شهید باکری و صادق محصولی

بسم الله

چندي است که مصاحبه ها و نوشته هایی از همسر عظيم الشان شهيد گرانقدر انقلاب اسلامی شهيد حميد باکری در مطبوعات موافق و مخالف نظام (متاسفانه اين مطالب بيشتر برای مطبوعات مخالف نظام جذاب بوده تا موافقان!) به چشم میخورد مبنی بر:

همسر شهید حمید باکری از نمایندگان آذری زبان مجلس خواست به صادق محصولی گزینه پیشنهادی محمود احمدی نژاد برای تصدی وزارت کشور رای اعتماد ندهند. فاطمه امیرانی با تایید این خبر در گفت وگو با «سرمایه» گفت: «سابقه شناخت من از صادق محصولی به سال 1359 برمی گردد، زمانی که ایشان فرماندار ارومیه و شهید مهدی باکری شهردار این شهر بود.» وی با بیان اینکه مجموعه فعلی اعضای دولت تیمی هستند که از سال ها پیش با یکدیگر کار می کردند، گفت: «افرادی همچون محصولی، فتاح و احمدی نژاد در سال های ابتدایی انقلاب همزمان فرماندار شهرهای استان آذربایجان بودند که تاب تحمل پذیرش افرادی غیر از خودشان را نداشتند.»

همسر شهید باکری افزود: «عملکرد خودخواهانه و غیرقابل قبول صادق محصولی در دوران فرمانداری اش در ارومیه سبب شد شهیدان مهدی و حمید باکری از ارومیه فرار کنند.»وی در ادامه تصریح کرد: «ما باید از تغییر و تجدیدنظر آدم ها در رفتارشان استقبال کنیم ولی آنچه برای ما مشهود شد این بود که این آدم ها و این تیم تغییر چندانی نکرده اند.»امیرانی افزود: «بنابراین وقتی تغییر در رفتار آنها مشاهده نمی شود چگونه می شود انتظار داشت افرادی که روزی با شهید مهدی و حمید باکری آنگونه برخورد کردند در صورت حضور در وزارت مهم و تاثیرگذاری چون وزارت کشور همان رویکرد حذفی خود را دنبال نکنند و مانع از حضور افراد شایسته در مناسب مهم نشوند.»

وی از ارائه مدرکی به نمایندگی مجلس خبر داد و گفت: «این مدرک حاوی نامه صادق محصولی است که در آن مدعی شده است شهید مهدی باکری فرمانده لشگر عاشورا نیست.»همسر شهید باکری در خاتمه گفت: «نامه ای مفصل به نمایندگان مجلس که حاوی عملکردهای محصولی در سال های ابتدای انقلاب است نوشته ام که به زودی دراختیار آنها قرار خواهد گرفت.»

شهید حمید باکری، برادر علی و مهدی باکری از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جنگ ایران و عراق بود.

حمید در سال 1334 در شهرستان ارومیه دیده به جهان گشود. در دوران جوانی حمید باکری در شهر تبریز با برادرش مهدی و یکی از دوستان او هم اتاق شد و به فعالیت های سیاسی و خودسازی پرداخت.

 

هرچند نمی توان و گاهی هم نبايد برخی لايه های پنهان تاريخ را جستجو کرد که کاه کهنه باد دادن نتيجه ای جز شادی دل دشمن ندارد اما از آنجا که تا همين جا هم بيشتر استفاده را از اين حرکت کمی مشکوک و انشاالله از سر دلسوزی    دشمنان نظام برده اند برآن شدم تا اندکی و فقط اندکی از آن صفحه های تاريخ انقلاب را ورق زده و کمی در رابطه با آن اتفاق بنويسم ! (اگر کمی دیر تر این اتفاق می افتاد و توانسته بودم  روی مطلب پست قبلی خوب کار کنم و قضیه را کاملا باز کنم این اتفاقات برای همه قابل هضم می نمود. اتفاقاتی که صد در صد خبر از توطئه ای بسيار بزرگ میدهد! توطئه ای بسيار بزرگ و کثيف! توطئه ای که ما خانواده های شهدا نيز ابزار آن خواهيم بود!!!)

در همان سالها شهيد چمران به عنوان نماينده امام مامور جمع کردن قائله کردستان می شود.

شهید چمران پس از بررسی های بسیار طرحی را مطرح میکند که باعث اختلاف بزرگی در نیروهای خودی حاضر در منطقه میشود.

شهید چمران به عنوان مامور امام در قائله کردستان تنها راه خروج از این بحران را استفاده از نیروهای بومی منطقه عنوان میکند و ادله زیادی برای این طرح مطرح مینمايد که این طرح نه تنها مورد تائید حضرت امام(ه) واقع میشود بلکه همراهی بزرگانی نظير شهيد بهشتی، محمد بروجردی (مسيح کردستان)، صیاد شيرازی و تقریبا همه فرماندهان سپاه و ارتش را نيز در پی دارد!

اما برخی نیروهای حاضر در منطقه با طرح مخالفت کرده و به مقابله بر میخيزند که این مقابله ها باعث پاک سازی سپاه و همچنین نیروهای مذهبی حاضر در مریوان به دستور حضرت امام (ره) میشود!!!

گفتنی است متاسفانه در پاک سازی نیروها به علل کوچک و بزرگ من جمله حب و بغض ها و وقت اندک افراط و تفريط هم صورت گرفت!

طوری که شهيد مهدی باکری از سپاه اخراج شد!

البته اتفاقی برای شهيد حميد باکری نیفتاد بلکه اختلاف نظر را شهيد مهدی داشت که موجب اخراج وی از سپاه شد که بعدها بواسطه شناختی که برخی نیروها از اين شهيد بزرگوار داشتند ايشان به جمع سپاه باز گردانده می شود و پس از نتیجه دادن طرح و موفقیت شهيد چمران و تیم وی در خواباندن قائله کردستان و رفع همه نگرانی های عزیزانی نظير شهيد مهدی باکری ایشان نیز در سالهای جنگ جنوب بر حقانيت طرح مذکور صحه گذاشتند که انشاالله متن گفته های اين شهيد بزرگوار را در پست های بعد خواهم گذاشت.

اما طرح چه بود؟

شهيد چمران پس از بررسی های بسيار که حتی به مذاکره با مخالفين نيز انجاميد در جلسه ای محرمانه (که بعد از قائله کردستان خبر از حالت محرمانه خارج می شود) عنوان میکند قائله کردستان راهی جز استفاده از نیروهای بومی ندارد و تشريح میکند که برای استفاده از اين نیروها از آنجا که مردمان اين منطقه قبيله ای زندگی میکنند و اطاعت پذيری مفرطی از سران قبائل خود دارند بايد سران قبائل را با خود همراه ساخت (کاری که مخالفين در صدد انجام آن بودند!) و کردها را قبيله قبيله بايد مسلح کنيم تا خلاء بين نيروهای مبارز نظام و مخالفين حاکميت اسلام در منطقه پر شود (این خلاء حضور مردم منطقه بود) ....  به نظر عده ای اگر جنگ کردستان به همان روال سابق پیش میرفت کم کم مردم از نیروهای نظام اسلامی فاصله گرفته و در دام ضد انقلاب می افتادند که در آن روزها این مسئله بحرانی بغرنج را برای مبارزين رقم زده بود!

اما برخی نيروهای مبارز مخالف اين طرح بودند زيرا که دليل طاغوت را خان و خانزاده میدانستند و نگران بودند با این عمل دوباره خان ها به اريکه قدرت برگشته و همان ظلم و ستم سابق رواج پيدا کند .... و انقلاب ...

اگر در آن زمان از کردستان و مريوان و بانه و .... ديدن میکرديد حتما ً جمله زيبائی بر در و ديوار شهر توجه شما را جلب میکرد : " ملت ما خان گزيده است"

این جمله شعار نیروهای مخالف این طرح بود. متاسفانه این مخالفت ها باعث پرو بال گرفتن نیروهای نفوذی در سپاه و بهم خوردن جمع منسجم نیروهای مبارز شد که خوشبختانه با تیزبینی رهبر انقلاب و دستور پاک سازی، اکثر این افراد از گردونه خودی ها حذف و حتی عده ای از ایشان مجازات شدند اما همانطور که در بالا گفته شد به علل زیاد همچون حب و بغض ها و کمی وقت خیلی از نیروهای ولائی هم مقابل هم قرار گرفتند که به حذف مقطعی برخی از آنها از جمله همين شهيد مهدی باکری انجاميد!

اما اين قضيه هيچ ربطی به شهيد حميد باکری ندارد و اگر برخوردی صورت گرفته باشد با شهيد مهدی شده است و همچنين امثال محصولی ها در آن زمان اگر جلوی شهيد مهدی باکری قرارگرفته اند حتی اگر حب و بغضی هم نصبت به این شهيد بزرگوار داشته اند قابل اثبات نيست و اقدامشان در خور تقدير و مورد تائيد است چرا که به دستور نماينده امام، شهيد چمران، اين اقدام انجام شده و اگر بهتر ببينيم احتمال خطای دیدگاه شهيد مهدی باکری به عينه مشخص است زيرا نه تنها طرح شهيد چمران نتيجه مثبت داد بلکه اگر اين چنين هم نمیشد نمی توان جبهه گيری اين شهيد بزرگوار را در برابر نماينده حضرت امام (ره)، شهيد بهشتی و بزرگواران شهيد و زنده دیگری نظير شهيد صياد شيرازی، محمد بروجردی و برخی از فرماندهان فعلی سپاه و ارتش را نکته ای قابل دفاع ديد.... اما بهرحال روحيه حق طلبی و اسلام خواهی شهيدان بزرگوار انقلاب اسلامی و جنگ تحميلی باعث بوجود آمدن صحنه هایی در تاريخ انقلاب شده است که ممکن است گاهی دشمن از آنها سود جسته باشد اما اگر نيک بنگريم در همه آن صحنه ها چيزی جز خير خواهی و اسلام خواهی از این فرزندان روح الله نخواهيم ديد!

 پ.ن:

آقای قالیباف شما را به خدا بس است !

من به عنوان یک فرزند شهید به شما اخطار می کنم:

خود را با شهدا درگیر نکنید!

شهدای ما بازیچه برنامه های شما نیستند

اگر امروز صدایشان را نمیشنوید دلیلش گوش کر شماست وگرنه صدای آنها رساتر از آن است که نتوان شنید!

سردار شهردار ما خانواده های شهیدان معتقد به قاعده امحالیم و بترس از روزی که محلت به سر آید!!!

این ها را به آن مشاور بریتانیایی ات هم بگو و به او یاد آور شو که اینجا سرزمین نجیبزادگان است و نجیبزادگان قواعدی دارند که او و دیگر جوجه بریتیش من های امثال اون عمرا سر از آن در نخواهند آورد!

یک سوال از دکتر قالیباف

بسم الله

 

آقای قالیباف سلام

ببخشید یک سوال:

آقای عالی زهی را می شناسيد؟

آقای شه بخش را چطور؟

 

پرونده ای برای دکتر قالیباف ..... منتظر بمانید مطلب زیاده!

پ.ن:

من فقط سوال کردم. همین!

 

دروغی دیگر از حسن روحانی و كاهش شكاف طبقاتی در دولت نهم

بسم الله

امروز یکشنبه ۲۷/۱۱/۸۷ روزنامه های مخالف نظام نظیر اعتماد و اعتماد ملی از قول جناب آقای حسن روحانی نوشتند:

شکاف طبقاتی در دولت نهم افزایش چشمگیری داشته است!!

این درحالی است که آمار و ارقام های مستدل و رسمی داخلی و خارجی بیانگر مطلب دیگری است!

لازم به ذکر است حسن روحانی از مدافعان و حامیان سرسخت جاسوس هسته ای جناب آقای "م" بوده که در تمامی مراحل دادگاه و ... ایشان را همراهی و حمایت نموده است!

