخارات ایران بعد از اسلام در هیچ دوره ای از تاریخ ایران وجود نداشته است. ایشان تأکید کردند: رشد پیشرفتهای علمی، هنری، فرهنگی و حتی نظامی در ایران بعد از اسلام بویژه در دوران دیلمی، سلجوقیان و صفویه بهیچ وجه قابل مقایسه با ایران قبل از اسلام نیست.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: اگر می خواهید از ایران و ایرانی گری حمایت کنید، ایران بعد از اسلام، مستندتر و آشکارتر است.
ارتباط میان سه قوه و همکاری قوا نکته دیگری بود که رهبر انقلاب اسلامی در دیدار هیأت دولت به آن اشاره کردند. حضرت آیت الله خامنه ای خطاب به دولت تأکید کردند: در مسائل مربوط به قوا، در مواردی که کوتاه آمدن امکان پذیر است، کوتاه بیایید، در مواردی که با تبیین قابل حل است، تبیین کنید و در مواردی هم که با ارتباطات دوستانه حل می شود، از این روش استفاده کنید.
در ابتدای این دیدار آقای احمدی نژاد رئیس جمهور مهرورزی، عدالت گستری، خدمت گذاری و همدلی و هم افزایی را از اصول و محورهای کاری این دولت ذکر کرد و گفت: همه موفقیتهای دولت نهم و دهم، حاصل پایبندی به ارزشهای الهی و آرمانهای انقلاب است.
وی با اشاره به نظارت نهادهای رسمی کشور بر فعالیت دستگاههای دولتی، حمایت از محرومین، مردمی بودن، پاک دستی و همدلی را خط ثابت این دولت برشمرد.
رئیس جمهور افزود: در این دولت با جهت گیریهای روشن، نسل جدیدی از مدیران و نیروهای مؤمن، کارآمد و پایبند به ارزشهای انقلاب پا به عرصه خدمت گذاشتند که همواره آماده خدمت و کار هستند.
آقای احمدی نژاد خاطرنشان کرد: دولت نهم و دهم در سخت ترین شرایط کشور و تحت فشار بی سابقه دشمنان با همراهی مردم و حمایتهای رهبر انقلاب، خدمات گسترده ای برای کشور انجام داده است.
پس از سخنان رئیس جمهور شماری از معاونان وی و تعدادی از وزیران به بیان گزارش عملکرد حوزه های خود پرداختند.
آقای رحیمی معاون اول رئیس جمهور گزارشی از حوزه ستادی و شوراهای ویژه دولت بیان کرد. معاون اول رئیس جمهور با اشاره به برگزاری بیش از پنج هزار جلسه با حضور وزراء و مدیران و کارشناسان در 10 ستاد و کار گروه گفت: در ستاد تدابیر ویژه اقتصادی با برگزاری 56 جلسه و تصمیمات اتخاذ شده، شدیدترین تحریم های غرب یا بی نتیجه مانده و یا تأثیر آنها به حداقل رسیده است. بررسی مسائل خرد و کلان مربوط به هدفمندسازی یارانه ها در 70 جلسه ستاد هدفمندی یارانه ها، تصمیم گیری درخصوص موارد کلان رشوه خواری، زمین خواری، قاچاق و پولشویی و ساماندهی صندوق های قرض الحسنه و برخی شرکتهای لیزینگ در 274 جلسه اصلی و فرعی ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی، فراهم کردن زمینه های لازم بمنظور ایجاد 5/2 میلیون شغل در 44 جلسه شورایعالی اشتغال و نظارت بر قیمت اقلام و کالاها و کنترل عرضه و تقاضا و جلوگیری از شوک احتمالی در بازار در پی اجرای هدفمندی یارانه ها در 27 جلسه کارگروه کنترل بازار، بخش دیگری از گزارش معاون اول رئیس جمهور در مورد حوزه ستادی و شوراهای ویژه دولت بود.
آقای رحیمی در ادامه گزارش خود به جلسات و تصمیمات ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، کارگروه ویژه رئیس جمهور در امور نفت، کارگروه ترانزیت، شورایعالی صادرات غیرنفتی و شورایعالی اداری نیز اشاره کرد و گفت: رشد 83 درصدی کشفیات قاچاق، افزایش سرمایه گذاری در صنعت نفت تا مرز 54 میلیارد دلار در دولت دهم، افزایش 34 درصدی ترانزیت کالا در سال 89، و برنامه ریزی برای صادرات غیرنفتی تا مرز 45 میلیارد دلار از جمله نتایج تصمیمات اتخاذ شده در این شوراها و کارگروهها بوده است.
وزیر امور اقتصادی و دارایی نیز در این دیدار اعلام کرد دولت با پیگیری مدل اسلامی – ایرانی پیشرفت، اجرای سیاستهای کلی اصل 44 را در دستور کار جدی قرار داده بگونه ای که به موازات واگذاری مسئولیتها، میزان واگذاری مالکیتها به بخش خصوصی نیز از سال 84 تاکنون به 500 شرکت و 85 هزار میلیارد تومان بالغ شده که دهها برابر گذشته است.
آقای حسینی افزود: تاکنون 40 میلیون نفر دارای سهام عدالت شده اند که این میزان تا 45 میلیون نفر افزایش خواهد یافت.
وزیر اقتصاد قانون هدفمند کردن یارانه را گامی در جهت گسترش عدالت خواند و اعلام کرد: رشد مصرف در انرژی، آب و گندم متوقف شده و میزان مصرف 5 تا 30 درصد کاهش یافته است.
آقای حسینی از کاهش نقطه به نقطه تورم از تیرماه سال جاری خبر داد اما تأکید کرد برای حل مشکل تورم و بیکاری تلاشهای مضاعفی انجام خواهد شد.
به گفته آقای حسینی رشد اقتصادی کشور هر سال بیشتر شده است به گونه ای که مراکز جهانی نیز از بهبود اوضاع اقتصادی ایران در پی هدفمند کردن یارانه و اجرای اصل 44 سخن می گویند.
افزایش شاخص بورس به 25 هزار و پانصد واحد و افزایش سرمایه گذاری بورس به 118 هزار میلیارد تومان از دیگر نکات گزارش وزیر اقتصاد بود.
آقای حسینی با اشاره به افزایش بودجه عمرانی به 24 درصد افزود: سهم مالیات نیز در هزینه های دولت به حدود 42 درصد در سال 89 رسیده است که نشان دهنده تلاش برای رهایی از اتکای به درآمدهای نفتی است.
وزیر اقتصاد با تأکید بر ناکامی تحریمهای غرب افزود: افزایش ترانزیت کالای 111 کشور خارجی از مسیر ایران، رشد 124 درصدی جذب سرمایه های خارجی و رشد تجارت خارجی از شاخصهایی است که نشان می دهد تحریم های غرب با تدابیر نظام و دولت و ایستادگی مردم به اهداف خود نرسیده است.
وزیر اقتصاد و دارایی، در جمع بندی گزارش خود افزود: شتاب حرکت کشور به سمت عدالت براساس سیاستها و فعالیتهای دولت افزایش یافته است که گسترش بیمه های تأمین اجتماعی – افزایش حقوق مستمری بگیران و سهام عدالت از نشانه های آن است.
رئیس کل بانک مرکزی سومین عضو هیأت دولت بود که گزارشی از وضع پولی، و بانکی کشور ارائه کرد.
آقای بهمنی در گزارش خود با اشاره به سیاست کنترل نرخ تورم و رسیدن آن به 4/12 درصد در پایان سال 89 گفت: در پایان تیرماه سال نود، نرخ تورم به 3/16 درصد افزایش یافت که علت آن، اجرای قانون هدفمندی یارانه ها بود.
رئیس کل بانک مرکزی خاطرنشان کرد: بدون در نظر گرفتن تأثیر مستقیم و غیرمستقیم، هدفمندسازی یارانه ها، نرخ تورم قاعدتاً 9/9 درصد می بود.
مهار بی رویه رشد نقدینگی، شفاف سازی مطالبات معوق و مهار رشد آن، رشد 140 درصدی فروش اوراق مشارکت به میزان 157 هزار میلیارد ریال، افزایش منابع قرض الحسنه، ساماندهی مؤسسات مالی غیرپولی، گسترش سیستم های الکترونیک و افزایش تراکنش های الکترونیکی، مدیریت بازار ارز، تعیین ابزارها و عقود جدید در بانکداری اسلامی، برنامه ریزی برای حذف صفرهای پول ملی و اختصاص 17 میلیارد دلار از منابع بانکی برای سرمایه گذاری در طرحهای نفت، گاز و پتروشیمی، محورهای دیگر گزارش رئیس کل بانک مرکزی بود.
وزیر صنعت، معدن و تجارت نیز در این دیدار در گزارشی با مقایسه میان سالهای 78 تا 83 و 84 تا 89 گفت: سرمایه گذاری صنعتی و معدنی در این مدت از 14 هزار میلیارد تومان به بیش از 90 هزار میلیارد تومان رسیده است.
آقای غضنفری گفت: در سال 83، سه هزار و هفتصد معدن در کشور فعال بوده اند که در سال 89 به 5700 معدن و استخراج مواد معدنی نیز از 155 میلیون تن به 285 میلیون رسیده است.
افزایش دو برابری ظرفیت تولید خودرو، افزایش تولید سیمان از 32 میلیون تن به 74 میلیون تن، افزایش ظرفیت ذخیره سازی سیلوها به 9 میلیون تن از دیگر نکات گزارش آقای غضنفری بود.
وزیر صنعت معدن و تجارت با اشاره به افزایش محصولات کشاورزی و صادرات خدمات فنی مهندسی گفت: با مدیریت واردات کشور متوسط نسبت واردات به صادرات از 5/4 برابر به 3/2 برابر کاهش یافته است که نشان می دهد واردات و صادرات در روند متعادل شدن قرار دارد.
وزیر صنعت، معدن و تجارت در پایان گزارش خود اعلام کرد امیدواریم با سرمایه گذاری 70 هزار میلیارد تومانی در سالجاری و سال آینده، بیش از 1800 پروژه نیمه تمام معدنی و صنعتی را به مرحله بهره برداری برسانیم.
آقای خلیلیان وزیر جهاد کشاورزی در این دیدار در گزارشی به تولید 107 میلیون تن محصولات کشاورزی در سال 89 و رشد پانزده درصدی آن نسبت به سال 88 ، رسیدن به مرحله تولید پایدار در تولید گندم و برنامه ریزی برای صادرات 2 میلیون تن گندم در سال جاری، افزایش تولید برنج به دو میلیون و دویست و سی هزار تن در سال 89 ، و برنامه ریزی برای خودکفائی در تولید برنج در 2 سال آینده، افزایش کیفیت برگ سبز چای کشور و تولید 31 درصدی چای درجه یک در سال 90 ، و افزایش چهل درصدی تولید ابریشم در کشور، اشاره کرد.
آقای خلیلیان به توسعه زیرساختهای آب و خاک در بخش کشاورزی و افزایش اراضی تحت پوشش آبیاری تحت فشار و سامانه آبیاری مدرن نیز اشاره کرد و در خصوص صادرات و واردات محصولات کشاورزی گفت: صادرات محصولات کشاورزی در برنامه سوم 6 میلیارد دلار بود که در شش سال اخیر به بیش از 21 میلیارد دلار رسیده است. وزیر جهاد کشاورزی همچنین با اشاره به افزایش ظرفیت صنایع فرآوری محصولات کشاورزی، توسعه جنگل ها، مرتع داری و آبخیزداری، کاهش مصرف سموم و کودهای شیمیائی گفت: میزان واردات محصولات کشاورزی تا پایان تیر ماه امسال، 27 درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل کاهش داشته است.
آقای نیکزاد نیز در این دیدار در گزارشی مقایسه ای میان 8 سال قبل از دولت آقای احمدی نژاد با 6 سال دولت نهم و دهم گفت: احداث راه، بزرگراه و راه اصلی از 59 هزار کیلومتر به 72 هزار کیلومتر رسیده است و راه روستایی نیز از 43 هزار به 57 هزار کیلومتر بالغ شده است.
وزیر راه و شهرسازی، توسعه 10 برابری ناوگان هوایی و افزایش حجم ترانزیت کالاها را از دیگر نتایج فعالیتهای دولتمردان در 6 سال اخیر برشمرد و گفت: از سال 76 تا 83 حدود 3 میلیون واحد مسکونی احداث شده بود که در 6 سال اخیر به 4850 میلیون واحد رسیده است.
افزایش ساخت بیمارستانها، صنعتی سازی ساختمان، نوسازی مدارس، واگذاری بخش های مهمی از صنایع ارتباطات، موبایل و اینترنت به بخش خصوصی، افزایش ضریب نفوذ اینترنت، افزایش هزار درصدی روستاهای برخوردار از خدمات الکترونیک و افزایش حجم مخازن سدها از 32 میلیارد به 43 میلیارد متر مکعب از دیگر مسائلی بود که مهندس نیکزاد در گزارش خود به آنها اشاره کرد.
وی همچنین آثار مثبت مسکن مهر را تشریح کرد.
آقای قاسمی وزیر نفت نیز گزارشی از حوزه های گاز، بنزین، پتروشیمی، صنعت نفت و بهره برداری از میادین مشترک ارائه کرد. وزیر نفت در خصوص دسترسی به گاز در شهرها و روستاها گفت: در سال 84 تعداد مشترکان گاز، 5/7 میلیون مشترک بود که این میزان در 6 سال اخیر به بیش از سیزده میلیون مشترک رسیده است.