حسن روحانی اهل جنجال های مطبوعاتی به شیوه عوامانه همچون دیگر همپالگان خود نیست او نحوه مقابله را به خوبی میداند و از ابزار رسانه بسیار حرفه ای و موثر بهره می گیرد لذا هر از چند گاهی مطلبی به صورت خط سیری برای دیگر یاران در خشاب اسلحه بی رحم مطبوعات گذاشته و به جان بر کفان تنها نظام اسلامی حاکم در دنیا شلیک میکند و از آنجا که تیرهای کلام و تفکرش اغلب دروغین اند هیچ گاه نتوانسته فردی را از بدنه لشگر اسلام حذف کند اما چناچه میدانیم دروغگو کم حافظه است پس گاهی خود نیز فریب تیرهایش را خورده و منتظر زمین خوردن طرف مقابل می ماند ....

آقای روحانی! هر چند که بنابر مثل کهن ایرانی "کافر همه را ..." اما لطفا کمی اندیشه کنید و ما را نیز احمق فرض نکنید....

دولت خاتمي در كسب بالاترين ضريب جيني نيز ركورد‌دار است و طي سه دولت سازندگي، اصلاحات و نهم، بدترين وضعيت توزيع درآمد و بالاترين شكاف طبقاتي در سال 81 اتفاق افتاده است.

بانك مركزي از كاهش شكاف طبقاتي و بهبود توزيع درآمد در دولت نهم با استناد با آمارهاي رسمي ضريب جيني خبر داد.

به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، آمارهاي رسمي بانك مركزي حاكي است: متوسط ضريب جيني كه متغييري براي ارزيابي عملكرد اقتصادي كشورها در خصوص توزيع درآمد محسوب مي شود، در سه سال اول دولت نهم (84 تا 86 ) نسبت به سه سال آخر دولت هشتم يعني (81 تا 83 ) روند كاهشي را دنبال كرده كه حاكي از بهبود شاخص توزيع درآمد و كاهش شكاف طبقاتي است.

ضريب جيني عددي بين صفر و يك است، هرچه اين متغير به عدد صفر نزديك تر باشد نشان دهنده توزيع عادلانه تر بين گروه هاي مختلف درآمدي در كشور است و هرچه به يك نزديكتر باشد نشان دهنده نابرابري بيشتر است. به عبارت ديگر ضريب جيني كوچك نشان مي دهد كه تمام افراد جامعه تقريبا از سطح درآمد يا ثروت يكساني برخوردار هستند؛ درحالي كه ضريب يك نشان مي دهد يك نفر تمام ثروت را در اختيار دارد و سهم مابقي از ثروت تقريبا صفر است.

بر اساس تازه ترين آمار رسمي بانك مركزي ، شاخص ضريب جيني در ايران در سال 84 برابر 0.4023، سال 85 برابر 0.4004 و سال 86 برابر 0.4045 بوده است كه با اين حساب متوسط ضريب جيني در سه سال دولت نهم 0.4024 خواهد بود.

اين در حالي است كه طبق آمارهاي رسمي بانك مركزي، شاخص ضريب جيني در ايران در سال 81 برابر 0.4191، سال 82 برابر 0.4156 و سال 83 برابر 0.3996 بوده است كه با اين حساب متوسط ضريب جيني در سه سال آخر دولت هشتم 0.4114 مي شود كه در مجموع نشان مي دهد، ضربي جيني در دولت نهم با كاهش دو درصدي مواجه شده است.

نكته ديگر اينكه دولت خاتمي در كسب بالاترين ضريب جيني نيز ركورد‌دار است و طي سه دولت سازندگي، اصلاحات و نهم، بدترين وضعيت توزيع درآمد و بالاترين شكاف طبقاتي در سال 81 اتفاق افتاده است.

بر اساس شاخص ديگر يعني سهم ده درصد ثروتمندترين به ده درصد فقيرترين كه توزيع درآمدي را نشان مي‌دهد، شكاف طبقاتي در دولت نهم كمتر شده است.

نسبت 10 درصد ثروتمندترين به 10 درصد فقيرترين در سه سال آخر دولت خاتمي در حالي 16.9درصد، 16.2 درصد و 14.6 درصد و متوسط آن 15.9 درصد بوده است كه اين ارقام در سه سال اول دولت احمدي نژاد به 14.5درصد، 14.9 درصد و 15.2 درصد و متوسط آن به 14.8 درصد كاهش يافته است.

  

جناب آقای خاتمی و حسن روحانی

براى مشارکت يا برهم زدن

بسم الله

امروز روزنامه های مخالف نظام در اقدامی هماهنگ یادداشت روز پنجشنبه روزنامه کیهان را تهدیدی علیه خاتمی عنوان کرده و به انحاء مختلف به پاسخ گویی (ماست مالی) برآمدند:

متن یادداشت را در زیر میخوانید

هرچه  به زمان برگزاری انتخابات آینده ریاست جمهوری نزدیکتر می شویم فضای انتخابات گرم تر و مباحثات سیاسی پیرامون کاندیداها و گروههای حامی آنان فعال تر می شود. حضور «کاندیداهای متفاوت» در انتخابات ریاست جمهوری نقش مهمی در فضای انتخاباتی و مشارکت گسترده مردم در پای صندوقهای رای دارد. به همین دلیل تعدد و تفاوت کاندیداها همیشه مورد حمایت نظام مردمسالار جمهوری اسلامی و رهبر معظم آن بوده و به صورت یک مشی ثابت درآمده است.

با نگاه به فضای کنونی کشور در می یابیم که از میان دو طیف سیاسی کشور، جریان موسوم به اصلاح طلب زودتر وارد صحنه سیاسی انتخابات گردیده است اعلام کاندیداتوری حجت الاسلام مهدی کروبی و پس از آن اعلام کاندیداتوری حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی در حالی صورت گرفته که جریان اصولگرا فردی را معرفی نکرده است. این به خودی خود نشان می دهد که روند انتخابات در میان این دو جریان کاملا متفاوت است. باید اضافه کرد که اعلام کاندیداتوری در جریان اصلاحات نیز پیش از این با آنچه اینک شاهد آن هستیم متفاوت بود. خوانندگان محترم حتما به یاد دارند که کاندیداتوری خاتمی در سال های 76 و 80 در اوائل اردیبهشت ماه یعنی حدود 1.5ماه قبل از برگزاری انتخابات اعلام شد. اما فارغ از این مسایل در خصوص انتخابات آتی گفتنی هایی وجود دارد:

1- تعدد کاندیداها اگر به معنای تکرار نباشد برای پرشور شدن فضای انتخابات و آسان تر شدن انتخاب مردم کاملا مناسب و حتی لازم است. اما تعدد کاندیداها باید به شفاف ترشدن فضای انتخاباتی کمک کند نه اینکه شهروندان را دچار سردرگمی نماید. اگر حضور کاندیداها در انتخابات بر پایه  «اما» و «اگرها»  باشد نمی تواند گرم کننده فضای انتخاباتی باشد چرا که انتقال اما و اگر به شهروندان از علاقه آنان به مشارکت می کاهد مگر نه این است که دشمنان شناخته شده انقلاب اسلامی با سرازیرکردن فهرستی از سؤالات و ابهامات و انکارها سعی در دلسرد کردن مردم در انتخابات دارند.

2- حضور کاندیداها در فضای انتخابات باید بر مبنای جمع بندی شفاف شخص «کاندیدا» استوار باشد. اگر کاندیدایی با شناسایی نقاط ضعف و شناسایی مشکلات اولویت دار مردم در خود این توانایی را می بیند که برای بهبود وضعیت وارد میدان شود، طبعا ورود او در این میدان تکلیف شرعی و ملی اوست اما اگر  به هر دلیل به این نتیجه نرسیده ولی با اصرار دیگران وارد میدان شود این ورود- به احتمال خیلی زیاد- بازکننده گره مشکلات شهروندان نیست و صدالبته برای باز کردن گره گروه خاص که وی را به میدان فرستاده اند، بوده است!

3-حضور کاندیدا در میدان انتخابات و یا «اعزام» یک نفر برای کاندیدا شدن الزاما به قصد گرم کردن انتخابات صورت نمی گیرد. ممکن است یک گروه سیاسی که شعار خروج علیه حاکمیت او و نیز تشویق به اغتشاش از طریق رسانه های رسمی خود و نیز پیوند خوردن آنان با محافل ضد اسلامی و ضد انقلابی شان از خاطرات محو نشده است یک نفر را با زور و تحمیل به میدان بفرستد برای اینکه بازی انتخابات را خراب کند. بازی انتخابات دو محور اساسی دارد «شور حضور» و «سلامت انتخابات». فرض کنید در جریان دوم خرداد کاندیدا یا کاندیداهایی هستند که ضمن آنکه مورد اعتماد بدنه می باشند، ایمان راسخی نیز نسبت به ارزش ها و ارکان نظام سیاسی دارند. کاندیدا شدن این افراد  بازی را از دست تندروهایی که شور حضور مردم و سلامت انتخابات را برنمی تابند ، می گیرد و -احیانا- برای همیشه آنان را از دور نفوذ در نظام سیاسی خارج می کند. اینها برای اینکه این بازی شکل نگیرد، کاندیدایی را وارد میدان می کنند.

4- بعضی از جریانات سیاسی اساسا به قصد در اختیار گرفتن قوه مجریه یا مقننه و یا حتی هر دو وارد انتخابات نمی شوند. بعضی از آنان تحلیل کرده اند که هدف ما تغییر روند نظام و دگرگون کردن ماهیت آن است و لذا نمی توان دربازی نظام مشارکت کرد و در عین حال از الزامات حضور در مناصب آن پرهیز نمود. بر این اساس به نظر می آید هدف آنان از هل دادن یک کاندیدای خاص- که به هرحال با نظام چالش دارد- تلاش برای تصرف قوه مجریه نباشد- یعنی ممکن است آن را در شرایط فعلی شدنی ندانند و یا مفید ندانند- در واقع این دسته از گروههای سیاسی درصدد هستند از اعتبار ملی و بین المللی فرد استفاده کنند و از طریق او- ولو آنکه او در آغاز راه بشدت مخالفت کند- به تخریب روند انتخابات بپردازند. سابقه بسیاری از اعضای این گروهها نشان می دهد که مصالح اسلام، انقلاب و کشور در نزد آنان جایگاهی ندارد و به همین دلیل از سوی بعضی از نهادهای مذهبی، با عنوان غیراسلامی و حتی ضداسلامی از آنها یاد شده است. بر همین اساس وجه المصالحه قراردادن شخصیت فرد از سوی آنان برای پیش بردن اهداف ضدملی کاملا شدنی می باشد. یادمان نرفته است که طیف مشارکت و مجاهدین در مجلس ششم موفق به جمع آوری 127امضا از نمایندگان در پای ورقه ای شد که در آن منافع ملی آشکارا قربانی شده بود.

5- با نگاه به آنچه از آغاز مباحثه پیرامون کاندیداتوری  میرحسین موسوی از سوی تندروهای دوم خرداد- مشارکت و مجاهدین و...- مطرح گردیده است درمی یابیم که حضور وی از سوی آنان بعنوان «یک تهدید» و نه فرصت تلقی شده است! رفتار آنان  در مواجهه با مهندس موسوی اگرچه از رنگی از تعارفات نیز بهره برده است ولی عمدتا توهین آمیز، تحکم آمیز و همراه با طرح سؤالات عدیده بوده است که در مجموع از همه آنها یک پیام عمومی بیرون می آید؛ «مهندس موسوی نباید کاندیدا شود» چرا؟ چون از نظر آنان مهندس موسوی بوی ارزشهای دهه اول انقلاب را می دهد و این یک همسانی با رویه اصولگرایانه احمدی نژاد دارد. البته مهندس موسوی از اینکه رودر روی او مشارکتی

ها و مجاهدین قرار داشته باشند نه نگرانی دارد و نه آن را غیرطبیعی می داند. این طیف ها با اعزام یک نفر بعنوان کاندیدا سعی کردند از یک سو راه ورود موسوی را سد کنند و از سوی دیگر یک امکان مثبت نظام- وجهه  فرهنگی خاتمی- را به یک امکان منفی تبدیل کنند. حالا بتوانند یا نتوانند باید به آینده نگاه کرد.

6- به نظر می آید جریان افراطی در این دوره تلاش می کند تا حداکثر استفاده را از کاندیدای خاص ببرد. در تحلیل درون گروهی، آنان کاندیدای خاص را یک مهره سوخته- نه مهره سوخته برای نظام بلکه مهره سوخته برای دوم خرداد- به حساب می آورند و به رای آور بودن او نیز اعتقادی ندارند کما اینکه این کاندیدای خاص به آنان گفته بود اوضاع کاملا تغییر کرده و من هم برای مردم ایده جذابی ندارم ولی آنان با گستاخی و اهانت به او گفتند اظهارنظر در این مورد در صلاحیت جمع است نه شخص! این گروه معتقدند و گفته اند کاندیدای خاص باید از قید نظام خارج شود و داربست های ذهنی خود را کنار بگذارد. در این خصوص طبعا کاندیدای خاص مقاومت می کند ولی آنان معتقدند ما شکستن داربست ها را گام به گام به او  تحمیل می کنیم. در این بین آنچه مسلم است از دیدگاه افراطیون کاندیدای مورد اشاره در این دوره یک مهره بیشتر نیست. مهره ای که به زور و اجبار وارد میدان شده و با زور تا زمانی که این طیف می گویند باید بماند و به اجرای ماموریت بپردازد.

7- فعلا «کاندیدای خاص» بعله را با اکراه گفته است و نیم نگاهی به حضور میرحسین موسوی در انتخابات دارد تا بلکه مفری برای خروج از این مشکل پیدا کند در عین حال جریان افراطی تلاش می کند تا از یک سو با عملیات روانی روی کاندیدای خاص به او بباوراند که روز به روز وضع تو بهتر می شود و از سوی دیگر با عملیات روانی روی دو کاندیدای دیگر جریان بگوید شما رای ندارید و ما نمی گذاریم کاندیدای خاص کنار بکشد و در نهایت فرصت سوزی کنند و در هفته های آخر به کاندیدای خاص بگویند حالا می خواهی بمان و می خواهی برو.

تندروها معتقدند: «کاندیدای خاص آنقدر از سوی جریان رقیب- اصولگراها- تخریب می شود که یک دو قطبی شکل می گیرد. دو قطبی که البته سر پیروز آن اصولگراها هستند ولی این پیروزی با وجود یک کاندیدای زخم خورده برای نظام سیاسی خوشگوار نخواهد بود» این تحلیل که البته از ذهن های علیل برمی خیزد مبنای یک فعالیت ذیل عنوان شرکت در انتخابات ولی در واقع برای برهم زدن فضای انتخاباتی می باشد.

8- جریان تندرو مواجهه و مراجعه به کاندیدای خاص را با تخریب و ترور شخصیت او شروع کرده  است. بارها در حضور وی برای او از القاب «ناکارآمد»، «غیرسیاسی»، «ترسو» و «بریده» استفاده کرده  و حالا هم به او گفته اند این تصمیم جمعی است و تو اگر گردن ننهی از گردونه اصلاحات خارج می شوی.

در این بین یک سؤال اساسی وجود دارد آیا کار جریان تندرو در مواجهه با کاندیدای خاص به ترور شخصیت محدود می شود؟ هدف تندروها از حضور در عرصه انتخابات بالابردن هزینه نظام است نه سود رساندن به روند آن و به رسمیت شناختن نتایج انتخابات. آیا آنان وقتی در یک روش به بن بست می رسند به روش دیگر روی نمی آورند؟ آمریکایی ها در پاکستان ابتدا تلاش وافری کردند تا از طریق تبلیغاتی و دیپلماتیک بی نظیربوتو را به قدرت برسانند و از طریق او پاکستان را بدوشند ولی زمانی که دریافتند به هیچ قیمتی حزب او توان به دست آوردن اکثریت کرسی ها را ندارد به روش دیگری متوسل شدند. این یک عبرت است. بعضی از اصلاح طلبان سابقه روشنی! در این خصوص دارند.

سعدالله زارعی

فیلم شعار راهپیمایان علیه خاتمی در مقابل دانشگاه شریف

بسم الله

جمعی از راهیمایان ۲۲ بهمن در تهران علیه خاتمی شعار سر

دادند.


به گزارش سرويس رسانه هاي ايران ديپلماسي به نقل از شريف ، رئیس جمهور سابق که به همراه تنی چند از اطرافیان و محافظانش در راهپیمایی امروز شرکت کرده بود با شعارهای «مرگ بر ضد ولایت فقیه»، «مرگ بر منافق» و «مرگ بر خیانتکار» راهپیمایان مواجه شد.

این اقدام راهپیمایان(جمع حدودا ۲۰۰ نفره) پس از آن صورت گرفت که ۲ نفر از همراهان سید محمد خاتمی اقدام به سر دادن شعار «خاتمی پاینده، رئیس جمهور آینده» کردند.

ساعاتی پس از پایان راهپیمایی، سایت یاری نیوز(هواداران کاندیداتوری خاتمی) در خبری، روایتی تحریف شده از این ماجرا را بر روی خروجی خود قرار داد.

ـ فیلم (فرمت موبایل) حادثه را در اینجا می‏توانید دانلود کنید:

۲۲بهمن ۸۷ روبروی دانشگاه شریف

خاتمی و چالش حلقه یاران

بسم الله

محمد ساقیان

در آینده به نظر می رسد خاتمی برای جلب توجه و حمایت برخی گروه های اصلاح طلب، مجبور شود موضع خود را نسبت به بسیاری از افراد حلقه ای که خود را یاران خاتمی می خوانند،آشکار کند.

با اعلام آمادگی سیدمحمدخاتمی برای شرکت در انتخابات سال آینده ریاست جمهوری، عدم موضع گیری وی در قبال تندروهای جریان اصلاح طلب، انتقادات و نگرانی هایی را در میان حامیان وی به وجود آورده استهایی را در میان حامیان وی به وجود آورده است.

عملکرد جریان تندرو اصلاحات که در دو حزب عمده این جریان حضور دارند، در 8 سال حضور در راس مدیریت اجرایی، قانون گذاری و مدیریت شهری، در شورای شهر اول تهران به گونه ای بود که ثمره ای جز چند دستگی برای این جریان در پی نداشت. تا آنجا که مهدی کروبی ضمن انتقاد شدید از این احزاب، خصوصا پس از تحصن در مجلس ششم، حاضر به همراهی با آنان در انتخابات مجلس هشتم نشد و با در پیش گرفتن رویکردی متفاوت، مسیر  خود را از این جریان اصلاح طلب جدا کرد. مسیری که از ابتدای اعلام حضور در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده با جدیت از استقلالش در مقابل این طیف از اصلاح طلبان صیانت می کند.

اما شاید با نگاهی گذرا به عناوین روزنامه های سال های اخیر به راحتی بتوان بسیاری از مصادیق تندروی هایی که سرانجام منجر به انزوای برخی احزاب در میان اصلاح طلبان شد را یافت. جنجال در پی قتل های زنجیره ای؛ انحلال شورای شهر اول تهران در پی اختلافات گسترده و استیضاح پیوسته شهرداران وقت تهران؛ آشوب 18تیرکوی دانشگاه تهران که ناطق نوری رئیس دفتر بازرسی رهبر انقلاب صراحتا مصطفی معین وزیر وقت علوم وعوامل وزارت کشور را ازمقصران آن ماجرا دانسته و خواستار محاکمه آنان شد و تحصن واستعفای بسیاری از نمایندگان مجلس ششم.

این در حالی است که به راحتی می توان  به این فهرست بلند و بالا مواردی چون نامه سال 2003صادق خرازی معاون وزارت خارجه در دولت خاتمی به آمریکا مبنی بر عدم حمایت ازحماس ،کمک به خلع سلاح حزب الله وپذیرش تعلیق هسته ای در قبال خروج نام ایران از محور شرارت؛ ارتباط روزنامه نگاران این طیف با عوامل خارجی؛ نامه جمعی از نمایندگان مجلس ششم به رهبر انقلاب مبنی بر نوشیدن جام زهردرجریان فشار های غرب در موضوع هسته ای را اضافه کرد که در بسیاری از موارد، اعتراضاتی را در جریان اصلاح طلب نیز برانگیخت.

چنانکه حتی سید محمد خاتمی که به نوعی حاشیه امن برای بسیاری از این اقدامات ایجاد کرده بود، در آخرین روزهای مسئولیت خود در قوه مجریه زبان به اعتراض گشود که "از درون جبهه اصلاحات صدای دشمن به گوش می رسد."

با این حال سید محمد خاتمی هرگز تلاش نکرد تا نسبت خود را با این جریان تندرو و برآمده از حرکت سیاسی اصلاح طلبان مشخص کند و این در حالی بود که در مواردی به راحتی تلاش برای حمایت از برخی اقدامات از این سنخ مشهود بود چنانکه محمد زارع فومنی رئیس شاخه جوانان اصلاح طلب در این رابطه می گوید: "باید به خاتمی در خصوص حضور مجدد نیروهای افراطی در اطرافش هشدار داد و باید برای حضور دوباره در عرصه انتخابات نسبت خود با این افراد را مشخص کند."

مهدی کروبی نیز بارها در سخنان خود علت اصلی ناکامی اصلاح طلبان در رسیدن به اهداف خود با وجود در اختیار داشتن دولت ومجلس را همین تندروی ها اعلام کرده است.

به نظر می رسد خاتمی برای جلب توجه و حمایت برخی گروه های اصلاح طلب، در آینده مجبور شود موضع خود را نسبت به بسیاری از افراد حلقه ای که خود را یاران خاتمی می خوانند،آشکار کند.

 

اسلام ستيزى نوين

بسم الله

اشاره: اخيراً برخى از رسانه هاى استعمارى، به شيوه نوينى مسأله تضاد معارف قرآن با دانش بشرى را مطرح كرده و از مسلمانان خواسته اند كه به تأويل اين آيات، مطابق علوم روز بپردازند و در نتيجه از تحدّى و اعجاز قرآن صرف نظر كنند.

 

اين مقاله به قلم حضرت آیت‌الله العظمي شيخ جعفر سبحانی به تحليل اين ترفند نوين پرداخته است.

 

در سال هاى 2006 و 2007، اسلام ستيزى در غرب، به صورت رسانه اى و هنرى و تبليغاتى انجام مى گرفت، و سعى مى شد كه از پيامبرگرامى اسلام چهره خشنى را در اذهان مردم ترسيم كنند. اين كار سبب شد كه مسلمانان در غرب و شرق بر ضد آنان بشورند و نسبت به تضييع حقوق و حرمت هاى خود اعتراض كنند و سرانجام اين «سناريو»، موقتاً به كنار نهاده شد، زيرا ديدند نه تنها اثر مثبت ندارد بلكه سبب فشردگى صفوف مسلمانان بر ضد توطئه گران مى گردد. زيرا بازى كردن با شؤونات ملّت ها و تحريك تنفر مذهبى و تبعيض نژادى در قوانين خود آنها، نيز جرم شناخته شده است و حتى «خيرت ويلدرز» نماينده پارلمان هلند نيز به خاطر ساختن فيلم فتنه، در دادگاه اين كشور به جرم تحريك تنفر مذهبى و تبعيض نژادى محكوم شد.

 

ولى اكنون شيوه اسلام ستيزى دگرگون شده و از حالت رسانه اى و هنرى و تبليغى محض بيرون آمده و به طرح مسائل كلامى و عقيدتى كشيده شده تا از اين راه، مبانى ايمان جوانان و علاقه مندان به اسلام تضعيف شود، و با فرو ريختن مبانى ايمان، هر نوع سلطه و استعمار به آسانى صورت گيرد. روى اين اساس مى بينيم در برخى راديوها و سايت ها مسأله تضادّ قرآن با علوم امروز بشر مطرح مى شود، و با طرح اين انديشه از مسلمانان مى خواهند آيات قرآن را مطابق يافته ها و بر ساخته هاى آدميان (مدرنيته) تأويل نمايند و اين كار جز پذيرش شكست در تحدّى، معناى ديگرى ندارد.(1)

 

مثل آنان، همان گفتار حافظ شيرازى است كه مى گويد: خود مى كشى و خود تعزيه مى خوانى...
اين معترضان، چند مطلب را مسلّم گرفته اند، آنگاه به شكست قرآن در مورد تحدّى اميد بسته اند:
1. داده هاى دانش بشرى در مسائل آفرينش، آخرين داده هاست و فراتر از آنها، يافته هاى ديگرى نيست، بنابراين هر چه كه بااين دانش فعلى بشر در ستيز باشد، محكوم به بطلان است.
2. هستى با مادّه مساوى است، و قوانين حاكم بر هستى همان قوانين طبيعى و مادّى است و بايد تمام پديده ها از همين طريق تفسير شوند و هر نوع پديده اى كه از اين چارچوب بيرون باشد، قابل پذيرش نيست.
3. چون دانش كنونى بشر توانايى تفسير برخى از آيات قرآن در مورد اقوام پيشين و ديگر پديده ها را ندارد، مسلمانان ناچارند راه تأويل را در پيش بگيرند و آنها را بر خلاف ظاهر تفسير كنند، در اين صورت دست از تحدّى كشيده و اعجاز آن را منكر شده اند.