کاهش مصرف بنزین به 58 میلیون لیتر در روز با وجود افزایش تولید خودرو، در 6 سال گذشته، افزایش تعداد جایگاههای سی ان جی از 75 جایگاه در سال 84 به 1700 جایگاه در سالجاری، و افزایش تولید پتروشیمی از 18 میلیون تن در سال 84 به 52 میلیون تن در سالجاری عدد و رقم های دیگری بود که وزیر نفت در گزارش خود به آنها اشاره کرد.
وزیر نفت به اشاره به بومی سازی طراحی و اجرای طرحهای وزارت نفت و 52 میلیارد دلار سرمایه گذاری داخلی در فازهای قدیم و فازهای باقیمانده پارس جنوبی تأکید کرد: اهتمام برای افزایش استخراج از میادین مشترک با کشورهای همسایه از جمله برنامه های اصلی وزارت نفت است.
وزیر بعدی که در این دیدار گزارش داد آقای شیخ الاسلامی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی بود. آقای شیخ الاسلامی در حوزه تعاون از افزایش 2 برابری تعداد تعاونی ها در برنامه چهارم خبر داد و گفت: تعداد اعضای تعاونی ها نیز به بیش از 5 میلیون نفر رسیده است و در مجموع سهم ارزش افزوده بخش تعاون از 5 درصد در سال 83 به 5/8 درصد رسیده است.
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی افزود: برای سال گذشته ایجاد یک میلیون و یک صد هزار شغل پیش بینی شده بود که با همت و تدبیر دولت و فعالان بخش های مربوط، این میزان به یک میلیون و 600 هزار شغل رسید و برای سال جاری نیز ایجاد 5/2 میلیون شغل پیش بینی شده است.
کاهش فاصله طبقاتی به عنوان مهمترین سیاست دولت در حوزه رفاه، افزایش 38 درصدی شمار افراد بیمه شده و افزایش متوسط حقوق افراد تحت پوشش صندوق تأمین اجتماعی از 140 هزار تومان به 550 هزار تومان در سال 89 دیگر مسئله ای بود که وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به آن اشاره کرد.
آقای بقایی معاون اجرایی رئیس جمهور هم با اشاره به نود سفر استانی دولت با بیش از بیست هزار مصوبه، گزارشی از این سفرها ارائه کرد.
معاون اجرایی رئیس جمهور گفت: هشتاد درصد مصوبات دور اول سفرهای استانی، 52 درصد مصوبات دور دوم سفرها، و 26 درصد مصوبات دور سوم سفرها کاملاً محقق شده و 18 درصد از مصوبات دور اول، 25 درصد از مصوبات دور دوم و 23 درصد از مصوبات دور سوم سفرها در دست اجرا است. آقای بقایی با اشاره به بیش از چهارده هزار ملاقات مردمی رئیس جمهور و 32 هزار ملاقات مردمی وزراء در 3 دور سفرهای استانی گفت: حل مشکلات مردم، مهمترین هدف سفرهای استانی است.
آقای میرتاج الدینی معاون پارلمانی رئیس جمهور نیز در این دیدار با اشاره به همکاری دولت و مجلس، فضای کلی روابط قوای مقننه و مجریه را خوب خواند و نکاتی را برای بهبود روند این روابط بیان کرد.
خانم بداغی معان حقوقی رئیس جمهور نیز در گزارش خود به کارشناسی های حقوقی گسترده در دولت و کمیسیونهای تخصصی برای رعایت موازین قانونی و حقوقی در مصوبات اشاره کرد و گفت: رعایت قانون، اصل اساسی در سیاستها و اقدامات دولت به شمار می رود.
وزیر امور خارجه آخرین عضو هیأت دولت بود که در این دیدار 3 ساعته گزارش داد. آقای صالحی اعلام کرد: با وجود همه تلاشهای دشمنان، جمهوری اسلامی به یاری خداوند و با تدبیر مسئولان و ایستادگی ملت از موقعیت روزافزونی برخوردار است.
بسم الله

تاكتيكهاي جريانانحرافي براي خدشه در حركت اصيل 84/ تكيهگاههاي فتنه نااميدكردن نيروهايانقلاب را مديريت ميكنند
گروه استانها- خراسان رضوي: دکتر غلامحسين الهام يك ماه و نيم قبل (23 تير) در اولین همایش منطقه ای دفتر پژوهشهای فرهنگی در مشهد مقدس بهعنوان سخنران حاضر شد و نكات مهمي را در مورد ابعاد مكتب امام؛ عقلانيت، معنويت و عدالت و ويژگيها، ابزارها و كاركردهاي جريان انحرافي مطرح كرد.
رجانيوز، متن كامل اين سخنراني راهبردي را منتشر ميكند:
السلام علی المهدی الذی وعد الله عزوجل به الامم و یجمع به الکلم و یلم به الشعث و یملأ الارض به قسطا و عدلا و یمکن له و ینجز به وعد المومنین
تحیات قلبی و خالصانه خود را تقدیم به آستان آقا علی ابن موسی الرضا(ع) می کنم که توفیق عتبه بوسی آستان مقدسش را با دیدار شما عزیزان استان های خراسان شمالی، جنوبی و رضوی که ما همه در ظل آستان رضوی حیات انقلابی داریم، عطا فرمود و این ایام و اعیاد مبارک را به ویژه ولادت قطب عالم امکان و مولود منتظر و عدالت مورد تمنای بشر حضرت صاحب الامر به محضر شما عزیزان تبریک عرض می کنم.
من در یک فرصت کوتاه چند نکته درباره وضعیت و جریانات امروز بخصوص موقعیت اصولگرایی واقعی و اصیل عرض ميکنم.
جریان انقلاب اسلامی با هر حرکتی که برخوردار از ویژگی های عقلانیت، معنویت و عدالت باشد، تداوم پیدا می کند. حرکتی که در سوم تیر 1384 اتفاق افتاد، یک حرکت انقلابی- اسلامی بود. این حرکت در واقع، احیای انقلاب اسلامی و حرکت مجدد انقلاب بعد از یک دوره رکود و به خصوص انحراف تدریجی از مبانی بود. ویژگی هایی که عرض می نمایم همان ویژگی هایی است که رهبر معظم انقلاب در بیان مکتب امام آن را تبیین و تحلیل فرمودند و هر بخش این شاخصه ها با یک حرکت و جریان انحرافی مورد تقابل قرار می گیرد.
همیشه عقلانیت انقلاب یعنی عقلانیت رحمانی نظام اسلامی با سودجویی، عقلانیت مادی و محافظه کاری و در واقع منافع مادی دنیوی مورد تهاجم قرار می گیرد. بعد از پایان دفاع مقدس برای انحراف از مبانی انقلابی، عصر جدید بعد از دفاع مقدس را به عنوان دوران خردگرایی و عقل گرایی توصیف کردند که در واقع، طوری مفهوم سازی و تعریض به انقلاب بود، به دلیل این که ارزش های ایجاد شده مبتنی بر انقلاب را به ویژه معنویت و عدالت را حرکتی غیر عقلانی توصیف کنند.
عقلانیت از نظر برخی تخطئه ارزش های دینی است
در مبارزه انتخاباتی سال 84 هم بعضی از کاندیداها بر عقلانیت در برابر حرکت انقلابی تکیه ویژه ای داشتند. آن عقلانیت که در واقع تخطئه ارزش های اصیل دینی انقلاب است، در واقع عقلانیت نیست یک ابزار برای تقابل با این جریان است. عقلانبت حقیقی و عقلی که ما عبد به الرحمن است، عقل انقلاب اسلامی، عقلانیتی که پایه شریعت را تشکیل می دهد، با عقلانیت مادی گرایی انحرافی که ارزش های اصیل دینی و اسلامی را تخطئه می کند، متفاوت است و این یک مفهوم مشترکی است که برای تخطئه حرکت انقلابی از آن استفاده می شود.
طرح انقلابی سال 84 هم دائم با این نقادی مواجه بود؛ به عنوان این که حرکت های اصیل، حرکت های یک شبه و کارشناسی نشده است مبتنی بر تصمیم سازی های غیرقابل سنجش، ماورایی، و مبتنی بر سحر و جادو و رمل و اسطرلاب است؛ يعني یک حرکتی بود که حرکت اصیل انقلابی را تخطئه می کرد و این تقابل را نشان می داد.
دلیل شکست مفتضح جریان متکی به بیگانه در سال 88
اما شاخص عدالت که شیرین ترین پیام برای مردم است، همان چیزی بود که ذائقه مردم با همه ظرفیت به آن سمت گرایش پیدا کرد؛ چه در انتخابات سال 84 و چه در انتخابات سال 88 بخصوص در مقابله با سنگین ترین فتنه. عدالت هم این ظرفیت را دارد که یک شاخص محسوس و ملموس به خصوص در حوزه رفتاری از سوی حاکمان برای مردم باشد. این نیاز به بحث تئوریک ندارد. وقتی مردم احساس عدالت بکنند و حس عدالت داشته باشند و آن را در نظام ببینند، یک کشش ذاتی و فطری دارد و هر طور بخواهی مردم را دور کنی، مردم به آن سمت گرایش می یابند و با تمام توان خود از آن حمایت می کنند. انتخابات این را نشان داد. به خصوص سال 88 جاذبه ای که توانست موجب پیروزی گفتمان انقلاب اسلامی و شکست مفتضح جریان فساد و متکی بر بیگانه و در واقع عدالت سوز شود، همان حس عدالت و باور عدالت بود. این جاذبه ای است که نیاز به تبلیغ ندارد و همان حس برای مردم جهت حضور آن ها و تصمیم آن ها در همه انتخابات ها کافی است.
جریان مقابل و ضد حرکت انقلابی هم عدالت را با تعابیر انحرافی مثل توزیع فقر و امثال این مفاهیم مورد تخطئه قرار داد. امام صریحاً معنویت و عدالت را هدف روشن و انحصاری انقلاب اسلامی معرفی فرمودند. اشکال دیگری مانند خرافه گرایی و مکتب های انحرافی دیگر در این عرصه تلاش هایی بود که معنویت اصیل انقلابی را مورد هجوم قرار داد. هر جریانی که این شاخص های اصیل حرکت انقلاب را از مسیر خود خارج کند، از نظر ما جریان انحرافی است، حالا با هر بخش باشد. موفقیت ما هم در تداوم این جریان است.
تبلور خواسته های رهبری در مدیریت 16 ساله در سال 84 متبلور شد
استمرار نظری ارزش های ذکر شده به ویژه عدالت که ارزش محسوس برای مردم است و تداوم عملی عدالت در اجرا و عمل، راه موفقیت کشور است. سال 84 از دل مردم به این خواسته ها جواب مثبت داده شد، یعنی حرکت جدید انقلابی در کشور صورت گرفت. این خواسته ها تبلور خواسته های رهبری در مدیریت 16 ساله ایشان بود که منجر به این حرکت در سال 84 شد. مجموعه ای از بیانات ایشان به عنوان قاموس عدالت در آغاز نیمه دوم سال 84 منتشر شد كه دغدغه های مستمر رهبری را به خصوص در عرصه عدالت در همه بخش ها نشان می دهد.
سیستم حقوقی ما به گونه ای است که با کمال تأسف ولایت فقیه در این سیستم مبسوط الید نیست. یعنی قالب ها و چارچوب های موجود در حد زیادی بر اساس سیستمی عمل می کنند که مطالبات رهبری و حرکت اجرایی کشور در همه عرصه ها، به صورت یک حرکت مطلوب كه با شتاب مناسب و جهت گیری درست باشد، محقق نمیشود.
امیرالمومنین اگر یک مالک اشتر داشته باشد، با خیال راحت جبهه های مختلف را در این عرصه مدیریت می کند
وظیفه رهبری حفاظت، برای جلوگیری از انحراف کلیدی و سقوط انقلاب خواهد بود. انتخابات ریاست جمهوری، رئیس جمهوری را با سلایق و نظرات مستقیم مردم برمی گزیند. میزان حساسیت رئیس جمهور بر مبانی ارزشی و اصول گرایی، شتاب حرکت کشور را تعیین می کند و اگر جریان انحرافی موجود باشد، رهبر که کل جهت گیری را رصد می کند، برای بازگرداندن جریان به مسیر اصلی صرف انرژی خواهد كرد و این موجب می شود که از انرژی رهبری که باید صرف حرکت به سوی آرمان ها و ایده آل ها گردد، کاسته شود.
این واضح است که تلاش های رهبری برای تبیین یک اصلاح گری واقعی، اصیل و مبتنی بر نیازهای ضروری جامعه و گفتمان انقلاب اسلامی در دوران دوم خرداد وقت کشور را گرفت و همينطور در جريان گفتمان سازندگی، برای آن که ساختن کشور مبتنی بر عدالت باشد، ايشان بهمنظور اصلاح رفتار کارگزاران حکومتی در این هشت سال انرژی زيادي برای مدیریت و مراقبت این حرکت صرف کرد. در حالي كه اگر دولت، یک دولت پا به کار باشد که این حرف ها و آرمان ها را پذیرفته باشد و بتواند عمل کند، دست رهبری را در تحقق این آرمان ها باز می کند.
دولت مثل یک سرباز میان میدان می ماند كه اگر درک کامل و دقیقی از مبانی داشته باشد، خواسته های فرماندهی را با سرعت و آن شكل که مطلوب اوست، محقق می کند. امیرالمومنین اگر یک مالک اشتر داشته باشد، با خیال راحت جبهه های مختلف را در این عرصه مدیریت می کند. اما اگر دهها ابوموسی داشته باشد، دهها نیروی جدید لازم دارد که آن ها را هدایت و مراقبت کند و فعال کند. اگر انحرافی هم در بصیرت و فکر و مبنا وجود داشته باشد مشکل مضاعف است.
هر رهبری طبعاً با این بازوان و ابزاری که دارد، این مشکلات را خواهد داشت و مقداری از آن طبیعی است. در هر حال هر رهبری برای تحقق آرمان هایش به ابزار اجرایی نیاز دارد و این ابزارها هستند که رهبری را در این عرصه کمک می کنند.
نمی توان در اصالت حرکت سوم تیر84 خدشه وارد کرد
رهبری در حرکتی که در سال 84 محقق شد با امید و اطمینان و آرامش بیشتری تحقق آرمان های خود را مشاهده و در مقاطع مختلفی این مسأله را ابراز می فرمودند. در خطبه نماز جمعه فرمودند: آقای فلانی را که من در سال های انقلاب می شناسم و چنین و چنان هستند، مقصود آقای هاشمی، اما دیدگاه های من در بعضی جهات به آقای احمدی نژاد نزدیک تر است تا آقای هاشمی. این به آن معناست که حرکت دولت اسلامی را که این دولت موسوم به آن شد، به جهت حرکت در مبانی انقلاب یعنی اصول انقلاب به ویژه تکیه بر عدالت و معنویت از هر جریان دیگری به خود نزدیک تر دیدند و این تعبیر را، علنی به مردم بيان داشتند که اين دولت از محبوب ترین دولتهاي بعد از مشروطیت است و در جمع خواص هم فرمودند معلوم نیست که دولتی در آینده بهتر از این بتوانیم داشته باشیم.
این نشان می دهد که یک حرکت امید بخش برای تحقق مطالبات رهبری صورت گرفته بود. لذا حرکت سال 84 یک حرکت انقلابی و اصیل بود و نه امروز نه در آينده، نميتوان در اصالت این حرکت خدشه کرد. یک حرکت سالم متولد شده است و باید در این مسیر صحیح تداوم یابد. تداوم یک حرکت، یک مقوله است و اصالت یک حرکت در شروع و تولد بحث دیگری است.
امروز یک جریان انحرافی که از متن فتنه بیرون می آید، بهدنبال این است که اصالت حرکت سال 84 را مخدوش کند. این یک انحراف بزرگ است. این یک حرکت ضد انقلابی برای توقف حرکت اصیل انقلاب اسلامی است. نه مردم در جهت گیری و حرکت درست سال 84 اشتباه کردند نه در 88 و هنوز هم مردم این حرکت را قبول دارند و حمایت می کنند. چون عدالت ذاتاً این ویژگی را داراست. اما جریانی که در مقابل این حرکت موضع گیری می کند، جریان فتنه است. در این که فتنه به یک جریان ضد انقلابی تبدیل شده است، هیچ تردیدی نیست. فتنه به نقطه تکوین آخر خود رسید و ماهیت خود را در تقابل با نظام اسلامی نشان داد. حال چه افرادی عالمانه وارد این عرصه شدند و چه افرادی که سقوط کردند و راه برگشت ندارند. اشخاصی که از فتنه حمایت کردند، حالا چه از روی بی بصیرتی باشد یا هر چیز دیگری، در هر حال منافع دنیوی آن ها را به آن جا کشید که در مقابل انقلاب مواضع غلط بگیرند و در مقابل انقلاب بایستند و در کنار جریان فتنه باشند. این یک نمره منفی در حرکت سیاسی آن هاست و باید در حافظه بلند مدت ملت برای همیشه قرار بگیرد.
می خواهند به هاشمی در برابر رهبری مشروعیت بدهند
به هر حال جریان فتنه به یک جریان برانداز ضد انقلاب تبدیل شده و ما نباید همان طوری که رهبری فرمودند خطر این جریان برانداز را نادیده بگیریم. هم نبايد نادیده بگیریم، هم نبايد ضعیف بشماریم بلكه در برابر تحلیل های دیگر این را مهم تر بشماریم. غلبه این مسأله باز از تلاش های جریان مخالف است که می خواهند با توجه به برخی مسائل و مشکلات موجود اصالت این حرکت را تخطئه و اصالت حرکت ضد انقلابی فتنه را اثبات کنند. آقای هاشمی هنوز از انتخابات آزاد صحبت می کند و بعضی از اشخاص در جبهه اصولگرایی هنوز آقای هاشمی را یک مجتهد سیاسی می دانند که به او این مجوز را می دهند که با اجتهاد سیاسی خود در برابر اجتهاد مطلقه ولی امر یک جریان جدید بسازد و این جواز را به او می دهند که خودش را اصالت بدهد و به رفتار سياسي او در مقابل رهبري مشروعيت داده شود. این یعنی تعدد رهبری كه دوگانگی در حاکمیت است و این انحراف است.
نتيجه اینگونه انحرافهايی که از نظر فکری پیش می آید و گاهی ناشی از سوء استنباط ها و برداشت ها و بینش های سیاسی است، اصالت دادن به حرکت ضد نظام و برانداز فتنه ای است که با تلاش ها و مجاهدت های بی نظیر مردم پایان پیدا کرده است. حداقل در 9 دی 88، یک نقطه ختم بر آن گذاشته شده است. این جریان خطرناکی است. اگر رهبری در این هفته های گذشته تجزیه و تحلیلشان در مورد این قضیه بوده، به خاطر خطر و حساسیتی است که این جریان هنوز هم دارد و هنوز هم دنبال این است که از بعضی ضعف ها بهانه بسازد و اصالت انقلابی حرکت 84 و حرکت انقلاب را و احیای گفتمان انقلاب را یعنی خود انقلاب را تخطئه کند.
این مسأله مهمی است که ما نباید دچار غفلت شویم، روحیه انقلابی را از دست ندهیم، سلامت و اصالت گفتمان ارزش های انقلاب یعنی عدالت و معنویت را و شاخص هایی را که بر این مبنا در رفتار حکومتی و حاکمیتی داشته است، فراموش نکنیم.
برنامه های جریان انحرافی برای محافظه کار کردن جریان سوم تیر
اما طبیعی است هر حرکت انقلابی از درون خودش با مشکلاتی مواجه است. جریانهايی تلاش خواهند کرد همیشه با ورود در متن انقلاب، مسیر انقلاب را به تدریج از جایگاه اصیل خودش دور کنند. جریان انحرافی که در مسیر حرکت اصیل انقلابی 84 می بینیم، یک چنین جریانی است. جریانی است که در متن گفتمان قرار گرفته و از درون می خواهد این حرکت انقلابی را به یک حرکت ایستا و محافظه کار تبدیل کند.
مهم ترین کارکرد جریان انحرافی در درون این گفتمان این است که ارزش های انقلابی را به واقع گرایی های پراگماتیستی تبدیل کند که در دوران سازندگی و اصلاحات ما شاهد آن بودیم و این سقوط ارزش های انقلابی خواهد بود. آدم های انقلابی را به آدم های محافظه کار تبدیل کنند و تحقق این مسأله یعنی مدیریت فرآیندی که در طول زمان به تدریج ارزش ها را جابجا کنند و به تدریج ارزش های جدیدی را خلق کنند و به تدریج گفتمان جدیدی را جایگزین گفتمان انقلاب کنند.
این کاری است که جریان انحرافی در متن حرکت اصیل انقلابی دارد انجام می دهد و در این حرکت تدریجی به مرور آدم های حامل گفتمان را هم جابجا خواهد کرد. آدمهای حامل ارزش های متعالی و انقلابی، با ویژگی عدالت و معنویت گرایی پاک و سالم انقلاب را حذف خواهد کرد و ادم هایی را که این تفکر را ندارند اما می توانند تغییر گفتمان بدهند، تقویت کنند. هم افکار و اندیشه ها و گفتمان به تدریج جابجا می شود و هم آدم ها و افراد و حامل های گفتمان جابجا می شود. این یک حرکت تدریجی برای انحراف در مسیر انقلاب است. این را باید مدیریت کرد. این حرکت در آغاز است. ما نمی توانیم با برخورد این حرکت در نقطه ابتدایی و میانی، برخوردی بکنیم که در نقطه انتهایی باید کرد.
تبدلی جریان انحرافی به یک غده بدخیم انحراف بزرگتر است
جریان فتنه پيش انتخابات 88 يعني در سال قبل از انتخابات و اواخر 87 تعریفی دارد. ممکن است ما این هویت را ببینیم که در انتها به کجا خواهد رسید اما در 87 نمی توان همان نوع داوری را در مورد فتنه داشت که در 88 داريم. بینش دقیق سیاسی و انقلابی و در واقع بینش دینی و بصیرت دینی این فهم را میکند که با حرکت چه رفتاری باید کرد. اما تعریف قضایی جریان فتنه در 88 با تعریف سیاسی فتنه در انتخابات 87 متقاوت است. چنانچه در ادبیات رهبری در خطبه 29 خرداد یک ادبیات می بینیم در سخنان امروز ایشان و در ادبیات امروز ایشان راجع به فتنه چیز دیگری می بینیم. این فتنه به نقطه تکوین انحطاطی و از نظر آنها نقطه کمال خودش رسیده و شفاف شده است. سال 87 نمی شود قضاوتی کرد که بعد از عاشورای 88 می شود کرد. این یک جریانی است که به آن نقطه کمال خودش در ظاهر، کمال که نیست در واقع به نقطه شکوفایی تکوینی خودش، هویت خودش رسیده است ودر واقع ماهیت ضد انقلابی خودش را نشان داده است.
اما برای جریان انحرافی معلوم نیست تا کی به آن نقطه می رسد یا می تواند برسد، لذا این خطر تدریجی وجود دارد حرکت آخر را امروز نمی توان انجام داد. امروز باید مراقبت کرد. امروز می شود این را با یک واکسن دفع کرد. با یک درمان می شود دفع کرد. نباید گذاشت به سرطان تبدیل شود. سرطان که شد، غده بدخیم که شد، با جراحی از بین می رود. امروز باید این غده را که هنوز بد خیم نیست، رفع کرد. انحراف بزرگتر این است که این غده را تبدیل کنیم به یک غده بدخیم که بخواهد نظام آن را با جراحی از بین ببرد.
یک مثال ساده برای تبیین این موضوع می توان مطرح کرد که شاید به یک شوخی شبیه باشد، این رفتاری که ما در مقابله با جریان انحرافی داریم، نباید مشابه کاری باشد که عده ای عوامانه برای مهار آتش یک انسان بهکار گرفته بودند. در بیمارستانی که سوختگی های او را درمان می کردند، دیدند استخوان های او نیز شکسته است. گفتند چه شده؟ پاسخ دادند که ما با بیل آتش را خاموش کردیم. اگر کسی آتش گرفت، آتش او را با بیل خاموش نکنید، شاید آتش خاموش شود ولی استخوانهای او را نیز خواهید شکست. استخوان های یک حرکت اصیل را نشکنیم. آنچه به نظر من دغدغه رهبری است، این است که استخوان های حرکت اصیل انقلابی را ما اشتباها خرد نکنیم. انحراف در همان است که یک آدم انقلابی تبدیل می شود به یک آدم محافظه کار و به تدریج ضد انقلاب که در باورهای خودش متنزل می شود.
لذا جریان انحرافی در انتها دنبال همین جریانی است که امروز فتنه گران ظاهرا با آن مقابله می کنند ولی با هم یکسان هستند و آن این است که اصالت حرکت انقلابی را از مردم بگیرند. آدم های انقلابی را هم بگیرند لذا اول دنبال این است که احمدی نژاد را با هویت 84 اش از انقلاب بگیرد و دوم اینکه خود این حرکت را از ملت بگیرد. این جریان سنگینی است که ما باید در روند حرکت سیاسیمان بخصوص در آینده انتخابات مجلس، آن را مراقبت کنیم.
احمدی نژاد معلول ظرفیت عدالت پذیری جامعه ماست
حرکتی که احمدی نژاد را بهوجود آورد، در متن انقلاب نهفته است و آن حرکت زنده است. احمدی نژاد یک چهره ناشناس بود. علامت هایی که او ابراز کرد، علامت های شناخته شده انقلاب بود. وقتی بحث عدالت را مطرح کرد، رهبر معظم انقلاب فرمودند همین که عدالت را مطرح کرد، پیروزی بود، حتی اگر پیروز هم نمی شد، به دلیل اینکه غبار را از شعارهای انقلاب گرفت و شعارهای انقلاب را احیا کرد، پیروزی است. نمی شد این حرف ها را زد. مگر همین رهبر انقلاب در همین دوره دولت نهم نفرمودند در صحبت هایی که مکرر داشتند، بعضی از مسئولين خجالت می کشیدند از اسلام حرف بزنند. انگار کم داشتند، انگار بدهکار بودند، امروز ما از اصالت حرکت انقلابی با قوت حرف می زنیم و دفاع می کنیم و این حرکت در دنیا هم خودش را نشان داد و یک جهش و امید تازه آفریده است در توجه به انقلاب اسلامیمان.