 

اعتراض آنان بر اساس سه مطلب ياد شده است و چون معترض يا معترضان آنها را پذيرفته اند، در نتيجه چنين آشى را براى ما پخته اند. اينك درباره هر سه مبنا سخن مى گوييم:

 

1. دانش هاى لرزان بشر
شكى نيست كه بشر افق هاى وسيعى را از دانش بر روى خود گشوده و بر حقايقى دست يافته است و با «سلطان دانش» بخشى از فضا را تسخير كرده و گفتار خدا را (لا تنفذون إلاّ بسلطان)(2) تجسم بخشيده اند، ولى در عين حال، دانش هاى بشرى تئورى هاى لرزانى هستند و نمى توان آنها را به عنوان كاملترين يافته ها در زمينه خود تلقى كرد، زيرا هر روز در حال تكامل و پيشرفت است، چه بسا حقايق ديروزى، امروز به صورت تئورى هاى كهنه و نخ نما درآيند. كاشف نظريه نسبيت در فيزيك، آلبرت انيشتين مى گويد: من از نردبان علم، چند پله بيشتر بالا نرفته ام، با اين وصف چگونه بر اين تئورى هاى لرزان تكيه كنيم و قاطعانه حقايق قرآنى را مخالف دانش بدانيم؟!

 

هيئت بطلميوسى قريب دو هزار سال بر افكار بشر حكومت كرد ولى بعداً به وسيله چهار نفر از بنيان كنده شد.

 

فرضيه داروين، در قرن نوزدهم به بازار علم آمد، و سر و صداى عظيمى به پا كرد، و گروهى را بر آن داشت كه در خلقت آدم و حوّا تجديد نظر كنند ولى چيزى نگذشت كه جاى خود را به «نئوداروينيسم» داد و آن نيز فرو ريخت سپس جاى خود را به نظريه موتاسيون (جهش) داد و اين واگذريها و تغيير و تبديلها همچنان ادامه دارد، تا جايى كه بشر به آخرين نقطه علم خود برسد.

 

ماركسيسم با قيافه علمى به بازار آمد، و پس از هفتاد و اندى سال، فرو پاشيد و غير علمى بودن آن ثابت شد.

 

جدول عناصر، روز نخست از عدد انگشتان بالاتر نمى رفت ولى الآن از مرز صد هم فراتر رفته و پيوسته در حال افزايش است.

 

روزى نيست كه بشر افق جديدى را در كيهان به روى خود نگشايد.
كسانى كه با علوم طبيعى سر و كار دارند، غالباً مى دانند كه كتاب هايى كه در ده سال پيش در موضوعى نوشته شده امروز ارزش خود را از دست داده و انديشه ها و فكرها عوض شده است. شايسته يك انسان محقق و واقع گرا آن است كه حقايق وحيانى را به خاطر اين يافته ها، انكار نكند، بلكه بايد با بهره گيرى از اين دانش ها در زندگى و تلاش براى پيشرفت، در انتظار آن باشد كه حقايق قرآنى به تدريج براى بشر منكشف شود.

 

2. هستى فراتر از مادّه است
اصل دومى كه افراد قرآن ستيز بر آن تكيه مى كنند، مسأله برابرى هستى با مادّه و انرژى است و اين كه هر پديده اى بايد از اين طريق، تفسير و توجيه شود و اگر گزارشى رسيد كه پديده اى فراتر از اين قواين به عرصه هستى آمده، بايد آن را انكار كرد. طرح اين اصل، جز مادّيگرى و انكار ماوراى طبيعت وجهان والاتر و برتر نيست. هرگز عصاى موسى كه چوب خشكى بود و به امر الهى به صورت درنده اى درآمد، با قوانين طبيعى، قابل توجيه نيست و همچنين كوبيدن عصا و سرازيرى دوازده چشمه از آن، فراتر از قوانين ماده و انرژى است.

 

گروهى كه اين معجزه ها را مخالف دانش مى دانند، بايد نقاب از چهره خود برافكنند و به عنوان يك فرد مادّى با ما سخن بگويند نه يك فرد الهى.

 

قرآن درباره اين گونه افراد مى فرمايد: (وَمَا قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَالأرضُ جَميعاً قبْضتُه يَوم القِيامة والسَّمواتُ مَطْوياتٌ بِيَّينه سُبْحانَهُ وَتَعالى عَمّا يشركُون).(3)

 

«آنان خدا را آن گونه كه شايسته اوست نشناخته اند، در حالى كه همه زمين در روز رستاخيز در دست تواناى اوست و آسمان ها به دست او درهم پيچيده مى شود. او برتر از آن است كه براى او شريك مى پندارند).

 

3. تطبيق قرآن با دانش روز
اين گروه انتظار دارند كه آيات قرآنى بر دانش هاى روز تطبيق شود، و اگر دانشى جاى دانش ديگر را گرفت، تفسير قرآن مطابق آن عوض گردد، چنين انتظارى جز بازيگرى با كتاب خدا كه فوق افكار بشرى است، چيز ديگرى نيست و اگر گذشتگان از اهل كتاب، دچار چنين انحراف و اشتباهى شدند، قرآن، مكرراً آن را نكوهش كرده و «تحريف» خوانده است.

 

مى فرمايد: (فويلٌ للّذينَ يَكْتُبُونَ الكِتابَ بِأيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَليلاً فَوَيلٌ لَهُمْ مِمّا كَتَبَتْ أيْدِيهِمْ و وَيلٌ لَهُمْ ممّا يَكْسبُون).(4)
«واى بر كسانى كه نوشته اى را با دست خود مى نويسند و سپس مى گويند: اين از طرف خداست تا آن را به بهاى كمى بفروشند، پس واى بر آنها از آنچه با دست خود نوشته اند و واى بر آنان از آنچه از اين راه به دست مى آورند!».

 

تأويل آيات قرآن، يعنى دست بردن در ظاهر آن و تفسير آن بر خلاف ظاهر، صد در صد ممنوع است، ظواهر قرآن مانند نصوص آن حجت قاطعى هستند كه دست نامحرم بر آن نمى رسد، و هيچ آيه قرآنى اعم از ظاهر و نصّ، با دانش قطعى مخالف نبوده تا آيه قرآن بر خلاف ظاهر، حمل شود و راه تأويل را در پيش بگيريم.

 

اشتباه نشود، مقصود از ظاهر قرآن، ظهور مستقر و پايدار و به اصطلاح «ظهور جُمْلى» آن است نه ظهور ناپايدار و مفردات آن، هرگاه آيه (الرحمنُ على العرشِ اسْتَوى) را به صورت ظهور مفردى تفسير كنيم، نشانه جلوس خدا بر تخت است ولى اگر به ظهور جملى تفسير شود، حاكى از استيلاى خدا بر عرش قدرت است، و همچنين است ديگر آيات متشابه كه ظهور ناپايدار و إفرادى او، مايه فتنه بوده ولى ظهور پايدار و جملى او مايه هدايت و مطابق با محكمات آن است و تفسير آن را در كتاب «منشور جاويد» جلد چهاردهم، ص 407 تا 414 مى توانيد بيابيد.

 

مسأله تخصيص و تقييد آيات مربوط به احكام عملى، يك روش رايج در ميان همه حقوقدانان است و ارتباطى به تصرف در ظاهر و يا تأويل ندارد.

 

در نتيجه آياتى را كه حاكى از اعجاز و يك رشته كارهاى خارق العادهاست، نمى توان با اصول مادّى و قوانين طبيعى توجيه كرد، زيرا در اين صورت خارق العاده نبود و از دايره اعجاز بيرون خواهد رفت مثلاً شما اگر زندگى يونس را در شكم ماهى با دانش هاى روز بسنجيد كه براى زندگى انسان فضاى مناسب را لازم مى داند، آن را بر خلاف دانش تلقى خواهيد كرد، ولى اگر آن را با قدرت گسترده خدا كه آفريننده جهان و ماهى و شكم اوست بسنجيد در عرصه قدرت حق، بسيار ناچيز است.

 

خداى قادر كه آفريننده كون و مكان و قوانين حاكم بر آفرينش است، مى تواند با قوانين فراتر از طبيعت، حجت خود را در دل تاريكى ها حفظ كند و حيات بخشد. و به قول شاعر نغزگو كه با زبان فطرت سخن مى گويد: گر نگهدار من آن است كه من مى دانم *** شيشه را در بغل سنگ نگه مى دارد و يا: خدايى كه جهان پاينده دارد *** تواند حجّتى را زنده دارد

 

ما از جوانان فريب خورده اى كه روزگارى در آغوش پدر و مادر مسلمان پرورش يافته اند مى خواهيم مشكلات فكرى خود را با دانشمندان و محققان اسلامى در شرق و غرب، در ميان بگذارند و به خاطر بهاى كمى از زندگى مادّى، خرمن معنويت خود را به آتش نكشند و بدانند كه تمدن اسلامى، از روزنخست، پايه گذار علم وتحوّل بوده و همچنان خواهد بود.اينك مطالبى را يادآور مى شوم:

 

1. هر چند در جهان امروز، يك نوع تعامل، در ميان علوم تجربى و انسانى برقرار شده و هر يك از اين علوم، از دستاوردهاى ديگرى بهره مى گيرند، حتى مسلك هاى فلسفى كوشش مى كنند، نتايج علوم تجربى را مبناى مكتب خود قرار دهند، تا آنجا كه ماركسيسم، اصل تضاد را از اصل «تنازع بقاى» داروين برگرفته است. ما اين اصل را منكر نيستيم، و ما نيز در تفسير برخى از آيات با اين علوم و دانشها تعامل مى كنيم ولى در عين حال آنها را آخرين نظريه علمى تلقى نمى كنيم، اينك دو نمونه:

 

1. آيه (والسماء بَنَيْناها بأيد وإنّا لموسعُون).(5)
«ما آسمان را با قدرت بنا كرديم و همواره آن را وسعت مى بخشيم».

 

واقعيت اين آيه براى مفسران ديرينه چندان روشن نبود. چون گرفتار هيئت بطلميوسى و فرضيه افلاك تو در توى پوست پيازى بودند، و لذا نمى توانستند گسترش آسمانها را تصور كنند، ولى درهم شكستن اين فرضيه و جايگزين شدن فرضيه «كوپرنيكى» و همفكران او، مفاد آيه را روشنتر ساخت و اينكه پيوسته جهان در حال گسترش و پيدايش است.

 

آنگاه كه از «انيشتين» پرسيدند: گسترش جهان براى خود جا لازم دارد، اين مكان قبلى كجاست، وى در پاسخ گفت: او با پيدايش خود، جاى خود را نيز مى سازد.
2. قرآن مجيد مى فرمايد: (كلّ شىء خلقنا زوجين لعلّكم تذكّرون)(6)
«از هر چيز يك جفت آفريديم، شايد متذكر شويد».
مفسران ديرينه در تفسير اين آيه به نظريه پردازى دست زدند و نتوانستند حقيقت را به صورت روشن بيان كنند. ولى علوم تجربى و شكافتن اتم، بشر را با زوجيت اتم آشنا ساخت و پى بردند كه اتم از هسته و الكترونها تشكيل مى شود، سپس در تحقيقى عميق تر دريافتند كه هسته نيز خود به دو بخش، پروتون و نوترون تقسيم مى گردد.(7)
و در اينجا دقت و عظمت تعبير قرآن كه به جاى «زوج»، «زوجين» تعبير مى آورد، روشن مى شود.