این نشان می دهد که این ظرفیت موجود بوده و احمدی نژاد معلول آن است نه علت آن. احمدی نژاد معلول ظرفیت عدالت پذیری جامعه ماست. اگر کسانی فکر می کنند که باید مسیر عدالت را عوض کنند تا انتخاب شوند و فکر می کنند این گفتمان شکست خورده، اشتباه مجدد سال 84 خودشان را تکرار خواهند کرد و اگر کسی در وجودش این باور نباشد که عدالت حرکت اصیل انقلاب است، همان بهتر که دچار اشتباه بشود و مردم را دچار اشتباه نکند و این اتفاق خواهد افتاد.
حرکت مردم این گفتمان را شناخت و با همه وجود حمایتش کرد. این مصداق نصرت مؤمنان بود. نصرت مومنان به صحنه آمد و انقلاب را نجات داد. انتخابات مظهر نصرت مؤمنین بود چه در 84 چه در 88. این حرکت الان هم ظرفیتش وجود دارد. اصولگرایی تابلویی برای افراد و جریانهاي خاص نیست. اصولگرایی تابلوی یک تفکر گفتمان است. هر کس حامل این گفتمان شد، اصولگراست. اصالت خودش را از احزاب و تابلوها نمی گیرد.
تکیه گاه های فتنه می خواهند اصولگرایان را مدیریت کنند
آیا اصولگرایان به وحدت خواهند رسید؟ اگر اصولگرا باشند، قطعاً وحدت محتوم است. امکان پذیر نیست وحدتی نباشد و اگر وحدتی نیست، اصولگرایی نیست. اصولگرای اصیل یعنی حقیقت اصولگرایی، وحدت پذیر است. کما این که این وحدت و انسجام در 84 و 88 خود را نشان داد و جامعه ما جامعه اصولگراست. انقلاب باقی است، تداوم دارد. هر جریان انحرافی که بخواهد گفتمان بدلی بسازد، شکست خواهد خورد. به خصوص که گفتمان انحرافی موجود، آشکارا افکار غیر اسلامی را تبیین و تبلیغ می کند. شاخص های آن هم واضح است. بنابراین حرکت مردمی ما یک حرکت انقلابی است. ظرفیت آن هم وجود دارد. هم عدالت جاذبه دارد هم مردم طعم عدالت را در طول این سال ها چشیده اند و برای آن ها مزه عدالت وجود دارد. حرکت اصیل سوم تیر 84 این پیام را داشته است و این در جامعه زنده است.
دشمن دنبال این است که حاملان گفتمان، روحیه خود را ازدست بدهند و خودشان را تمام شده بدانند، خودشان را شکست خورده بدانند. این یک توطئه بزرگ تر دشمن است. امروز جریان اصیل انقلاب را رهبری مدیریت می کند. امروز این گفتمان اصیل مثل همه مواقعی که وجود داشته است، به خصوص الان که وارد عرصه اجرا شده است و یک قدرتی پیدا کرده است، خاکریزهای دستگاه اجرایی و تقنینی را فتح کرده است و رهبری به عنوان رهبری این جریان، امروز هدایت و حفاظت از این جریان انقلابی را به دست گرفته است. بنابراین متکی به ملت و گفتمان رهبری است و این گفتمان غالب است. ما باید این را حفاظت بکنیم. حفاظت آن بر این است که اولاً دچار اشتباه نشویم و در اصالت باورهایمان تردید نکنیم و دست فتنه را در پشت سر حاملان دروغین این جریانی که امروز آمده اند و روحیه جریان 84 را می خواهند تخریب کنند، بببینیم.
من امروز نشانه هایی می بینم که باقی مانده های جریانهاي مدیریت کننده فتنه و تکیه گاههای فتنه به دنبال این هستند که همه جریانها را از پشت صحنه مدیریت کنند؛ هر کدام را به شکلی. یک طرف با یک جنگ فرهنگی، روحیه انقلابی را از مردم بگیرند و عدالت را گفتمان ناکام و شکست خورده بدانند و اساساً انقلاب را یک دروغ و یک فریب تعبیر کنند.
این ها دنبال این هستند که هر کدام از ما را به شکلی مدیریت کنند. باید احزاب اصولگرا از مدیریت این جریانها، خود را بیرون بکشند. امروز بصیرت آن است که دست های اداره کننده نهان فتنه را پشت جریانهاي خودی پیدا کرد. هر حرکتی که این اصالت را خدشه دار کند و به فتنه در هر بعد و قسمتی بخواهد اصالت بدهد، یک انحراف است.
مرزبندی جریان اصولگرایی با فتنه گران در همهی لایه هایش باید شفاف باشد. موضوع فتنه تمام شده نیست و انحراف و انحطاط و غلط بودن مبانی آن با اشکالهاي دیگر اثبات نمی شود. هر جا ما در مسیر حق دچار مشکل شویم، اثبات باطل نمی کند. منحرف شدن هر حرکت از مسیر حق، اصالت حق را به طرف باطل نخواهد داد. شکست خوردن هم در جبهه حق اصالت را به باطل نمی دهد. چون آن جا احدی الحسنیین و عمل به تکلیف است و پیروزی است. این بحث من است.
فرض من این است که آینده از آن انقلاب اسلامی است. آینده در حرکتی که از سال 84 صورت گرفته، برگشت پذیر نخواهد بود. ادامه دارد. ادامه اش با حضور ما در صحنه است. با مراقبت از جریانها و حمایت از جریانهايی است که این پرچم را در دست دارند. حرکت انقلابی نه توقف پذیر است نه عقب گرد می کند، نه منحرف می شود. حرکت سال 84 با شتاب بیشتری رو به جلو است نه توقف نه عقبگرد نه انحراف. ما با مراقبت از این جریانها باید از نیروهایی که حامل این ارزش بوده اند و کارنامه روشنی در مقابله با فتنه داشته اند و گفتمان انقلاب را باور دارند و مکتب امام باورشان است، حمایت کنیم و آن ها باید نظام را دنبال بکنند.
مشکلاتی که در حفظ انقلاب وجود دارد نباید موجب یأس شود. باید موجب حرکت شود. هر حرکتی ما را باید به نقطه کمال برساند. ما منتظر موعودیم و در این انتظار باید خالص شویم. خلوص در این است که همه ما تجربه می شویم. تجربه بشویم تا اصحاب خالص به دست بیایند. تا نیاز به آن دولت در همه وجود ما ملموس شود. ما به یک افق روشنی چشم دوخته ایم و با فاصله زیاد اما در مسیرش قرار گرفته ایم. انقلاب، ما را در مسیر حقیقت موعود قرار داده است. اما فاصله ها خیلی زیاد است. باید آمادگی پذیرش عدالت مهدوی را پیدا بکنیم و این هم در حرکت است هم در پایداری. استقامت و مقاومت در یک حرکت از ایجاد آن حرکت اهمیت بیشتری دارد. ما باید مقاومت و پایداریمان را به این ارزش ها حفظ بکنیم.
والسلام علی عباد الله الصالحین
بسم الله
آقایمان می گویند : این قیام ها به راستی بیداری اسلامی است و سر منشا تمام این حرکت های آزادی خواهانه انقلاب مقدس ایران بود که با دستان امام راحلمان به حرکت در آمد .
این حقیقت است که هر کس به نفعش نیست یا نظری دیگر دارد خاک بپاشد بر خورشید و حقیقت را انکار کند .
آزادی مصر ، تونس ، لیبی و یمن تنها با احتزاز پرچم اسلام به پیروزی رسید ، اسلام دینی که غرب از اساس با ان مشکل دارد . حال اگر هر حرکتی شد خلاف اسلام نه تنها بیداری اسلامی نیست بلکه خفتن قلب در بستر شیطان است . کم نیستند کسانی که در این مسیر مقدس دست انداز های بسیاری را ایجاد می کنند و کیلویی حرف می زنند . یکی می گوید این ها بیداری اسلامی نیست و نقشه ی آمریکاست یکی می گوید سوریه و معترضین به حکومت هم بیداری است ولی خلاف اسلام ، یکی دیگر (موسوی خوئینی ها) هم تازه در آمده است و می گوید جنبش سبز هم بیداری اسلامی بود ولی نه اسلام خرافاتی بلکه بیداری اسلامی مبرا از هر گونه غل و غش.

موسوی خوئینی ها
اینها که گفتم همه آفت های این مسیر است . آقای موسوی خوئینی ها تشخیص فتنه غرب از بیداری اسلامی بسیار آسان است . سوریه اسیر فتنه ای شده همچون فتنه سال ۸۸ . هر جا معترضین برای اسلام ناب قیام کردند و برای خدا در وقت اذان اقامه ی نماز کنند، بدانید که پشت این اعتراض فقط اسلام است ولی افسوس که از فتنه های غرب بوی اسلام ستیزی می آید و دین زدایی .
تشخصی این دو ، کاری آسان است ولی مهم این جاست که تو بخواهی بدانی نه اینکه از قصد خودت را به نادانی زده باشی .
قلب معترضین مصر و تونس و یمن و … برای اسلام می تپد ولی افسوس که در این لباس میش گرگان بسیاری دندان تیز کرده اند .
آقای موسوی خوئنی ها و همه کسانی می خواهید از آب گل آلود ماهی بگیرید این را بدانید که انقلاب های اسلامی یکی پس از دیگری ثمرات انقلاب ماست و هر جا دیکتاتوری سقوط می کند مدالی می شود بر سینه پر فروغ ایران اسلامی این پیروزی برای غرب سنگین است و به خاطر همین است که حفظ انقلاب از وقوعش دشوار تر است .
بسم الله

برخی رسانه ها همانند العربیه و الجزیره و بی بی سی که همچنان در مسیر انتشار خبرهای تحریک آمیز و ساختگی علیه سوریه گام بر می دارند، از مرحله وارونه نشان دادن اوضاع و صنعت فیلمهای ویدئویی دروغین به مرحله دخالت مستقیم در روند حوادث با اجرای طرحهای امنیتی و اطلاعاتی روی آورده اند.
به گزارش مهر، شکست جنگ رسانه ای علیه
سوریه، برخی رسانه ها به ویژه الجزیره، العربیه و بی بی سی را به دخالت مستقیم در
روند حوادث و مشخص کردن طرحهای خرابکارانه و اماکن مورد هدف کشانده است.
خبرگزاری سوریه(سانا) در این باره
نوشت : برخی رسانه هایی که همچنان در مسیر انتشار خبرهای تحریک آمیز و ساختگی علیه
سوریه گام بر می دارند، از مرحله وارونه نشان دادن اوضاع و حوادث و خبرهای ساختگی
و صنعت فیلمهای ویدئویی دروغین به مرحله دخالت مستقیم در روند حوادث روی آورده اند
به طوری که علنا از طریق اخبار ساختگی و معرفی اماکن مشخص، اغتشاشگران و
جنایتکاران و اعضای گروههای مسلح را به رفتن به این اماکن ترغیب و تحریک می کنند.
تحلیلگران و ناظران سیاسی بر این
باورند که این تحول در پوشش رسانه ای دلیل محکمی بر شکست این رسانه ها در ایجاد
آشوب و تاثیرگذاری بر روحیه جامعه سوریه با هدف اجرای طرحها و توطئه های خارجی است
که کسانی را که در پس این رسانه های فتنه گر قرار دارند به سمت استفاده از رسانه
ها برای رساندن دستورات عملیات به عاملان اجرای توطئه کشانده است.
"خالد العبود" عضو مجلس
الشعب(مردم) سوریه تاکید کرد رسانه ها یکی از ادوات مزخرف در هدف قرار دادن سوریه
شده اند و نقش تحریک آمیز را در این مرحله پشت سر گذاشته اند تا به ابزار اصلی
اجرای هجمه آشکار ضد سوریه و تمام طیفها و اجزای تشکیل دهنده آن تبدیل شوند، سیاست
تحریک و گمراه سازی و جوسازی برخی رسانه ها از آغاز حوادث در چارچوب طرحها و
برنامه های خارجی قرار دارد.
العبود به سانا گفت : این ادوات رسانه
ای تحریک کننده با زیر پا گذاشتن تمام اصول حرفه ای رسانه ای به ابزار اطلاعاتی و
امنیتی تبدیل شده اند که با دقت بالایی انتخاب اماکن مشخصی را به عنوان اهداف
احتمالی خرابکاران و جنایتکاران انجام می دهند تا از نظر رسانه ای بر آن تمرکز شود.
این رسانه های فتنه گر اماکنی را که
به آتش کشیده خواهد شد یا تخریب خواهد شد و اماکنی را که تظاهرات کنندگان باید در
آن جمع شوند، مشخص می کنند، همچنین اهداف نظامی و امنیتی و مکانهای برخی تاسیسات
حساس و حیاتی را به دقت از طریق نقشه های الکترونیکی مشخص می کنند تا کسانی که می
خواهند این اماکن را هدف قرار دهند، با نحوه رسیدن به آن آشنا شوند، این رسانه ها
دقیقا نقش سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی معاند سوریه را بازی می کنند.