 

3. هر علمى براى خود، روش تحقيقى دارد، علوم تجربى بايد از طريق تجربه و آزمون پيش بروند، و نتايج خود را در اختيار دانشمندان بگذارند، در حالى كه براى فهم وحى الهى، روش ديگرى در كار است و نبايد روش علوم تجربى را بر حقايق وحيانى حاكم ساخت.

 

مثلاً دانشمند تجربى مى گويد: من در تجربه خود، يا زير چاقوى جراحى خود، موجودى به نام روح نمى يابم. اين گفتار در چهارچوب علم تجربى صحيح است ولى اين سبب نمى شود كه ما وجود روح را كه وحى الهى از آن خبر داده، انكار كنيم، و همگى مى دانيم كه علوم تجربى حق اثبات دارند نه حق نفى.

 

4. اين افراد بايد شتابزدگى را كنار بگذارند و با تفكر و تأمّل، در مورد وحى الهى بينديشند و نبايد فريب برخى از تئوريها و تئوريسينها را بخورند و تصور كنند كه قطار علم به پايانه خود رسيده است، در حالى كه شيخ الرئيس مى گويد: تا بجايى رسيد دانش من *** كه بدانستمى كه نادانم

پ.ن:


1)راديو زمانه، 4بهمن1387.

 

2) قرآن، امكان دستيابى بشر را بر فضا از طريق «اقتدار علمى»، چهارده قرن پيش، بيان فرموده، آنجا كه مى فرمايد:(يا مَعشرَ الجنِّ والإنسِ إنْ استَطعْتُم أنْ تُنفذوا مِنْ أقطارِ السموات والأرضِ فانفُذُوا لا تَنْفُذُون إلاّ بسُلْطان)(الرحمن/32).
«اى گروه جنيان و آدميان! اگر مى توانيد از مرزهاى آسمان و زمين بگذريد، پس بگذريد! هرگز نخواهيد توانست جز با نيروى علم».
جمله «إلاّ بسلطان» كه به صورت استثنا درآمده است، حاكى از آن است كه قرآن، اقتدار علمى بشر را در آينده پيش بينى كرده و بر اين اساس يادآور شده است كه فتح فضا با نيروى علم و دانش امكان پذير است.

 

3)  زمر/67.
4) بقره/79.

 

5) الذاريات/47.
6)  ذاريات/49.
7)  موسوعة المورد، ماده Atomic theory

 

منبع: آينده

عمل جراحي همسر رهبر انقلاب

بسم الله

گفته می شود اين عمل بر خلاف توصيه پزشك مبنی بر انجام جراحی در یکی از بیمارستانهای خصوصی وتحت مراقبتهای خاص، در يك بيمارستان دولتي و عمومی انجام شده است.

به گزارش آينده، شنيده‌ها حاكي از آن است كه اخيرا، همسر رهبر انقلاب تحت عمل جراحي قرار گرفته است.

 

گفته می شود اين عمل بر خلاف توصيه پزشك مبنی بر انجام جراحی در یکی از بیمارستانهای خصوصی وتحت مراقبتهای خاص، در يك بيمارستان دولتي و عمومی انجام شده است.
 
بنا براین گزارش آيت‌الله خامنه‌اي هفته گذشته براي عيادت همسرشان در  اين بيمارستان حضور یافتند.
 
رئيس بيمارستان که از حضور سرزده رهبر انقلاب بی اطلاع بوده است، پس از ورود آیت الله خامنه ای به بیمارستان از طریق تلفن مطلع می گردد.

 

گفته می‌شود پزشک معالج همسر رهبر انقلاب توصیه کرده بود این عمل جراحي در يک بيمارستان خصوصي و تخصصي انجام شود، اما آیت الله خامنه‌ای با این اقدام مخالفت کرده و اظهار کرده اندکه عمل همسر ایشان مانند مردم عادي در یکی از بيمارستان هاي دولتی انجام شود.

 

خاطرات تكان دهنده يك خبرنگار از جنگ غزه

بسم الله

به گزارش جهان//

مادر، همسر و دخترانم همگی تسلیم شده بودند، اما سربازان اسرائیلی به سوی کودکانم دیوانه­وار آتش گشودند.

 

سامه حبیب یک خبرنگار 23 ساله است که در غزه زندگی می­کند،وی سال­ها است که برای بیان درد و رنج مردم کشورش فعالیت می­کند، ژانت زیمرمن نیز یک خبرنگار 21 ساله آمریکایی است که پس از مشاهده جنایات دهشتناک صهيونيست­ها در غزه از آمریکا به غزه آمده است. در واقع وی هزاران مایل را طی کرده تا عمق حادثه را با چشمان خود ببیند و با ذهن و عقل خود بسنجد. آن دو در زمان ورود ژانت به غزه با یکدیگر آشنا شده و تصمیم گرفته­اند با همکاری یکدیگر در این زمینه فعالیت کنند.

 

در واقع خبری که باعث شد این دو با یکدیگر آشنا شوند، حادثه­ای بود که برای خالد عبدالرابع اتفاق افتاده است، ژانت و سامه این حادثه را این گونه بیان کرده­اند.

 

ما سفر خود را به سمت شهر زندگی عبدالرابع آغاز کردیم، این در حالی است که به سختی می­توانستیم ادامه مسیر دهیم، در طول مسیر اتومبیل ما بارها منحرف می­شد، سطح جاده پر از حفره­های ایجاد شده بر اثر بمباران اسرائیلی­ها بود، سطح زمین نیز وضع چندان خوبی نداشت، محله­هایی که زمانی شاداب و باصفا بودند، اکنون به جهنمی بر روی زمین تبدیل شده بودند. زمین مملو از جسد مردم بود و در همه­جا فقط ویرانی دیده می­شد.

 

سرانجام ما به محل زندگی خالد رسیدیم، خانه­ای ویران شده، خالد بر روی یک تخته سنگ نشسته و به خانه­ای که زمانی شادی در آن وجود داشت نگاه می­کرد: خانه ما چهار طبقه بود ویک باغچه زیبا در آن وجود داشت، ما در این خانه احساس آرامش و آسایش داشتیم.

 

خالد در مورد نحوه یورش ارتش "اسرائیل" به خانه­اش می­گوید: آن­ها به خانه ما حمله کردند و تمام خانه را زیر و رو کردند، اما هیچ چیز نیافتند. روزی که آن­ها می­خواستند شهر ما را ترک کنند را هرگز فراموش نمی­کنم. چهارمین روز حمله زمینی اسرائیل به غزه بود، هزاران نفر در محاصره قرار داشتند، هیچ کس نمی­توانست به دلیل گستردگی حجم آتش آن­جا را ترک کند.

 

وی به یورش تانک­ها به شهر اشاره می­کند و می­گوید: ناگهان تانک­ها آمدند، یکی از تانک­ها تنها چند متر با خانه ما فاصله داشت، به ما گفته شد که خانه­هایمان را ترک کنیم، سربازان در حال خوردن چیپس و شکلات بودند و درحالیکه دختران مرا می­کشتند، می­خندیدند.

 

خالد در حالی که اشک می­ریزد، ادامه می­دهد: مادر، همسر و فرزندانم همگی تسلیم شده بودند، ناگهان دو سرباز را دیدیم که از تانک خارج شدند، ما به آن­ها گفتیم که می­خواهیم خانه را ترک کنیم، منتظر جواب آن­ها ماندیم، اما جوابی به ما ندادند، ناگهان با کمال شگفتی دیدیم که سرباز دیگری به سوی فرزندان من دیوانه­وار آتش گشود.

 

وی در مورد فرزندانش چنین می­گوید: سعاد تنها هفت سال داشت، سامر سه ساله و امل دو ساله بود. مادر من نیز هدف آتش قرار گرفت و من به چشمان خود دیدم که تمام کسانی که من دوستشان دارم یکی پس از دیگری به زمین می­افتند.

 

خالد به صحنه کشته شدن خانواده­اش اشاره می­کند: دو دخترم کشته شده بودند، این در حالی بود که آتش­بس برقرار شده بود. هیچ کس نمی­توانست به ما کمک کند. یک آمبولانس سعی کرد که وارد محله ما شود، اما تانک­های اسرائیلی پرسنل آن آمبولانس را وادار کردند از آمبولانس خارج و برهنه شود. پس از آن شروع به بمباران آمبولانس کردند.

 

وی در ادامه می­گوید: من با باقی­مانده اعضای خانواده­ام خانه را ترک کردم، در حالی که مادرم را بر روی یک تخت حمل می­کردیم. دخترم سامر همچنان نفس می­کشید، این در حالی بود که نخاع وی آسیب دیده بود.

 

خالد در مورد سختی­های راه برای رسیدن به مکانی امن، می­گوید: سربازان بدون این که کنترلی بر اعمال ان­ها صورت بگیرد بی­وقفه شلیک می­کردند، خانه­های زیادی خراب شده بود. حتی مردی که قصد داشت ما را نجات دهد، مورد حمله تک تیراندازهای اسرائیل قرار گرفت و کشته شد. سرانجام زمانی که به شهر بعدی رسیدیم، دیدم که تمام مردمی که آن­جا هستند، زخمی­های خود را به آن­جا آورده­اند. ما با دیدن این صحنه­ها به شدت شوکه شده بودیم.

 

وی در مورد دلیل کشته­شدن فرزندانش می­گوید:من اطمینان دارم که سربازان در آن لحظه مست بودند، آن­ها از فرمانده خود برای کشتن فرزندان من دستور گرفته بودند، چند روز پیش از این حادثه بود که در ها­آرتص خواندم که خاخام­های اسرائیلی دستور داده بودند حتی یک فلسطینی نباید زنده بماند. البته من می­دانم که هیچ دادگاهی نمی­تواند سربازان اسرائیلی را محکوم کند. زیرا مقامات اسرائیل از هر ترفندی برای بی­گناه جلوه دادن آن­ها استفاده خواهند کرد. این یک جنگ میان دو ارتش بسیار قوی و مجهز نبود، بلکه جنگی میان مردم بی­دفاع و چهارمین ارتش قدرتمند جهان بود.

 

ممکن است که ساختمان­های ویران شده بازسازی شوند، اما خالد دیگر هرگز صدای خنده­های سعاد و امل را نخواهد شنید، البته وی صدای ناله­های سامر را که از درد می­نالد می­شنود. تنها عضو بدن سامر که سالم مانده ذهن اوست. ذهنی که همواره آن کابوس را به یاد می­آورد.

 

یک اسقف انگلیسی: بازهم مي‌گويم هولوكاست دروغ است

بسم الله

اشپیگل//

 ریچارد ویلیامسون اسقف اعظم جامعه سنت پایس در انگلیس، در این باره اظهار داشت: هیچ مدرکی از لحاظ تاریخی مبنی بر این که نازی­ها اتاق گاز داشتند و از آن برای کشتن یهودیان استفاده می­کردند، وجود ندارد.

 

وی درادامه سخنان خود تصریح کرد: من تلاش می­کنم تحقیقات بیشتری در مورد مدارک تاریخی واقعه هولوکاست به دست آورم.

 

وی که با اظهارات خود در مورد دروغ بودن وجود اتاق گاز نازی­ها برای کشتن یهودیان، باعث ایجاد جنجال و واكنش صهيونيست‌ها شده است، ادامه داد: از زمانی که مشخص شد افرادی صادق و باهوش در جهان وجود دارند که طرز فکر آنان با افراد دیگر متفاوت است، تصمیم گرفتم در مورد مدارک این واقعه بیشتر تحقیق کنم.

 

ویلیامسون با اشاره به این که در صورت یافتن مدرکی مبنی بر درست بودن این واقعه، نظر خود را دراین زمینه تغییر خواهد داد،افزود: مسئله مهم این است که باید مدرک مستندی در این زمنیه یافت شود، زیرا نمی­توان در این مورد احساسی عمل کرد. من در صورت یافتن هر مدرکی که هولوکاست را اثبات کند، نظر خود را تغییر خواهم داد. اما این چیزی است که زمان می­برد.