از سوی دیگر نهله عیسی معاون رئیس
دانشکده رسانه ها در دانشگاه دمشق گفت شبکه های تحریک کننده به عنوان بخشی از طرح
بزرگ و برنامه ریزی شده ضد سوریه عمل می کنند و کار خود را بدون انحراف از ماموریت
محوله با هدف ایجاد فتنه و آشوب و هرج و مرج در سوریه انجام می دهند.
وی به اهمیت نقش رسانه های ملی در
مقابله با هجمه رسانه ای و افشای دروغگویی های آنها برای افکار عمومی و مشارکت
فعال در تشریح عناصر اصلی برنامه اصلاحات فراگیر و تاکید بر قدرت سوریه و تاکید بر
رویکرد مقاوم اشاره کرد.
از سوی دیگر، طالب ابراهیم تحلیلگر
سیاسی اعلام کرد هجمه رسانه ای که سوریه با آن روبرو است، اخیرا شاهد حالت تصاعدی
از طریق به کارگیری تمام شیوه های جنگ روانی و رسانه ای و عوامفریبی با هدف
تاثیرگذاری بر روحیه شهروندان سوری و به تصویر کشیدن اوضاع سوریه به گونه ای که
هرج و مرج و آشوب را نشان دهد و تحقق هدف نهایی یعنی تخریب کامل سوریه و براندازی
نظام این کشور بوده است.
ابراهیم گفت : این کانالها به شیوه
های گمراه کننده متنوعی از قبیل پیامهای صوتی از سوی آنچه شاهدان عینی خوانده می
شود و همچنین تصاویر ساختگی از طریق کلیپهای ویدئویی که همگی به شکل ساختگی
جمع آوری شده است و جنگ روانی از طریق گزارشهای رسانه ای غیر واقعی و نادرست روی
آورده اند.
بشار علنی دیگر تحلیلگر سوری هم خاطر
نشان کرد این رسانه های تحریک کننده و فتنه گر ثابت کردند که مزدور هستند و جنگ
رسانه ای و روانی را علیه ملت سوریه با هدف تخریب کشور و ایجاد هرج و مرج و آشوب
در آن در پیش گرفته اند.
خالد کرباج از مسئولان محلی در شهر
السویداء سوریه هم ابراز عقیده کرد صهیونیسم جهانی از سلاح رسانه ای مبتنی بر دروغ
و خبرسازی به دور از هر گونه پایه های علمی و منطقی برای تاثیرگذاری بر روحیه
ملتها استفاده می کند به طوری که یاس و ناامیدی و ترس را ترویج می کنند، این شیوه
ها نتیجه ای ندارد، زیرا ملت سوریه با تکیه بر هوشیاری و بیداری تسلیم حملات روانی
و گمراه سازی نخواهد شد.
بسم الله

حسن بيادي كه نايب رئيس شوراي شهر تهران است و بهعنوان يكي از اعضاي نزديك به شهردار تهران شناخته ميشود، در سرمقاله امروز روزنامه نزديك به قاليباف آسمان ريسمان با مزهاي در مورد سؤال از شهردار تهران بافت، بهگونهاي كه خاطره برخي مخالفتها با وزيران در جلسات رأي اعتماد كه موجب اعتراض برخي از نمايندگان مجلس ميشد و عنوان ميكردند، "اين موافقت بود نه مخالفت و هدف از اين كار گرفتن وقت مخالف بود"، زنده شد!
به گزارش رجانيوز، بيادي نوشت:
«با اعلام آمادگي شهردار ولايي و پرتلاش تهران براي پاسخگويي در برابر سوالات شوراي شهر، من و تعدادي ديگر از دوستان بر آن شديم تا سوالات خود را در قبال بخشي از عملكرد دستگاههاي زير مجموعه شهرداري از شهردار تهران بپرسيم.
هرچند در چند روز گذشته مطرح شدن موضوع سوال اعضاي شوراي شهر از شهردار تهران برخي را برآن داشت تا تصور كنند اعضاي شوراي شهر قصد استيضاح مديريت شهري را دارند اما بايد در پاسخ به اين پيشبينيهاي خارج از منطق گفت كه سوال از شهردار صرفا در راستای ايجاد هماهنگي بيشتر مجموعه مديريت شهري (شهرداري و شوراي شهر) جهت توسعه بيشتر و سريعتر و رفع مشكلات انجام میشود و این سوالات نه تنها به نفع شهر، بلكه به نفع شهرداری هم است.
ولي متاسفانه برخي با حاشيه سازي پيرامون اين مسئله رنگ و بوي سياسي به آن بخشيدند كه به اعتقاد من چنين ديدگاهي دور از انصاف است. سياسي كردن امور غير سياسي موجب بر هم خوردن فضا و جو كشور ميشود. از اين رو نبايد مسائل فرهنگي و اجتماعي را كه خارج از سياست است، سياسي كرد.
چراكه در اين صورت نوع برخوردها و عملكردهاي اجتماعي و فرهنگي نيز به راحتي عوض شده و جاي خود را به سياست ميدهد. در اين شرايط نيز نميتوان انتظار داشت امور فرهنگي، اجتماعي، شهري و... به صورت مستقل اداره شده و كاركرد اصلي و صحيحي داشته باشند.
بنابراين از آنجايي كه اين روزها به هر مسئلهاي از گرفتگي آب در سطح شهر تا سوال از شهردار رنگ سياسي داده ميشود؛ من به عنوان طراح سوال از شهردار تهران، قاطعانه ميگويم كه قصد شوراي شهر تهران از اين سوال، شفاف سازي بود و نه تخريب و سياسيكاري؛ و شهروندان عزيز ميتوانند مطمئن باشند كه اگر كوچكترين انگيزه سياسي پشت اين سوالات بود، شوراي شهر تهران از اين پرسش منصرف ميشد.
بنابراين آنچه كه بايد بيش از هر چيزي مد نظر داشت اين است كه بايد به فكر پيشبرد صحيح امور بود نه سنگاندازي در راه افرادي كه قصد پيشبرد امور را دارند از اين جهت من بار ديگر تاكيد ميكنم كه با هدف شفافسازي و پيشبرد صحيح امور پرسشها را مطرح كردم كه خدا را شكر شهردار زحمتكش تهران به اين پرسشها پاسخ داد.
البته اين نكته را نيز بايد در نظر داشت كه درست است كه ديروز اعضاي شوراي شهر تهران از دكتر قاليباف سوال پرسيدند اما اين بدان معنا نيست كه اگر ضعفي در شهر تهران يا پروژههاي عمراني شهرداري وجود دارد فقط مربوط به شهردار تهران است.
نبايد فراموش كرد كه در اين ميان عوامل زيادي در برخي مشكلات دخيل هستند و اگر تقصيري وجود دارد بار آن نبايد فقط بر دوش يك نفر باشد. بنابراين سوالات ما نيز به گونهاي بود كه بتوانيم ريشه اصلي مشكلات را پيدا كنيم و متوجه شويم كه چه عواملي در مسئلهاي مانند اصل ارزش افزوده كه متعلق به مردم و شهرداري است وجود دارد.
از سوي ديگر اعضاي شوراي شهر و تمام افرادي كه در شهرداري فعاليت ميكنند از اقدامات شهردار تهران سپاسگزارند (كما اينكه به وقتش نيز از ايشان و خدماتشان تقدير و تشكر كردند). نكته ديگر اين موضوع هم اين است كه وقتي ما اعضاي شوراي شهر از دكتر قاليباف براي پاسخگويي در شوراي شهر دعوت كرديم نه تنها از اعضاي شوراي شهر ناراحت و دلگير نشدند بلكه همان ابتدا آمادگي خود را براي پاسخگويي اعلام كردند و گفتند طبیعی است كه این نظارت را اعمال كنید.
در واقع همين روحيه پاسخگويي قاليباف دست ما را براي هر گونه سوالي باز گذاشت و اين رفتار ايشان جاي اين انتظار را باقي گذاشت كه ساير دولتمردان و سياسيون هم از اين رفتار شهردار تهران الگو گرفته و خودشان را در مقابل نهادهاي نظارتي مانند مجلس محترم شوراي اسلامي پاسخگو بدانند و هر سوالي را در رديف رفتارهاي سياسي و مناقشات جناحي نگذارند. لذا در پايان جا دارد بار ديگر از شهردار محترم تهران به خاطر پاسخگوييشان در مقابل شوراي شهر سپاسگذاري كنم.»
روزنامه نزديك به قاليباف علاوه بر يادداشت بيادي، يك ستون به نقل از عليرضا دبير در مداحي از شهردار تهران منتشر كرده است.
بسم الله
یک فعال سیاسی اصول گرا ،گفت: هنوز هم اگر سران فتنه بیایند در رسانه ها و رودررو و بگویند که اشتباه کرده اند؛ مقام معظم رهبری این قدرت و سعه صدر را دارند که آنها را عفو نمایند، ولی به نظر بنده آنها عاقبت به شر شدند.
احمد نجابت عضو شورای مرکزی انقلاب اسلامی و نماینده سابق مجلس در گفتگو با عصر امروز با تبیین و ریشه یابی انحراف سران فتنه در رابطه با سرنوشتی که برای آنها می توان متصور شد نکاتی شنیدنی را یادآور شده است که در متن زیر به این موارد اشاره می کنیم :
- فتنه از زمان حضرت آدم وجود داشته است و اولین فتنه گر تاریخ قابیل بود که برادرش هابیل را به خاطر مکر شیطان و امیال نفسانی اش به قتل رساند.
- در باب فتنه حضرت علی (ع) در نهج الباغه می فرمایند: هیچ وقت دعا نکنید که فتنه در جامعه محو شود ، زیرا که سبب امتحان شماست و باید به سلامت از آن عبور کنید.
- در طول تاریخ ازفتنه سامری در عصر موسی (ع) گرفته تا فتنه های زمان پیامبراسلام(ص) و اهل بیت (ع) و همچنین دسیسه های عظیمی که علیه روحانیت اصیل امثال شهید اول ، مرحوم مدرس ، شیخ فضل الله نوری و شهید بهشتی وجود داشته ، فتنه در زندگی جوامع بشری امری اجتناب ناپذیر بوده است .
تاریخچه فتنه در انقلاب اسلامی
-از خرداد ۴۲ که امام خمینی (ره) به میدان آمدند تا ۲۲ بهمن ۵۷ که انقلاب به پیروزی رسید فتنه ها یکی پس از دیگری رشد کردند و مثل یک دمل چرکین بر پیکره انقلاب اسلامی نشستند.
- پس از آن تاریخ انقلاب اسلامی یک روز خالی از دسیسه ها و فتنه های رنگارنگ نبوده است.
- از قضیه منافقین گرفته تا نفاق بنی صدر، انحراف منتظری ها ، فشارهای آمریکای جنایت کار ، جنگ تحمیلی و... نمونه هایی از نمایان شدن دستی چدنی بود که از آستین فتنه بیرون می آمد .
فتنه جریان اصلاحات در ۱۸ تیر
- فتنه ۱۸ تیر ۷۸ که بنده در زمان به وقوع پیوستن آن افتخار نمایندگی مجلس را داشتم از هجمه های سنگینی بود که به نظام تحمیل شد .
-۱۸ تیر از فتنه هایی در طول انقلاب اسلامی بود که با ندای محکم رهبر انقلاب مبنی بر برخورد حسینی با هجمه ها و دشمنی های جریان نفاق ، نشان داد که دیگر فتنه جویی علیه نظام اسلامی توسط ملت بی پاسخ نخواهد ماند
فتنه ۸۸ و نقش مقام معظم رهبری در خنثی سازی آن
-فتنه ها و هجمه هایی که در زمان حضرت امام (ره) متوجه نظام اسلامی می شد حاصل طراحی های طیف هایی نظیر منافقین ، ضدانقلاب ، جبهه ملی و سلطنت طلب ها بود که با توجه به شخصیت کاریزماتیک حضرت امام (ره) و روشن بودن دشمنی ها و نفاق جریان های ضد انقلاب به هر ترتیبی که بود با همت ملت ایران رفع می شد .
- در زمان ایجاد فتنه ۸۸ به دلیل پیچیده بودن اتفاقات و اختلاط دوست و دشمن در یک لباس درایتی تمام عیار لازم بود که این فتنه عمیق را خنثی کند.
-حضور برخی از یاران قدیمی انقلاب ، روحانیون ، برخی از مسئولین و ... در سنگر اول این فتنه نشان از عمق ماجرایی بود که اتاق فکر فتنه برای نظام اسلامی طراحی کرده بود که خوشبختانه با رهنمودهای رهبر انقلاب و هوشیاری ملت مسلمان ایران آتش این فتنه هم خاموش شد .
مدریت رهبر انقلاب در رابطه با اتفاقات بعد از فتنه 88
- در روز های بعد از فتنه ۸۸ با وجود اینکه خیل کثیری از ملت
خواستار محاکمه و اعدام سران فتنه بودند ، رهبر انقلاب در فرمایشات حکیمانه خویش سخن
از جذب حداکثری و دفع حداقلی به میان آورند که خشم ملت را فرو نشاند.
- حامیان فتنه به جای عبرت گرفتن و متنبه شدن ، به خیال خام خود اینگونه تصور کردند که رهبر انقلاب در موضع ضعف هستند، همان طور که به امیرالمؤمنین می گفتند عدم جنگ در برابر معاویه نشانه ترس ایشان است؛ حضرت فرمودند: ( حاشا و کلا که ترس در وجود من باشد وظیفه من این است که تا جایی که می توانم آنها را از مسیر انحراف بازگردانم).