 

اسقف انگلیسی با بیان این که معتقد است سخنان گذشته­اش در مورد هولوکاست درست بوده است،گفت:من سخنان خود را بر اساس مطالعه و تحقیقات گسترده بیان کرده­ام.

 

در پایان گزارش این هفته­­­نامه آمده است: ویلیامسون در ماه گذشته میلادی دراظهاراتی گفت که وجود اتاق گاز در اردوی نازی­ها کذب است و تنها 300 هزار یهودی در زندان­های نازی­ها کشته شده­اند.

 

این در حالی است که صهیونیست­ها ادعا می­کنند که شش میلیون یهودی توسط نازی­ها کشته شده­اند. این اظهارات وی موجب خشم جامعه یهود شد و پاپ بندیکت شانزدهم از وی خواست سخنان خود را پس بگیرد. این واقعه موجب تیرگی روابط یهودیان و واتیکان گردید.

 

نماد فعلي عزت جهان اسلام کيست؟

بسم الله

به نوشته پايگاه اينترنتي روزنامه الراي كويت ياسر الصالح در مقاله اي با عنوان آيت الله خامنه اي نماد عزت نوشت بسياري از نويسندگان از بيم انكه به اتهاماتي به انها وارد نشود از ستايش واقعگرايانه از جمهوري اسلامي ايران خودداري مي كنند به همين سبب بسياري از ويژگي هاي مثبت جمهوري اسلامي را كه ملت هاي عربي و اسلامي به وضوح انها را مي بينند و رسانه هاي ما نيز انها را منعكس نمي كنند و حتي انها را وارونه جلوه مي دهند ناديده مي گيرند.

 

وي مي افزايد سياست خارجي ايران بخصوص سياستي كه اين كشور در برابر سلطه صهيونيستي امريكايي بر منطقه عربي و اسلامي در پيش گرفته است از جمله ويژگي هاي مثبت اين كشور به شمار مي رود.

 

اين مقاله مي افزايد: لبنان و فلسطين بارزترين مناطقي هستند كه مقابله ايران با سلطه صهيونيستي امريكايي، در ان نمودار مي شود و در ادامه اين مقاله آمده است: ناظران اوضاع ايران مي دانند كه ايت الله سيد علي خامنه اي رهبر معظم ايران استراتژي هاي كلي نظام جمهوري اسلامي را از طريق نهادهاي مختلف تعيين مي كند و نظارت بر سياست خارجي را بر عهده دارد به همين سبب دستور حمايت مادي و سياسي از مقاومت لبنان و فلسطين را شخصا صادر مي كند.

 

اين نويسنده کويتي در ادامه تصريح کرد: ناظران اوضاع ايران مي دانند كه افتخار تثبيت و تحكيم يكي از اساسي ترين اهداف سياست خارجي ايران يعني تحقق عزت، از آن رهبر معظم اين كشور است.

 

ياسر الصالح در ادامه، اظهارات سيد حسن نصرالله دبيركل حزب الله لبنان و همچنين رهبران حماس و جهاد اسلامي فلسطين درباره ايت الله حامنه اي را بيانگر نقش محوري ايشان در پيروزي هاي مقاومت لبنان و فلسطين دانست و افزود: ما نيز بخشي از امت عرب و جزئي از كساني هستيم كه از پيروزي به دست آمده در غزه و جنوب لبنان احساس افتخار مي كنند؛ به همين سبب مي خواهيم از آيت الله علي خامنه اي به سبب نقشي كه در اين پيروزي ها و به وجود آورده اند و احساس عزت را در ميان ملت هاي عربي و اسلامي احيا كردند، صميمانه تشكر كنيم.

سید علی خامنه ای

 

محبوبترين چهره ها در جهان عرب

بسم الله

خبرگزاري فرانسه روز شنبه طي اين گزارش اعلام کر: "ايران در ميان مردم کشورهاي عربي از جايگاه ويژه اي برخوردار است و احمدي نژاد نيز به لحاظ محبوبيت پس از حسن نصرالله دومين چهره محبوب جهان عرب است.

 

فرانس پرس در ادامه اين گزارش افزود:"استقلال، يکي از شعارهاي انقلاب بود که 100درصد محقق شده است . با گذشت سي سال از انقلاب، شعار هميشگي "مرگ بر آمريکا" به ويژه پس از سال 2005 و به قدرت رسيدن "محمود احمدي نژاد" همچنان مطرح است و در حال حاضر، تلاش هاي اسلاف وي يعني "اکبر هاشمي رفسنجاني" محافظه کار و "محمد خاتمي" اصلاح طلب براي عادي سازي روابط با غرب به فراموشي سپرده شده است و ايده آل هاي انقلاب ، بارديگر در کانون توجه قرار دارد.

 

اين در حالي است که احمدي نژاد نامه هايي به "جرج بوش" رئيس جمهوري سابق آمريکا نوشت و موفقيت "باراک اوباما" را در انتخابات رياست جمهوري اين کشور تبريک گفت اما، همزمان از قرار گرفتن امپراطوري آمريکا در سراشيبي سقوط و نابودي هم سخن گفته است."

 

پناهیان: عماد مغنيه از بركات وجود انقلاب بود

بسم الله

فارس//

حجت‌الاسلام عليرضا پناهيان شب گذشته در همايش «انقلاب اسلامي و رويش‌ها» با اشاره به برگزاري مراسم بزرگداشت شهداي مقاومت گفت: وقتي ما چنين مراسمي را برگزار مي‌كنيم فرق خود را با انسان‌هاي خودپرست غرب نشان مي‌دهيم البته در اين زمينه از جانب دست اندركاران فرهنگي كشور كوتاهي‌هايي هم ديده مي‌شود.

 

پناهيان در ادامه صحبت‌هاي خود گفت: جوان‌هاي ما بايد به امثال عماد مغنيه، سيد حسن نصرالله و سيد عباس موسوي افتخار كنند و اگر هويتشان با اين افتخارات تثبيت نشود، آن را چگونه پيدا خواهند كرد، اين يك نياز حياتي براي جوان‌هاي ماست كه بتوانند در سطوح مختلف، اين افتخار را درك و در سينه‌هايشان درج كنند.

 

وي شخصيتي مانند شهيد مغنيه را بسيار بالاتر از افرادي مانند چه‌گوارا دانست و گفت: حرفهايي كه عماد مغنيه براي ملت‌هاي آزاده دارد بسيار بيشتر از حرفهاي چه‌گوارا است.

 

پناهيان با اشاره به مسئولين فرهنگي و خصوصا بسيج گفت : بسيج در اين عرصه مي‌تواند خدمات بيشتري را به جامعه عرضه دارد و ما اشخاص زيادي مانند مغنيه براي معرفي و الگوسازي داريم.

 

وي با اشاره به شرايط دوران دفاع مقدس گفت: انگار بايد شرايط سخت باشد تا ما بهتر كار كنيم، ما در مورد حزب‌الله و حماس با وجود امكانات زياد، كار فرهنگي كمي انجام داديم و نبايد در اين زمينه كوتاهي كرد.

 

پناهيان با يادآوري جنگ‌هاي اخير رژيم صهيونيستي عليه حزب الله و حماس بيان كرد: اسرائيل در گذشته مي‌خواست دور از مرزهاي خود و توسط سربازان مسيحي با مسلمانان بجنگد ولي اكنون در داخل مرزهاي خود در مقابل سربازان اسلام نمي‌تواند پيروز شود.

 

وي با اشاره به امكاناتي كه در اختيار نظام اسلامي است، گفت: سينماگران ما بايد افتخارات حزب‌الله و مقاومت اسلامي فلسطين را به جهان معرفي كنند و اين وظيفه آنها است.

 

نگاه سمير قنطار به كشور امام زمان

بسم الله

جمعي از بسيجيان و پاسداران شيرازي در همايش « فجريون » از سال ها مقاومت و پايداري سمير قنطار، عبدالکريم عبيد و مصطفي ديراني، مبارزان لبناني در سالن ورزشي شهيد دستغيب تجليل کردند.

به گزارش ايسنا، در اين مراسم باشکوه با اهداي شاخه گل از اين مبارزان لبناني تجليل شد، سمير قنطار در سخناني با اشاره به سي سال اسارت خود در زندان هاي رژيم صهيونيستي بر ضرورت مقاومت و مبارزه تا نابودي کامل اسرائيل تأکيد کرد.

 

وي ادامه داد: امروز به کشور امام زمان (عج) آمدم، کشوري که آمريکا و ايادي استکبار جهان نمي توانند به آن دست درازي کنند چون مردان و زنان غيوري چون شما دارد.

 

سمير قنطار خاطرنشان کرد: نگاه ما در فلسطين به شما بسيجيان انقلاب اسلامي ايران است. شما نگهبانان حکومت امام زمان (عج) و اسلام در همه دنيا هستيد.

 

وي از بسيجيان به عنوان پشتيبانان انقلاب اسلامي در جهان ياد کرد و ادامه داد: انقلاب اسلامي به برکت وجود شما بسيجيان در جهان ماندگار خواهد شد.

 

اين مبارز لبناني با ابلاغ سلام سيد حسن نصرالله و ديگر همرزمانش ادامه داد: خود را براي جنگ بعدي با رژيم صهيونيستي تا نابودي آماده کرده‌ايم.

 

وي بسيجيان ايران را به پيروي از فرامين رهبر کبير انقلاب فراخواند و گفت، امروز مقام معظم رهبري راهنماي ما در راه حق است.

 

در اين مراسم بسيجيان با سر دادن شعار « درود فلسطين »، « درود بر لبنان » حمايت خود را از مردم مظلوم فلسطين و لبنان اعلام داشته و با شعار « مرگ بر آمريکا » و « مرگ بر اسرائيل » از استکبار جهاني اعلام انزجار کردند.

 

همچنين فرماندار شهرستان شيراز در ديدار با سمير قنطار سردار اسراي لبنان گفت: ايستادگي مردم مبارز لبنان خصوصا مبارزان حزب الله افتخار بزرگي براي جهان اسلام است.

 

در اين ديدار فرماندار شهرستان شيراز ضمن خوشامد گويي به سمير قنطار گفت: اين حضور نشان از رابطه عميقي داردکه بين ملت ايران و مبارزين لبنان است، اگرچه اين پيوند هميشه عميق بوده و يقينا اين پيوند ناگسستني است.

 

ابراهيم عزيزي اظهار داشت: لازم است در جهت عمق بخشيدن و وسعت دادن به اين ارتباطات اقدام کرد.

 

عزيزي ادامه داد: به نظر مي رسد هرچه که امروز مجموعه حزب الله لبنان انجام مي دهد خواسته هاي بزرگ امت اسلام است و ما نيز براي موفقيت و سر بلندي مردم مبارز لبنان و حماس دعا مي کنيم.

 

وي همچنين با اشاره به هجمه اسرائيل و صهيونيسم بين المللي عنوان کرد: مردم ايران، به خصوص مردم فارس و شيراز اقدامات موثري در زمان حمله رژيم غاصب به غزه انجام داده‌اند و ما پيروزي حماس و حزب الله را يک پيروزي الهي مي دانيم.

 

فرماندار شهرستان شيراز اظهار داشت: اميدوار هستيم در ادامه ايستادگي و مقاومت مردم مسلمان و قهرمان فلسطين، شاهد شکست و ذلت بيشتر اسرائيل و صهيونيسم باشيم.

 

وي ضمن ابراز خرسندي از حضور سمير قنطار سردار اسراي لبنان در شيراز پايتخت فرهنگي تصريح کرد: از اين که توفيق ميزباني شما را داريم خوشحاليم و اميدواريم حداکثر استفاده از اين حضور شود.

 

در ادامه سمير قنطار سردار اسراي لبنان نيز از استقبال گرم و صميمي مسوولان کشوري و استاني تشکر کرد و طي سخنان کوتاهي گفت: روحيه خوبي که حضرت امام خميني(ره) در دل مردم و مسوولين نظام جمهوري اسلامي ايران کاشته باعث اين استقبال شده است.

 

پایگاه خبری کانادایی موندویس: ایران عقب افتادگی هایش را جبران کرد

بسم الله

به گزارش جهان، پایگاه خبری کانادایی موندویس در گزارشي به بررسی دستاوردهای انقلاب ایران پرداخته و آورده است:سی سال پیش در چنین ایامی، مردم ایران یک حکومت و دولت اسلامی را انتخاب کردند، دلیل این امر این بود که مردم ایران نگران پیامدهای گرایش به غرب و مدرنیته در کشورشان بودند، در واقع رژیم فاسد پهلوی در گرایش به فرهنگ غربی شتاب بالایی گرفته بود.

 

 در ادامه این گزارش آمده است: انقلاب ایران در مقایسه با انقلاب­های دیگر کم­ترین هزینه انسانی را داشته است، در حال حاضر ایران دیگر یک کشور عقب­مانده و منفعل نیست، درست است که مردم ایران در دهه اول قرن بیستم با مشروطیت موافقت کردند،اما دخالت­های غربی­ها و خیانت برخی از عوامل داخلی باعث شد مردم ایران با سلطنت مخالفت کنند و انقلاب دیگری را به وجود آورند. اکنون می­توان این ادعا را کرد که انقلاب ایران نه­تنها در سی سال گذشته به پیشرفت­های چشمگیری در عرصه­های مختلف دست یافته است، بلکه توانسته عقب­ماندگی­های 500 سال گذشته را نیز جبران کند.

  

این پایگاه خبری در ادامه به فرهنگ مردم ایران اشاره می­کند و می­نویسد:ایرانیان با توجه به فرهنگ والای خود توانستند آموزه‌هاي دين اسلام را با فرهنگ خود تلفيق كنند و به جايي برسند كه مي‌توان گفت ایران امروز از بسیاری از کشورهای جهان مانند عربستان، مصر، کره شمالی، کوبا و اردن آزادتر و دموکراتیک­تر است.

 

 در ادامه این گزارش با اشاره به پایداری مفاهیم شیعه در جهان امروز آمده است: امروزه مفاهیم شیعه در سطح جهان نه­تنها پایدار و بادوام است، بلکه در بسیاری از موارد استفاده از این مفاهیم ضروری است.

 

 این پایگاه خبری در پایان گزارش خود آورده است:در واقع افراد غیرمذهبی جوامع مختلف باید به این نکته اذعان کنند که دین و مذهب در ایران جایگاه ویژ­ه­ای دارد، به طوری که بیش از 70 درصد مردم ایران دارای اعتقادات عمیق مذهبی هستند.

 

ناگفته‌های آقاتهرانی از مدرسه حقانی

بسم الله

فردا//

مرتضی آقا تهرانی نماینده اصول گرای حامی دولت که در زمان مبارزات انقلاب به گفته خود طلبه ای در مدرسه حقانی بوده است، در گفت و گویی به ذکر خاطرات آن دوره و نحوه ورودش به مدرسه حقانی و مبارزات انقلابی اعضای مدرسه حقانی و شخص آیت الله مصباح یزدی پرداخته است.

 

آقا تهرانی درباره ورود خود به مدرسه حقانی در قم گفت: وقتى وارد مدرسه شدم، معرفينامه مى خواست. قبلاً يك نامه اى آقاى فاضل در معرفى بنده به جناب آقاى جنتى نوشته بودند كه آن را به آقاى قدوسى دادم اما ايشان آقاى فاضل را نمى شناخت، بلكه آقاى جنتى مرحوم آقاى فاضل را مى شناختند. در هر صورت وقتى شهيد قدوسى تعريف آقاى فاضل را از آقاى حسامى شنيدند بالاخره قبول كردند تا ما طلبه حقانى شويم. آيت الله جنتى آن موقع دستگير و تبعيد شده بودند.

 

استاد اخلاق کابینه دولت نهم درباره افراد ديگرى از مدرسه حقانی افزود: عده اى از آقايان مانند آيت الله مشكينى، ربانى شيرازى، خزعلى و عده اى ديگر كه يا در تبعيد بودند و يا دستگير شده و در زندان به سر مى بردند. بعضى هم مانند آيت الله مصباح فرارى بودند.

 

چگونگی اداره مدرسه

 

وی درباره چگونگی اداره مدرسه هم اظهار داشت: شهيد قدوسى مسئول بودند و شهيد بهشتى، شهيد قدوسى، آيت الله مصباح و آيت الله جنتى چهار نفرى به شكل شورايى مدرسه را اداره مى كردند. منتها آن كسى كه بالاى سر بچه ها بود شهيد قدوسى بود و اگر بحرانى پيش مى آمد بعضاً شهيد بهشتى و يا شهيد مطهرى در جمع بچه ها حاضر شده و سخنرانى مى كردند.خيلى از طلاب مدرسه هم شهيد شدند. مانند شهيد شاهچراغى، ردانى پور، رحمت الله ميثمى، عبدالله ميثمى، افشار، شهاب، انصارى و خيلى هاى ديگر.

 

طلاب مدرسه حقانى همه در خط امام و انقلابى بودند

 

آقا تهرانی با اشاره به مبارزات انقلابی اعضای مدرسه حقانی، تاکید کرد كه طلاب مدرسه حقانى همه در خط امام و انقلابى بودند.اصلاً نمى شد غير از اين باشند. طلبه هاى مدرسه حقانى همه بچه هاى داغ و انقلابى بودند. همه اساتيد فرهيخته و از شاگردان ارزشمند حضرت امام (ره) بودند. تربيت و نقش استاد بر روى شاگردان بسيار مؤثر بود. طلبه بى حال اصلاً نمى توانست در آنجا دوام بياورد. دليل ديگرش هم اين بود كه تقريباً هر دو هفته يك بار ساواك به مدرسه مى ريخت و به قصد كشت همه را مى زد. طلبه ها هم اهل مبارزه بودند و روبه روى آنها مى ايستادند. ما كسى را نداشتيم كه بى حال باشد يا بگويد دستگاه خوب است. البته مطالعات بچه ها هم در زمينه مسائل انقلاب، امام، رهبرى، ولايت فقيه و ‎… خوب بود.

 

توصیه اخلاقی شهید قدوسی به طلاب

 

وی در بیان نکته ای از توصیه های اخلاقی شهید قدوسی گفت: ايشان به طلاب توصيه مى كردند شهريه خود را در جيب نگذارند و آن را در حجره زير زيرانداز خود بگذارند و بعد خرده خرده و به اندازه نيازشان آن را خرج كنند.

 

آقاى مصباح خيلى صريح از امام حمايت مى كرد

 

آقا تهرانی در پاسخ به این سوال که پس چرا برخى نسبت به رابطه امام و آقاى مصباح تشكيك وارد مى كنند و اتهاماتى را به ايشان مبنى بر عدم همراهى با انقلاب و حركت امام نسبت مى دهند؟ گفت: اين اشخاص بايد هم چنين حرف هايى بزنند! آقاى مصباح خيلى صريح از امام حمايت مى كرد. در دوره قبل خيلى تلاش كردند تا آقاى مصباح را بكوبند چون ايشان در برابر افكار التقاطى و ليبرالى ايستاد و تنها كسى است اينطور جرأت دارد.

 

ايشان معتقدند كه در مبانى دينى نبايد با هيچ كس شوخى كرد. نبايد با اصول تعارف كرد. در روايات ما آمده كه وظيفه عالم است زمانى كه بدعت ها آشكار مى شود علمش را آشكار كرده و در برابر آن بايستد و الا لعنت خدا بر اوست. همين هايى كه الآن فرار كردند و به غرب و انگليس رفتند اعتراف مى كنند كه آيت الله مصباح صد سال آنها را از اهداف شان عقب انداخت و شايد هم بيشتر. خب خيلى طبيعى است كه به ايشان تهمتى بزنند كه عوام فريبانه باشد و بگويند آيت الله مصباح ضد انقلاب و ضد امام است.

 

خاطره ای از استاد مصباح

 

او که با روزنامه ایران گفت و گو کرده است در بیان خاطره ای از آیت الله مصباح گفت: در آن جلساتى كه با مرحوم شهيد بهشتى داشتند، جناب استاد آقاى مصباح يك حروف الفبايى را خودشان ابداع كرده بودند كه هيچ كس جز خود ايشان نمى توانسته بخواند. تا اين اواخر هم برخى دوستان هم دنبال اين بودند كه ببينند اين الفبا چگونه بوده است. در آن زمان جنگ و گريز با ساواك گاهى وقت ها هم ايشان با عمامه مشكى فرار مى كردند.

 

برنامه هاى فوق برنامه

 

آقا تهرانی درباره برنامه های فوق برنامه مدرسه حقانی هم افزود: در مدرسه حقانى ورزش الزامى بود. بايد هفته اى يكبار واليبال بازى مى كرديم. البته فوتبال هم بود اما اختيارى! به بيرون از قم مى رفتيم كه يك ميدانگاهى بود و آنجا فوتبال بازى مى كرديم.بچه ها خيلى با نشاط بودند. مثلاً گاهى پياده و يا با دوچرخه جمكران مى رفتيم. درس هم كه بايد خيلى خوب مى خوانديم و نظم و انضباط هم خيلى جدى بودند.

 

تامين بودجه برخي وبلاگ‌ها از مراكز وهابي

بسم الله

به گزارش فارس، مجيد ابهري گفت: بيش از 460 سايت و وبلاگ مذهبي در كشور فعاليت دارند كه چنانچه نظارت مناسبي بر آنها وجود نداشته باشند، اثرات مخرب بسياري خواهد داشت.

 

وي ادامه داد:‌ بسياري از وبلاگ‌ها در قالب اصول مذهبي جهت ايجاد شك و شبهه فعاليت مي‌كنند به‌ويژه بعضي از وبلاگ‌ها كه از مراكز وهابي بودجه مي‌گيرند و تئوري‌هاي آنها را پياده مي‌كنند.

 

اين استاد دانشگاه شهيد بهشتي تهران با اشاره به اينكه وبلاگ‌هايي كه تحت نظارت مراكز مذهبي هستند و مطالب آنها با كنترل علمي به نظر بينندگان مي‌رسد، قابل اعتماد بوده و بايد گسترش يابند، افزود: كاربران به وبلاگ‌هاي بدون هويت فقط با عناوين مذهبي نبايد توجهي داشته باشند، چراكه در حال حاضر مراكز تبليغات بهايي، وهابيت و برخي از فرقه‌هاي صوفيه با عناوين ظاهر فريب به سمپاشي و تفرقه‌افكني مشغول هستند.

 

وي تصريح كرد: برخي افراد با توجه به سهولت ايجاد وبلاگ اقدام به نشر آن كرده و نظريات و افكار خود را در قالب مسائل مذهبي مطرح مي‌كنند؛ وبلاگ‌ها و سايت‌هاي شيطان پرستي كه به زبان فارسي در حال فعاليت هستند، اخيراً قالب ظاهري خود را عوض كرده و با ظواهري فريبنده دوباره به ميدان آمده‌اند؛ بسياري از وبلاگ‌هاي اين چنيني سرچشمه‌اي در از خارج از ايران داشته و توسط دشمنان انقلاب اسلامي هدايت مي‌شوند.

 

كارشناس علوم رفتاري و آسيب‌هاي اجتماعي با بيان اينكه مسئولين نهادهاي امنيتي، انتظامي و قضايي فقط به صرف غير اخلاقي بودن سايت يا وبلاگ نبايد آن را فيلتر كنند، بلكه بايد وبلاگ‌هاي گمراه كننده ديني را كه بسيار خطرناك و مسموم‌تر هستند را نيز به گونه‌اي از ادامه كار منع كنند، خاطرنشان كرد: در شرايطي كه امروزه انواع فيلترشكن‌ها رايگان در اختيار كاربران قرار مي‌گيرند بهترين راه مطالعه اينگونه وبلاگ‌ها و پاسخگويي به آنها است؛ در زمينه مذهبي خوشبختانه كارشناسان كارآمد و خبره‌اي حضور دارند كه توانايي علمي‌شان، آنها را قادر به مقابله با سايت‌هاي مسموم مي‌كند.