-حضرت آیت الله خامنه ای الحق و
الانصاف روش پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) را معیار تصمیمات خویش قرار دادند ولی افرادی
نظیر ( کروبی ، موسوی ، خاتمی) متأسفانه برخی از اهل سکوت گوش و چشم های خود را به روی حقایق
بسته اند.
- زیاد بودند زبیرها و طلحه ها که با وجود اینکه از نزدیکان پیامبر به شمار می رفتند در حکوت امیر المومنین(ع) گرفتار مطامع دنیا و از دشمنان آن حضرت شدند.
- اگر سران فتنه با خدای خود خلوت می کردند و تحلیل درستی از اوضاع می داشتند و به عاقبت خود می اندیشیدند، حالشان این گونه نبود.
امام خمینی(ره) می فرمایند: اسلام از
بزرگان بسیاری لطمه خورد، که خیانت های عظیمی در حق دین کردند وقتی ایشان در باره
منتظری می فرمایند که حاصل عمر من هستند می شود گفت با وجود انحراف در چنین افرادی
امام (ره) دق کرد.
سران فتنه عاقبت به شر شدند
- هنوز هم اگر سران فتنه بیایند در رسانه ها و رودررو و بگویند که اشتباه کرده اند ؛ مقام معظم رهبری این قدرت و سعه صدر را دارند که آنها را عفو نمایند، ولی به نظر بنده آنها عاقبت به شر شدند .
-نجابت در ادامه سخنانش اشاره ای هم به نقل مکان شیخ مهدی کروبی
به ویلایی در جماران کرد و گفت :
در اول انقلاب امام خمینی و امروز
رهبر معظم انقلاب دائما هشدار داده اند که نکند طلبه ای از ذی طلبگی خود خارج شود.
-مقام معظم رهبری در سالهای گذشته در جلسه ای خصوصی که با روحانیون داشتند ، فرمودند: خیلی چیزها حلال است ولی برای ما درست نیست، همچنین فرمودند من نه اهل ریاضتم و نه شما را دعوت به ریاضت می کنم اما تقلیل المعیشه برای روحانیت توصیه شده است .
-شنیدن چنین خبر هایی از افرادی که خود را روحانی می دانند نشان می دهد که هیچ توجهی از سوی این گمراهان به این مسئله حیاتی نشده است.
امثال شیخ مهدی کروبی فراموش کرده اند
که امام (ره ) دائما می فرمود :
اگر ماست بقالی ترش باشد می گویند که
فلان بقال ماستش ترش بود ولی اگر طلبه ای خطا کند می گویند تمام روحانیون این طور
هستند.
بسم الله
روزنامه تهران امروز نزديك به قاليباف كه همه روزه عليه جبهه پايداري فضاسازي منفي و تخريبي را در دستور كار دارد، امروز شنبه با مستمسك قرار دادن خبر يكي از خبرگزاريها مبني بر حضور حسينيان در كميته نظارت و داوري گروه موسوم به 8+7 به اين جبهه حمله كرد.
به گزارش رجانيوز، اين روزنامه كه همسو با ساير رسانههاي زنجيرهاي نزديك به شهردار تهران به جبهه پايداري حمله ميكند، در صفحه اول خود به قلم مسئول جديد يكي از سايتهاي قاليباف، جبهه پايداري را كه مركب از نيروهاي انقلابي و ارزشگرا است كه تحت نظارت دو فقيه برجسته فعاليت ميكند، به سهمخواهي و ويژهخواهي متهم كرد.
نويسنده دقيقاً مشخص نكرده كه منظور از سهم خواهي چيست، چرا كه جبهه پايداري در نامهاي به آيتالله مهدويكني و آيتالله يزدي ملاحظات خود را با منطق مشخص بيان كرده و مهمترين اين ملاحظات مخدوش بودن منطق حضور نمايندگان لاريجاني و قاليباف در كميته وحدت اصولگرايان با توجه به بيانات رهبر معظم انقلاب و سابقه فعاليت اين افراد در انتخابات مجلس و بهويژه فتنه 88 است.
در عين حال، رسانههاي نزديك به اين دو نفر از جمله خبرآنلاين، سايتها و روزنامههاي همسو با قاليباف و برخي از رسانههاي متمايل به فتنه بهطور كاملاً هماهنگ دست پيش را پس گرفتهاند و با متهم كردن جبهه پايداري به سهم خواهي از پاسخ روشن به اين سؤال كه چرا با وجود موارد بالا بايد به لاريجاني و قاليباف سهم ويژه داد، طفره ميروند.
بسم الله
معاون فرمانده عملیات نظامی طرابلس اعلام کرد در صورت بی نتیجه بودن تلاشها برای شناسایی و دستگیری قذافی، یک تیم عملیاتی متشکل از کماندهای آمریکایی به لیبی اعزام خواهند شد.
سرتیپ " جلیل رفعت" معاون فرمانده عملیات نظامی طرابلس وابسته به شورای انتقالی دولت لیبی در گفتوگو با فارس در لیبی، از احتمال اعزام کماندوهای آمریکایی برای دستگیری و شناسایی مخفیگاه سرهنگ قذافی خبر داد.
وی اظهار داشت: اگر تلاشها برای دستگیری و شناسایی محل اختفاء دیکتاتور سابق لیبی از سوی انقلابیون بی نتیجه بماند، یک تیم عملیاتی متشکل از کماندوهای آمریکا به طرابلس اعزام شده و عملیات دستگیری سرهنگ قذافی و فرزندانش به آنها محول خواهد شد.
معاون فرمانده عملیات نظامی طرابلس عنوان کرد: با توجه به شواهدی که در اختیار شورای نظامی دولت انتقالی است ، سرهنگ قذافی هنوز در طرابلس مخفی شده و پایتخت را ترک نکرده است.
رفعت خاطرنشان کرد: مراکز ایست و بازرسی متعددی در خارج از شهر طرابلس و مناطق دور افتاده آن، ایجاد کردهایم تا از خروج دیکتاتور و فرزندانش از شهر جلوگیری کنیم ، آنها هر طور شده باید دستگیر و محاکمه شوند ، این تنها راه پیش روی خاندان قذافی است.
این مقام نظامی انقلابیون لیبی ، در پاسخ به این سوال که به طور قطع هم اکنون چند درصد طرابلس در اختیار نیروهای انقلابی است، گفت: 90 درصد شهر هم اکنون تحت سیطره کامل نیروهای ما است ، اما هنوز مناطقی هستند که هواداران سرهنگ قذافی در آنجا حضور دارند ، ما سعی می کنیم در روزهای آینده با نقشهای از قبل آماده شده ، این مناطق را نیز از وجود آنها پاکسازی کنیم.
بسم الله
تعامل در اصولگرایی و ارزش
های این مرام سیاسی، این تعریف را به ذهن متبادر می سازد که اصولگرایی يعني،
اعتزاز به اسلام، اجتناب از هواهاى نفس، عدالتخواهى و عدالتگسترى، فسادستيزى،
ساده زيستى و مردمگرايى، تواضع و نغلتيدن در گرداب غرور، خردگرايى و تدبير و
حكمت در تصميمگيرى و عمل. پس با احتساب چنین شاخصه هائی اصول گرایی یک حزب یا
جریان خاص سیاسی نیست بلکه یک مرام و مسلک است که مقام معظم رهبری ضمن تاکید بر
منش و مرام بودن اصول گرایی، شاخصه های چند گانه ای را برای آن ذکر کرده اند.
پایگاه 598 در مصاحبه ی کوتاهی با دکتر كامران باقري لنكراني در باب ضرورت و هدف
جبهه پایداری انقلاب اسلامی به گفتگو نشسته است که در ادامه تقدیم می گردد.
حضور حضرتعالی در جبهه پایداری، مبنی
بر چه دغدغه ای و احساس تکلیفی صورت گرفته است؟
اگر نگاهی بیندازیم به نسبت دین و
زندگی اجتماعی مان باید این گونه باشد که حضور ما در عرصه های اجتماعی برخاسته از
تکلیف و اصولگرایی باشد و به هر حال انسان نمی تواند دین دار باشد و نسبت به مسائل
اجتماعی بی تفاوت و بی مبالات باشد. نسلی از رویشهای انقلاب اسلامی در دهه هشتاد
به وقوع پیوستند که در صحنه های مختلف توانستند حماسه سازی های بزرگی را انجام دهند.
حماسه سوم تیر 84، بیست ودوم خرداد 88، نهم دی 88 یک قله هایی از این حماسه
آفرینها بود.
این نسل مواجه شد با یک سری تحریفات و
حرکتهای انحرافی و حاشیه ساز، نسل مذکور در برابر یک جریان فتنه آفرین به خوبی
توانست که به وظیفه اش عمل کند و آن جریان فتنه گر را از صحنه سیاسی کشور حذف
نماید اما یک عده ای خواستند که تلاش های این نسل را که نتیجه تفکر یک جریان
بود به نام یک فرد مصادره کنند که در واقع نوعی کوچک سازی و تحریف این جریان
اصولگرایی حقیقی بود و به همین خاطر جمعی از دوستانی که نگران این تحریف بودند با
تاکید بر اینکه حول تبعیت از رهبری و با مخالفت جدی با جریان فتنه و انحراف به
عنوان دو سوی یک سکه ای که ماهیت هر دوی آنها نسبت به اصل انقلاب یک ماهیت ویرانگر
و تحریف کننده است آمدند و این حرکت را شروع کردند و ما هم وظیفه خودمان دانستیم
که بالاخره با این نگاه همراه باشیم و خوشحالم از اینکه این حرکت شجاعانه با هدایت
و ارشاد علمای بزرگی مانند حضرت آیت الله علامه مصباح و حضرت آیت الله خوشوخت در
حال پیگیری است و این هم یک نقطه قوت و یک نقطه اتکا و در خور توجه است.
این روزها اغلب جریانهای انحرافی در
این نکته مشترک هستند که حسابشان را از روحانیت جدا کرده اند حتی آنهایی که ادعای
همراهی با روحانیت را دارند به نوعی اجتهاد سیاسی را برای خودشان قائل هستند و این
اجتهاد سیاسی در برابر تبعیت و همراهی با روحانیت نهایتاً منجر به اسلام منهای
روحانیت می شود که به نظر من آنچه که در 32سال گذشته از حرکتهای انحرافی شاهد
بودیم تماماً ترجمان های مختلف این اسلام منهای روحانیت بوده است و هر کدام به یک
شکلی، یک گروهی تبدیل شدند به اصلاح طلب، یک گروهی شدند جریان انحرافی و یک گروهی
شدند گروه های محارب و همه اینها بر می گردد به اسلام منهای روحانیت.
این ادعایی که بیان می کند که جبهه
پایداری قصد عبور از احمدی نژاد را دارد تا چه میزان صحیح می دانید؟
اصولاً جبهه پایداری انقلاب اسلامی
گفتمانش فردی نیست گفتمانش مبنایی است با این گفتمان در واقع همه را محک میزند،
محک این جبهه میزان تعهد به ولایت فقیه، مخالفت با جریان فتنه و مخالفت با جریان
انحرافی است که هر کس این شاخصه ها را داشته باشد در این جبهه و جریان قرار دارد.
حضرتعالی مبحث ائتلاف اصولگرایان با
ساکتین فتنه را چگونه ارزیابی می کنید؟
بحث ائتلاف اصولگرایی و حضور فلان شخص
مباحث مصداقی هستند آنچه مهمتر است در این جبهه این است که جبهه پایداری فقط برای
انتخابات مجلس تشکیل نشده و در واقع جبهه پایداری انقلاب اسلامی یک گفتمان سازی و
محلی برای رویش هایی انقلابی که عرض کردم است تا بتوانند سخنان قوی و مستحکم
خودشان را با یک نوع ارتباط گسترش ببخشند و در صحنه های اجتماعی کشور بیان کنند و
موضوع انتخابات مجلس یک موضوع فرعی در پیش این حرکت می باشد.
"بههيچوجه نميتوان به جبهه پايداري اتهام ارتباط با جريان انحرافي زد"
عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی با بیان اینکه به هیچعنوان نمیتوان اتهام ارتباط جبهه پایداری با جریان انحرافی را پذیرفت، گفت: اینگونه اتهامات بیپایه و اساس علیه جبهه پایداری وحدت اصولگرایان را تهدید میکند.
حجتالاسلام محمد خرسند عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی در گفتوگو با فارس، با بیان اینکه به هیچعنوان نمیتوان به جبهه پایداری اتهام ارتباط با جریان انحرافی را زد، افزود: اینگونه اتهامات بیپایه و اساس علیه جبهه پایداری وحدت اصولگرایان را تهدید میکند.
وی با بيان اینکه علامه مصباح یزدی اولین فردی بود که نسبت به جریان انحرافی روشنگری کرد و راهکارهای مقابله با آنرا برای نیروهای متدین و مسئولین تبین کرد، تصریح کرد: آیتالله مصباح از جبهه پایداری حمایت کردند و نمیتوان نقش ایشان را برای مقابله با جریان انحرافی منکر شد.
عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی در ادامه با بیان اینکه اعضای جبهه پایداری با جریان انحرافی مرزبندی مشحصی دارند، نسبت به ادعای برخی افراد از جمله باهنر مبنی بر مشخص نبودن رابطه جبهه پایداری و جریان انحرافی گفت: اگر کسی به مواضع اعضای جبهه پایداری رجوع کند میتواند به راحتی درک کند که اعضای این جبهه با جریان انحرافی مرزبندی دارند.
خرسند در پایان با اشاره به مطالبه جبهه پایداری برای تغییر در ترکیب کمیته7+8 گفت: انتطار این است که اعضای محترم جبهه پایداری اختلافات خود را با 7+8 حلوفصل کند و فعالیت خود را در ذیل جبهه متحد اصولگرایان برای رسیدن به وحدت ادامه دهد.
بسم الله
یک عضو جبهه پایداری گفت: هیچ دیداری بین احمدینژاد و محصولی صورت نگرفته است و از سوی دیگر نیز این جبهه با شخص احمدینژاد مشکل ندارد و در واقع جریان انحرافی را از جریان خدمتگزار دولت تفکیک کرده است.
ولی اسماعیلی، عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با فارس، با اشاره به هجمههای رسانهای علیه جبهه پایداری و متهم کردن آن به ارتباط با جریان انحرافی، اظهار داشت: جبهه پایداری از شروع کار خود دارای مرزبندی شفاف، مشخص و بدون تعارف با عوامل فتنه، ساکتین آن زمان و جریان انحرافی بوده است.
وی ادامه داد: جبهه پایداری در حال حاضر با خیل عظیم دوستداران انقلاب و نظام در شهرستانها و استانها مواجه است و مردم برای راهاندازی شاخههای جبهه پایداری در شهرستانها و روستاها با این جبهه تماس میگیرند.
* همه اعضای جبهه پایداری جزء مغضوبین جریان انحرافی هستند
اسماعیلی با اشاره به ولایی بودن و مرزبندی مشخص جبهه پایداری با عوامل و ساکتین فتنه و جریان انحرافی، تصریح کرد: فردی که میگوید جبهه پایداری با جریان انحرافی اتباط دارد باید بداند همه اعضای این جبهه جزء مغضوبین جریان انحرافی هستند.
وی با اشاره به شايعه دیدار احمدینژاد و محصولی، یادآور شد: هیچ دیداری بین رئیسجمهور و محصولی صورت نگرفته است و از سویی دیگر نیز این جبهه با شخص احمدینژاد مشکل ندارد و در واقع جریان انحرافی را از جریان خدمتگزار دولت تفکیک کرده است.
نماینده مردم گرمی در مجلس افزود: برخی از اصولگرایان زاویه خود با گروه انحرافی را بیان نکردهاند در حالی که جبهه پایداری این موضع را در همایش خود، اظهارات اعضا و بیانات آیتالله مصباح یزدی مشخص کرد.
وی با بیان اینکه هجمهها علیه پایداری، فضاسازی رسانهای است، خاطرنشان کرد: افراد مؤسس جبهه پایداری و افرادی که بعداً به آنها اضافه شدند، عقبه اجتماعی روشن و شفافی دارند و وصلههایی همچون ارتباط با جریان انحرافی به آنها نمیچسبد.
* مرزبندی جبهه پایداری با "ساکتین فتنه" عامل هجمهها است
عضو جبهه پایداری تأکید کرد: زمانی که جبهه پایداری مرزبندی خود را به شکل شفاف بهویژه با "ساکتین فتنه" مشخص کرد، میدانستیم علیه این جبهه هجمه خواهد کرد، البته کمیته 8+7 همانند پایداری به صورت مشخص دراین باره اعلام موضع نکرد.
وی افزود: زمانی که مقام معظم رهبری تنها و به شکل عملیاتی در خطبه 29 خرداد 88 وارد میدان شدند، همه بهگونهای که در شأن فرمایشات رهبر معظم انقلاب باشد، موظف به همیاری و لبیک بودیم بنابراین سکوت و اعلام موضع با تأخیر در حمایت از رهبری پسندیده نبود.
اسماعیلی ادامه داد: متأسفانه برخی از اصولگرایان در قبال فتنه دیر اعلام موضع کرده و حتی برخی از آنها اعلام موضع نکردند و برخی دیگر نیز موضع دوپهلو داشتند در حالی که فرمایشات مقام معظم رهبری برای ما حجت شرعی، قانونی و عرفی است.
وی با اشاره به تبعات مرزبندی جبهه پایداری با ساکتین فتنه یادآور شد: به دلیل اعلام مرزبندی شفاف جبهه پایداری با ساکتین فتنه و از این روی که ضمیر آن اظهارات مرجع خود را یافته است، این هجمهها علیه ما طبیعی بود و در حال حاضر مشخص است که ساکتین فتنه همان افرادی هستند که «نامه بدون سلام والسلام» را به رهبر انقلاب نوشتند.
عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس تصریح کرد: جبهه پایداري با هیچ گروه سیاسی و انحرافی بدهوبستان سیاسی و مالی ندارد؛ حتی این جبهه برای برگزاری همایش خود از کمک مالی اعضایش استفاده کرد و چنین رویکردی صحیح و شفاف است.
* جبهه پایداری در مسیر آرمانهای خود کوتاه نخواهد آمد
اسماعیلی متذکر شد: وقتی جبهه پایداری فعالیت خود را آغاز کرد مشخص بود که وصلههای بسیاری به آن میزنند اما از آنجایی که این جبهه راه خود در تبعیت از آرمان امام (ره) و مقام معظم رهبری مشخص کرده است، در این مسیر کوتاه نخواهد آمد.
وی بیان داشت: جبهه پایداری اجازه بهرهبرداری عناصر فتنه را از این وضعیت نمیدهد تا این امر موجب شکاف اصولگرایان نشود، از این رو تمام اعضا با هوشیاری و تدبیر به این موضوع توجه دارند.
عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان در خصوص عقبه اجتماعی و مردمی جبهه پایداری، اظهار داشت: در حال حاضر و علیرغم گذشت تنها یک ماه از همایش جبهه پایداری، شاخههای استانی با استقبال مردم مواجه شدهاند و این مسئله بدون سهمخواهی و قدرتطلبی از سوی مردم ادامه دارد، روحانیون و علما نیز استقبال عظیمی از این جبهه داشتند.
وی افزود: «پایداری» نخستین جبهه سیاسی است که توانسته در عرض یک ماه این تعداد طرفدار پیدا کند، البته برای سازماندهی آنها تدابیر خاصی داریم و برای شاخههای استانی، نمایندگی شهرستانها و شاخه جوانان جبهه پایداری مشغول برنامهریزی و سازماندهی هستیم.
اسماعیلی با بیان اینکه پس از جمعبندی شاخههای استانی و شهرستانی به برنامهریزی و سازماندهی شاخه جوانان میرسیم، گفت: نام سایر زیرشاخههای جبهه پایداری تا زمانی که قطعی نشده باشد، به دلیل تغییرات احتمالی فعلاً عنوان نمیشود اما در حال حاضر مشغول سازماندهی نیروها هستیم تا با توجه به نزدیکی انتخابات بتوانیم پاسخگوی مطالبات مردم باشیم.
بسم الله
با گذشت حدود 6 ماه از آغاز ناآرامي ها در سوريه، مهمترين سوالاتي كه اين روزها مطرح مي شود اين است كه آيا نظام سوريه موفق به مهار ناآرامي ها خواهد شد يا اينكه همزمان با فشارها و تحريم هاي بين المللي، دولت سوريه را در شرايط بسيار سختي قرار خواهد داد.
شايد پاسخ به اين سوال و پيش بيني اين موضوع تا اندازه اي سخت باشد اما با توجه به شواهد و قرائن موجود، مي توان وضعيت را تا حدودي با توجه به برخي مقدمات پيش بيني كرد.
براي پاسخ دادن به اين سوال بايد ديد كه اعتراضات در شهرهاي سوريه از كجا نشات گرفته و معترضين چه افرادي هستند و چه عقبه اي دارند. سوال ديگري كه بايد به آن پاسخ داده شود اين است كه معترضان دقيقا چه مطالباتي دارند و عقبه اين مطالبات چيست؟ و نهايتا اينكه آيا فشارهاي بين المللي و تحريم ها ناآرامي هاي سوريه را تشديد خواهد كرد يا نه؟
** سه دسته مخالفين نظام سوريه
در پاسخ به اين سوالات مي توان معترضين فعلي سوري را به سه دسته مختلف تقسيم كرد: دسته اول و قدرتمند ترين گروه مخالف نظام سوريه، گروه هاي سلفي هستند كه بايد حساب حركت هاي مردمي را از حساب اين گروه ها كه دست به سلاح برده و اقدامات خشونت آميزي انجام مي دهند، جدا دانست.
به گفته بسياري از افراد مطلع در حال حاضر از اردن و لبنان و تا اندازه اي از غرب عراق حجم بالايي از سلاح با هزينه كشورهاي حوزه خليج فارس بهويژه عربستان وارد سوريه مي شود و در اختيار گروه هاي مسلح قرار مي گيرد.
اين گروه ها از آغاز اعتراضات به سرعت دست به سلاح بردند كه اين امر برخلاف حركت هاي مردمي در ساير كشورهاست. به عنوانمثال در يمن هر روز تظاهرات ميليوني را شاهد هستيم ولي مردم سلاح را به كار نگرفته اند، در حالي كه در يمن بيشتر مردم مسلح هستند چون اين كشور بافت عشايري دارد؛ ولي در سوريه جريان سلفي از روز اول دست به اسلحه برد و تعداد زيادي از نيروهاي امنيتي را كشتند. اين امرنشان مي دهد كه ماهيت تحركات در سوريه است مردمي نيست.
** اخوان المسلمين كم وزن اما تشكيلاتي
با آغاز ناآرامي ها در سوريه، جمعيت اخوان المسلمين اين كشور كه شاخه اي از تشكيلات كلي اين جريان در منطقه است، اقدامات گسترده اي را در خارج از سوريه براي هدايت و رهبري جريان مخالفان برعهده گرفت و برخي كشورهاي همسايه از جمله تركيه و دولت هاي اروپايي سعي كردند با ميدان دادن به اين جريان و حتي در اختيار گذاشتن مكان هايي براي برگزاري نشست هايشان، اين تشكل را به عنوان رهبر جريان در سوريه مطرح كنند.
اخوان المسلمين سوريه در سال 1935(1314) در شهر حلب به وسيله مصطفي السّباعي تشكيل شد.
بارزترين ويژگي اخوان المسلمين سوريه، مخالفت دائمي آن با دستگاه سياسي كشور است كه از مهمترين اين مخالفت ها مي توان به درگيري نظامي 1981(1360 شمسي) آنها با نيروهاي حكومتي اشاره كرد كه در شهر 'حماه' صدها تن از طرفين كشته شدند.
حاصل درگيري خونين آن زمان 30 هزار كشته و ناپديدشدن 10 هزارتن ازهواداران اخوان المسلمين بود. پس از آن رهبران اخوان المسلمين سوريه به خارج از كشور فراركردند و موقتا مبارزات مسلحانه خود عليه دولت علوي سوريه را كنار گذاشتند. فعاليت اين گروه در سوريه مخفيانه بود زيرا توسط دولت سوريه منحل اعلام شده بود و اكنون بخشي از ائتلاف گروه هاي ضد نظام به شمار مي رود.
بدين ترتيب مي توان گفت در حالي كه اخوان المسلمين مصر و اردن در وضعيتي مناسب قرار دارند و موقعيتي قوي كسب كرده اند، همتايان سوري آنها شكست خوردند و از پيشرفت در سوريه بازمانده اند چراكه در سوريه وضعيت اخوان المسلمين تا حدودي مبهم است؛ اين ابهام از يك جهت به تاريخ مبارزات 'سري' اين گروه باز ميگردد و از سوي ديگر به ماهيت تكثرگرايي قومي، ديني و مذهبي جامعه سوريه مرتبط است.
اخوان المسلمين سوريه امروز هم پيمانان اصلي ترك ها هستند، عده اي دليل اين امر را ريشه اسلامي حزب عدالت و توسعه مي دانند اما عده اي ديگر مسائل ديگري فراتر از هويت اسلامي آنها را مطرح مي كنند كه موجب شده است اين دو همپيمان شوند از جمله اينكه غرب طرفين را براي برقراري اين ارتباط تشويق كرده است؛ اين درحالي است كه روابط تركيه و دولت سوريه قبلا بسيار خوب بود.
بهترين دليل براي همپيماني تركيه و اخوان المسلمين سوريه حضور برخي از سران اين تشكل در خاك تركيه و برگزاري 4 كنفرانس براي مخالفان نظام در شهرهاي تركيه است؛ كنفرانس هايي كه اغلب آنها توسط اسلام گرايان تشكيل شده است.
البته بخشي ديگر از معترضان را افراد و هم پيمانان قبلي دولت سوريه مانند عبدالحليم خدام و برادر حافظ اسد تشكيل مي دهند كه به دلايل مختلفي از اين نظام بريده و اكنون در خارج از كشور به سر مي برند ولي اين افراد وزن چنداني در اين اعتراضات ندارند.
** اعتراضات مردمي و اعتراف اسد
در عين حال نبايد اين امر را ناديده گرفت كه بخشي از مردم و اقشار عادي مردم سوريه (به عنوان سومين قشر معترضان) نيز در اعتراض به نابساماني هاي داخلي، تحركاتي را آغاز كردند؛ جنبشي كه با پاسخ مثبت بشار اسد رييس جمهوري سوريه مواجه شد و چرخ اصلاحات در اين كشور را به حركت درآورد.
سوء تفاهمي كه عده اي از مردم منطقه با آن مواجه شده اند اين است كه از يكسو بخشي از مردم فكر مي كنند هر كس با اسد مخالفت كند، اين يك فرد مزدور آمريكايي است و از سوي ديگر طيفي از مردم فكر ميكنند تمام كساني كه به خيابان مي آيند، اصلاح طلب و آدم هاي موجهي هستند ولي اين گونه نيست و هر دو برداشت اشتباه است.
در خصوص برداشت اول همانطور كه بشار اسد در پارلمان سوريه گفت 'مردم خواسته هاي برحقي دارند و اين تظاهراتي برحق است ولي گروه هاي مسلح اين حركت را منحرف كردند' و بنابراين عالي ترين مقام سوريه هم اعتراف دارد كه مردم سوريه از وضعيت ناراضي هستند و درخواست هاي مناسبي دارند. در اين صورت شايد اتهام اين قشر از مردم به عنوان افراد وابسته به بيگانه روا نباشد.
اين نكته را نبايد فراموش كرد كه هدف اوليه مردم صرف اصلاحات بوده اما جريان هاي مخالف دولت سوريه در داخل و خارج كشور با تحريك كشورهاي غربي بويژه امريكا خواسته هاي بر حق مردم را منحرف كردند و باعث كشتار تعدادي از افراد عادي در درگيري هاي خارج از كنترل طرفين شدند.
** تعداد تظاهرات كنندگان در سوريه
درخصوص تعداد معترضين اخبار و تحليل هاي مختلفي وجود دارد ولي تظاهرات هايي كه در سوريه اتفاق افتاده است، تاكنون ميليوني نبوده است و برخلاف مصر، يمن، تونس و بحرين كه داراي تظاهرات ميليوني بوده اند، در سوريه در بالاترين حالت كه رسانه هاي خارجي چند برابرش هم ميكردند، صد هزارنفر در اعتراضات حاضر شدند.
با در نظر گرفتن جمعيت بيست و دو ميليون نفري سوريه معلوم مي شود كه هنوز قسمت عمده اي از ملت سوريه به خيابان ها نيامده اند و نبايد تلقي شود كه اين جمعيت معترض(ولو از نوع مردمي ومسالمت آميز) كل ملت سوريه است.
نكته حائز اهميت اين است كه ناآرامي هاي اخير سوريه تا حدودي از حالت جنبش مدني عادي خارج شده و با تلاش غرب و برخي كشورهاي عربي به جنبشي كاملا طايفه اي بين علويان و اهل سنت تبديل شده است.
البته در اين ميان علويان و ساير اقليت هاي سوريه از جمله دروزيان و مسيحيان به طور كامل حامي اسد هستند چراكه از افراطي هاي به شدت در هراس اند، اما اهل سنت تاكنون براي مقابله با دولت يكپارچه و يكدست عمل نكرده و متحد نشده است؛ به همين دليل است در دمشق و حلب كه اكثر ساكنان آن را اهل سنت تشكيل مي دهند و پايتخت هاي سياسي و اقتصادي و بزرگترين شهرهاي سوريه به شمار مي آيند، تاكنون كمترين تحركات را شاهد بوده ايم.
در واقع طيف عمده اي از اهل سنت سوريه كه وضع معيشتي يا جايگاه اجتماعي خوبي دارند و به نوعي نيز طيف نخبه اين كشور به حساب مي آيند، تاكنون حاضر به همراهي با اعتراضات نشده اند چراكه اعتقاد دارند كشورشان در زمان رياست جمهوري اسد پدر و پسر اسد از آرامش و استقرار خوبي برخوردار بوده و برخلاف دوران قبل آن مردم از امنيت نسبي برخوردار هستند و در صورت سقوط اين دولت، اين كشور ديگر روي آرامش را نخواهد ديد.
كردهاي سوريه هم به دو بخش قابل تقسيم هستند، كردهايي كه در مناطق كردنشين شمال شرق سوريه مخالف نظام هستند چون درخواست هايشان مانند درخواست كردهاي عراق و تركيه تجزيه طلبانه است اما در مقابل آنها يك عده از كردها درمناطق عرب نشين موافق نظام هستند، و آنها وجود خود را در خطر مي بينند از قدرت گرفتن سلفي ها هراس دارند ضمن آنكه بخش عمده اي از كردها بر اساس اصلاحات جديد موفق به اخذ شناسنامه از دولت سوريه شده اند و مشكلي با نظام ندارند.
** فشارهاي خارجي و تحريم هاي بين المللي
مخالفان خارجي نظام سوريه براي به زانو درآوردن 'بشار اسد' تحريم هاي اقتصادي را در دستور كار خود قرار داده اند؛ امري كه رييس جمهور سوريه را مجبور خواهد كرد در دو جبهه اقتصادي داخلي و خارجي با آن مقابله كند.
اين تحريم هاي اقتصادي به طور مشخص كاهش درآمدهاي خارجي دولت سوريه در بخش انرژي و افزايش فشار بر اقتصاد داخلي و امور معيشتي مردم براي افزايش دامنه اعتراضات را دنبال مي كند اما نمي توان اين امر را ناديده گرفت كه تحريم ها عليه سوريه منافع اقتصادي برخي كشورهاي منطقه بويژه تركيه، لبنان ،اردن و عراق را نيز به خطر خواهد انداخت.
سوريه روزانه حدود 400هزار بشكه نفت توليد مي كند كه يكصد و 50هزار بشكه آن به كشورهاي اروپايي از جمله هلند، ايتاليا، فرانسه و اسپانيا صادرمي شود و با وجود پايين بودن صادرات آن در سطح جهاني، منبع درآمد ميليون ها دلار براي سوريه بوده و 30درصد درآمد اين كشور را تشكيل مي دهد.
به نظر مي رسد كه آمريكا با هدف قرار دادن بخش انرژي سوريه مي خواهد به پاشنه آشيل نظام اسد يعني منبع درامد آن ضربه بزند. به تصور امريكا و غرب، كاهش درامدها همچنين نظام سوريه را ناگزير از رو اوردن به خرج از محل تامين كسر بودجه و استقراض مي كند كه اين امر موجب افزايش نرخ تورم و كاهش ارزش پول و بي اعتمادي به سيستم بانكي اين كشور مي شود و در نتيجه، شاهرگ اقتصادي سوريه تحت فشار قرار مي گيرد و نارضايتي و واگرايي نخبگان اقتصادي گسترش مي يابد.
با نگاهي دقيق تر به اين مسئله مي توان فهميد كه مجازات هاي آمريكا و اروپا عليه بخش نفت سوريه امر تازه اي نيست و با توجه به اين كه 75 درصد از مشتقات نفتي مورد نياز اين كشور در داخل توليد مي شود، تاثير تحريم نفتي جديد آمريكا محدود خواهد بود.
بر اساس آمار وزارت نفت و معادن معدني سوريه، اين كشور بيش از 75 درصد از نيازش را به مشتقات نفتي خود توليد مي كند و بنزين وارداتي كمتر از 20 درصد مصرف محلي است.
درباره صدور مازاد توليد نفت كه معادل 120 هزار بشكه از مجموع 384 هزار بشكه در روز است و بقيه در داخل پالايش مي شود، رقم 120 هزار بشكه همچنان آماده صدور است و بر اساس نظر يك كارشناس متخصص در امر بازاريابي نفت، سوريه مي تواند به چند شكل با آن برخورد كند:
اول آنكه، نفت خام را با مشتقات نفتي يكي از كشورهايي كه داراي رابطه خوب با سوريه است، مبادله كند و راه ديگر، امضاي توافقنامه با يكي از پالايشگاه هاي خارجي به منظور پالايش نفت خام اين كشور و تبديل آن به مشتقات نفتي است كه در ازاي آن پالايشگاه دستمزد پالايش را بگيرد.
راه سوم نيز آن است كه سوريه با كشورهاي دوست مانند روسيه و چين به منظور دريافت نفت سوريه و ارسال مشتقات به اين كشور قرارداد امضا كند.
اين راهكار، بهترين راه موجود در صورتي است كه كشورهاي اروپايي موضع خود را در قبال مجازات هاي نفتي عليه سوريه مشخص كنند. بنابراين تاثير مجازات هاي اقتصادي اگر كوتاه مدت باشد، محدود است و محسوس نيست، اين امر همچنين نيازمند كنترل قاچاق از سوي نظام و بهينه سازي مصرف از سوي شهروندان است، امري كه اين روزها بشدت با آن مقابله مي شود و در روزهاي اخير گزارش هايي در ارتباط با كشف گازوئيل قاچاق منتشر شده است.
**فرجام سخن
در واقع به نظر مي رسد كه با آغاز رخدادهاي اخير در كشورهاي عربي، جوانان سوريه كه نسبت به برخي امور داخلي كشورشان اعتراض داشتند، تحت تاثير جوانان مصر و تونس دست به تحركات سياسي زدند اما اين تحركات مشروع و قانوني با دخالت غرب و امريكا و هدايت تحركات سياسي جوانان سوريه به سمت خشونت، به بيراهه رفت.
همزمان با آغاز تظاهرات جوانان سوريه، برخي جريان هاي معارض در اين كشور و مقامات كشورهاي عربستان سعودي، اردن، تركيه، 'عبدالحليم خدام' و 'سعد حريري ' در يك جبهه عليه نظام سوريه قرار گرفتند تا شعار تغيير و اصلاحات مردم اين كشور را ناگهان به شعار سرنگوني نظام تبديل كنند.
مردم سوريه بر اين باورند كه عمر اخوان المسلمين با سركوب صورت گرفته در زمان حافظ اسد و فرار سران اين جريان به خارج از كشور عملا به پايان رسيد و در حال حاضر معترضان، خواسته هايي متفاوت از مباني فكري اخوان المسلمين دارند.
به نظر مي رسد برخلاف تبليغات صورت گرفته، مهمترين گروه مخالفان دولت سوريه را بايد گروه هاي مسلح تروريستي دانست كه عملا به اقدام نظامي عليه دولت سوريه دست زده اند.
آنها در حركت هاي مسالمت آميز جوانان سوري، ساير گروههاي معارضه كمترين جايگاه را دارد.
اما در پاسخ به سوال آخر يعني اينكه نهايتا در سوريه چه خواهد شد و چه اتفاقي خواهد افتاد، صرف نظر از مقوله دخالت خارجي (كه اغلب مردم سوريه با توجه به تجربه ليبي نسبت به آن حساسيت دارند)، بايد گفت كه مردم بر اجراي اصلاحات تاكيد داشته و حاضر نيستند از خواسته خود كوتاه بيايند، بايد دولت حساب اعتراضات به حق مردمي را از حساب حركت هاي مسلحانه جدا كند و اصلاحات در سوريه را به منظور برآورده كردن خواسته مردم به طور جدي دنبال كند؛ هرچند كه اسد راه طولاني در پيش دارد ولي بايد سرعت بيشتري به اين روند ببخشد تا معترضان عادي، اجرا كننده نقشه ها و توطئه هاي غرب و امريكا نشوند.
به هر حال به نظر مي رسد دولت و نظام سوريه خيلي قوي تر از اين باشد كه در مقابل حجم اعتراضات با مشكل جدي مواجه شود.
بسم الله
منابع آگاه با اشاره به کشته شدن 8 نفر و تخلیه بیش از یک و نیم میلیون از ساکنان شهر نیویورک طی شب گذشته، این شهر را که بارانهای سیل آسا همچنان در آن ادامه دارد شهر اشباح دانستند.
به گزارش مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه، "مایکل بلومبرگ" شهردار نیویورک روز گذشته در یک کنفرانس خبری اظهار داشت: طوفان و بارنهای سیل آسا تاکنون 8 کشته به جای گذاشته، تکرار می کنم 8 کشته بر جای گذاشته است!
وی در ادامه از ساکنان نیویورک تقاضا کرد با توجه به بالارفتن سطح آب جمع شده در شهر، از خانه هایشان خارج نشوند و به خیابانها نیایند. شهردار نیویورک از مردمی که در خانه ها و یا پناهگاهها نیز هستند خواست نزدیک پنجره ها نیایند.
در جریان بارانهای سیل آسای چند روز گذشته در نیویورک علاوه بر کشته شدن 8 نفر، یک و نیم میلیون نفر از ساکنان این شهر در پی بالا رفتن سطح آب مجبور به ترک خانه ها و پناه گرفتن در مراکز دولتی و خیریه شده اند. این طوفان همچنین باعث توقف پروازهای نیویورک به طور کامل و فلج شدن سیستم حمل و نقل عمومی شده است.
خبرگزاری فرانسه در ادامه این گزارش آورده است: شب گذشته نیویورک به شهر اشباح تبدیل شده و اکثر رستورانها در منهتن تعطیل بود و تئاتر مشهور "برادوی" نیر برنامه های خود را لغو کرده و اجرای برنامه ها را تعطیل کرده است.
گفته می شود سرعت باد طی شب گذشته در نیویورک به 130 کیلومتر در ساعت نیز رسیده است. همچنین سه فرودگاه اصلی شهر کاملا تعطیل شده است.