 

قائم‌مقام معاونت اطلاع‌رساني مؤسسه فرهنگي و اطلاع‌رساني تبيان نيز در اين ارتباط با اشاره به اينكه آمارهاي سايت‌ها و وبلاگ‌هاي مذهبي خيلي دقيق نيستند، زيرا وبلاگ در حوزه يك پوشه شخصي قرار مي‌گيرد و تعريف از وبلاگ مذهبي متفاوت است، گفت: انجمن‌ها و پايگاه‌هاي متفاوتي وجود دارند كه وبلاگ‌نويسان قرآني، وبلاگ‌هاي عاشورايي، وبلاگ‌نويسان مهدوي، وبلاگ‌نويسان ارزشي و وبلاگ‌نويسان مذهبي به صورت پايگاه و كانون جمع شده‌اند.

 

ابوذر رضا سلطاني افزود: كانون وبلاگ نويسان مذهبي 3545 كاربر دارد كه 2956 موضوع را پوشش مي‌دهند؛ وبلاگ‌هاي گوناگون داراي مجمع‌هاي خودجوش دروني هستند. بنابراين آمار خيلي جدي نداريم؛ شايد وزارت ارتباطات طبق تقسيم بندي خود بتواند آماري ارائه كند. افراد در بخشي از وبلاگ خود مطالب مذهبي و بخشي ادبي، بخشي نظرات، بخشي هم معرفي ساير وبلاگ‌ها مي‌پردازند.

 

وي در خصوص نظارت بر روي سايت‌ها و وبلاگ‌ها بيان كرد: "شوراي عالي اطلاعات در وزارت ارتباطات متولي اين امر است كه وبلاگ‌ها را بررسي مي‌كند و وبلاگ‌هايي را كه از معيارها و مرامنامه‌هاي ذكر شده تبعيت كنند مورد بررسي قرار داده و برخي از وبلاگ‌ها و سايت‌ها از كه خطوط قرمز را رعايت نكنند فيلتر مي‌كند.

 

پايگاه اطلاع رساني حج نوشت، قائم مقام معاونت اطلاع رساني مؤسسه فرهنگي و اطلاع رساني تبيان با بيان اينكه متأسفانه وبلاگ‌ها بيش از سايت‌هاي رسمي و غيردولتي كه جنبه عمومي دارد، جنبه شخصي و خصوصي قويتري دارند كه نظارت بر آنها به خاطر كثرت بسيار كه ميزبان‌هاي گوناگون داخلي و خارجي دارند سخت مي‌شود، تصريح كرد: آنها مطالبي را ارائه مي‌كنند كه دقيق نيست و امكان خطا و انحراف در آنها وجود دارد، اما تحول خوبي كه شكل گرفته مجمع تشكل پايگاه‌هاي وبلاگ‌ها است كه بيش از چند هزار وبلاگ مرامنامه و معيارهايي را ذكر مي‌كنند كه در آنجا عضو مي‌شوند كه در حلقه هويت مجازي نقد و بازخواني مطالب هم مي‌پردازند.

 

علامه فضل الله: تكفيري‌ها دشمنان شيعه و سني هستند

بسم الله

به گزارش شيعه آنلاين، حدود سه روز پيش بر اثر انفجار بمبي در نزديكي مجلس عزايي در مسجد شيعيان در منطقه "دير غازي" در منطقه پنجاب در مركز پاكستان چندين شيعه به شهادت رسيده و چندين تن ديگر نيز مجروح شدند.

 

در واكنش به اين حادثه علامه محمدحسين فضل الله، از مراجع تقليد شيعيان لبنان ضمن انتقاد شديد از اين اقدام و محكوم كردن آن، بيانيه‌اي صادر كرد و گفت: اين انفجار وحشيانه‌اي كه مجلس ختم شيعيان را مورد هدف و حمله قرار داد، رفتاري وحشيانه و برخواسته از حس طايفه‌گري و مذهب گرايي است و توسط افرادي عقب مانده صورت گرفت كه از سوي استكبار جهاني تشويق به انجام چنين كارهايي مي‌شوند، تا همه چيز را در جهان اسلام و ميان مسلمانان به هم بريزند.

 

علامه فضل الله در ادامه بيانيه خود گفت: ما به تمام آنانيكه قتل و كشتار مسلمانان را بر اساس معيار طايفه‌اي و مذهبي را آزاد مي‌دانند و برادران مسلمان خود را فقط به خاطر اختلافات مذهبي و سياسي تكفير مي‌كنند مي‌گوييم كه مسلمانان شيعه دشمنان اهل سنت نيستند و مسلمانان اهل سنت نيز دشمنان شيعه نيستند،‌ بلكه تكفيري‌ها دشمنان شيعه و سني هستند زيرا آنان دشمنان تمام مسلمانان هستند.

 

در ادامه اين بيانيه آمده: آنان با چنين كارهايي به استكبار جهاني بهانه و اجازه مي‌دهند كه بر افغانستان و پاكستان مسلط شوند و با اشغال اين كشورها به قتل شهروندان بي‌گناه اقدام ورزند. بدانيد كه دشمنان شما استكبار جهاني است و نه شيعيان مسلمان كه براي امام حسين(ع) فرزند دختر رسول الله(ص) عزاداري مي‌كنند.

 

علامه سيد محمدحسين فضل الله در ادامه گفت: ما اكنون تمام مسلمانان جهان را به وحدت با يكديگر دعوت مي‌كنيم زيرا اين كار آنان را به يك ابر قدرتي تأثيرگذار در جهان تبديل خواهد كرد.

 

هشدار آيت‌الله مكارم به نسل‌كشي شيعيان

بسم الله

به گزارش خبرگذاری فارس، آيت‌الله ناصر مكارم شيرازي پيش از ظهر امروز در درس خارج خود در مسجد اعظم قم در سخناني تصريح كرد: مردم ايران اسلامي روز گذشته با حضور گسترده در راهپيمايي 22 بهمن ماه ثابت كردند كه همواره نسبت به انقلاب و نظام اسلامي وفادار هستند.

 

وي تأكيد كرد: حضور گسترده مردم هميشه در صحنه ايران اسلامي نشانه اين است كه وجود برخي از مشكلات باعث نمي‌شود كه آنان از تجديد بيعت و نشان دادن وفاداري خود به انقلاب خودداري كنند.

 

اين مرجع تقليد در ادامه با تأكيد بر اينكه مسئولان بايد قدر حمايت‌هاي مردم را دانسته و براي حل مشكلات آنان تلاشي وافر داشته باشند، تصريح كرد: مردم ايران همواره در شرايط حساس اختلافات و مشكلات را كنار گذاشته و با تمام وجود از آرمان‌هاي امام خميني(ره) و انقلاب دفاع و حمايت كرده و خواهند كرد.

 

استاد حوزه علميه قم در بخش ديگري از سخنان خود نسبت به رقم خوردن فاجعه انساني و كشتار مردم در منطقه پاراچنار پاكستان هشدار داد و گفت: طبق اخبار موثقي كه به ما رسيده است، طالبان، وهابيت و القاعده 10 ماه است كه اين منطقه را به محاصره غذايي و دارويي در آورده‌اند و مسئولان پاكستان نيز در برابر اين نسل كشي اقدامي انجام نداده‌اند.
 
وي با اشاره به سكونت شيعيان در منطقه پاراچنار پاكستان گفت: امروز در اين منطقه وهابيون و القاعده همانند صهيونيست‌ها نسل كشي ديگري را آغاز كرده‌اند و اين در حالي است كه درباره جنايات اين منطقه خبري منتشر نمي‌شود.

 

آيت‌الله مكارم شيرازي با انتقاد از عملكرد صداوسيما در زمينه اطلاع ‌رساني درباره جنايات صورت گرفته در منطقه پاراچنار پاكستان گفت: در اين منطقه تاكنون 600 شيعه سر بريده شده‌اند و دست كودكان و افراد بي‌گناه را قطع كرده‌اند.

 

وي موضع‌گيري و اقدام سريع وزارت خارجه در اين زمينه را خواستار شد و تأكيد كرد: بايد وزارت امور خارجه با فرياد زدن در محافل بين‌المللي مانع از ادامه اين نسل كشي شيعيان شود.

 

اين مرجع تقليد موضع‌گيري مردم نسبت به جنايات منطقه پاراچنار پاكستان را خواستار شد و افزود: بايد مردم ما همانند دفاع از مردم غزه، براي دفاع از مردم مظلوم اين منطقه نيز به صحنه بيايند.

 

سبحانی: وجود دشمن را برکت بدانید

بسم الله

آیت‌الله العظمي شيخ جعفر سبحانی از مراجع تقلید با استقبال از ایجاد سایت‌های اینترنتی مدافع فرهنگ اسلام و تشیع گفت:‌در شرایط فعلی که هجمه‌های سنگین به اعتقادات اسلامی و شیعی در شبکه اینترنت صورت می‌گیرد، ایجاد و توسعه سایت‌هایی که به دفاع و ترویج فرهنگ دینی می‌پردازد، قابل تقدیر و موجب امیدواری است.

 

ایشان با اشاره به وجود هزاران سایت که علیه تشییع کار می‌کنند، ‌اظهار کرد: ما هم باید با سایت‌ها و رسانه‌های معتقد از فرهنگ اصیل دفاع کنیم.

 

ایشان با اشاره به حرکت‌های مختلف دشمن در عرصه فرهنگی و اعتقادات دینی تأکید کرد: نباید از وجود دشمن ترسید. بلکه وجود دشمن را برکت بدانید. چون در ما ایجاد حرکت می‌کند. به عنوان مثال امسال با افزایش شبهه آفرینی‌های وهابیت،‌من 2،3 کتاب در خصوص این شبهات و عقاید شیعه نگاشتم تا در اختیار زائران ایرانی قرار بگیرد.

 

آیت‌الله العظمي سبحانی با اشاره به خاطره‌ای از امام خمینی (ره) گفت: امام (ره) به من می‌فرمودند، وقتی من کتاب «کشف الاسرار» را در پاسخ به کتاب انحرافی «اسرار هزار ساله» ‌نوشتم، ‌نویسنده این کتاب به من گفت، ‌من به نوشته‌های کتاب خودم معتقد نبودم، ‌بلکه دیدم کسی به این موضوعات جواب نمی‌دهد. من هم کتاب را نوشتم تا به آن پاسخ داده شود. البته آن شخص دروغ می‌گفت، ولی به هر حال باید حرکت‌های دشمن را موجب حرکت دانست.

 

آیت‌الله العظمي سبحانی در ادامه با توصیه‌هایی به مسئولین سایت آینده درباره‌ شیوه عمل در عرصه اطلاع‌رسانی افزود: اعتبار منبع خبر و تناسب میان فضای واقعی خبر و فضای منعکس شده باید به دقت بررسی شود. گاه نقل خبری از یک منبع ممکن است در ظاهر اشکال نداشته باشد. اما به دلیل آن‌که اعتبار منبع خبر کافی نیست، انتشار خبر صحیح نباشد یا آن‌که مطلبی که از شخصی نقل می‌شود، در فضا و موقعیت خاصی بوده، اما در انعکاس خبر این موارد در نظر گرفته نمی‌شود و آن مطلب به عنوان موضع فرد القا می‌شود.

 

این مرجع تقلید گفت: همواره راست‌گو و حقیقت یاب باشید و تا به حجت عقلایی درباره صحت اخبار دست نیافته‌اید، از آن‌ها استفاده نکنید.

 

آیت‌الله العظمي سبحانی در ادامه با اشاره به تکثیر اندیشه‌های ضددینی در جامعه گفت: اکثر مطالب و شبهاتی که امروز علیه پیامبر، قرآن و ائمه اطهار مطرح می‌شود ناشی از تراوشات یک حلقه فکری است که در قالب‌های مختلف به جامعه تزریق می‌شود ‌و راه مقابله با این تهاجمات، ارائه‌ پاسخ‌های منطقی و روشن کردن تناقضات و اشکالات این مباحث است و البته شیوه ارائه‌ تفکر اسلامی که به صورت همه فهم و جذاب باشد، تخصص رسانه‌های متعهد است.

 

ایشان در ادامه با معرفی اندیشمندان و پژوهشگران حوزه تفکر شیعی در زمینه‌های مختلف تخصصی، توصیه کردند، در ارائه‌ مطالب دقت و پشتوانه علمی لازم رعایت شود.