موسوي درجه دار شد؛ ديكتاتور كودتاچي!
بسم الله
عضو متواري گروهك تروريستي منافقين كه در روزگار قدرت اصلاح طلبان با مطبوعات زنجيره اي اين طيف همكاري داشت، اعلام كرد اصلاح طلبان و در رأس آنها موسوي و كروبي با ميل به راديكاليسم، ولايت فقيه را نشانه رفته اند.
حسين-ب در سايت ضد انقلابي ايران امروز تأكيد كرد: جنبش سبز به كانون همگرايي نيروهاي سياسي اصلاح طلب و تحول خواه اعم از مذهبي و سكولار تبديل شده و سهم مهمي در راديكال كردن بخش عظيمي از نيروهاي اصلاح طلب داشته است. اين طيف نه شخص رهبر بلكه مقام ولايت فقيه را هدف گرفته اند.
اين مهره ضد انقلاب كه از خارج كشور با روزنامه زنجيره اي نشاط همكاري داشت اضافه مي كند: آقايان موسوي و كروبي با پايداري صريح و رد حكم صريح رهبري، به كانون صف تحول خواهان ]اسم مستعار انتخاب شده براي ساختارشكنان[ رانده شده اند هر چند همه گرايش هاي موجود در موج سبز را نمايندگي نمي كنند. تعريف شناخته شده اي از جنبش وجود ندارد و هر كس از ظن خود يار آن شده اما قدر مسلم اين است كه اين حركت ولايت فقيه را هدف گرفته است.
وي همچنين با رنگين كماني خواندن جنبش سبز! نوشت: نمي توان انتظار داشت آقايان موسوي و كروبي همه نظرات نيروهاي فعال در جنبش را نمايندگي كنند، آنان كافي است كه به وجه مشترك اين نيروها كه هدف گرفتن ولايت فقيه است، تأكيد بورزند. اين را مي توان در اظهارات روحانيان مرجع اصلاح طلبان مانند آيت الله منتظري و سخنگويان آقايان موسوي و كروبي در خارج كه از گزند مأموران امنيتي به دورند (حلقه جرس و كساني مانند آقايان كديور و مهاجراني) دريافت.
گفتني است در حالي كه با سوء استفاده از رنگ سبز، حلقه مخملين اطراف موسوي سعي كردند از وي چهره اي اسلامي، شيعي و اهل بيتي ترسيم كنند اما همان گونه كه مكرراً در سخنان عناصر داخلي و خارجي حاضر در طيف اپوزيسيون ديده مي شود، آنها به جاي رنگ سبز قائل به رنگين كماني شامل عناصر شبه مذهبي، مدعيان اصلاحات، لائيك ها و سكولارها، ماركسيست هاي چپ و ليبرال هاي سوپر راست (آمريكايي هاي نقابدار و بي نقاب)، سلطنت طلبان، تروريست هاي منافق و... هستند. به عبارت ديگر آنچه واقعيت دارد نه سبز اسلامي و نه رنگين كمان رنگ ها، بلكه «جنگ احزاب» و... صف آرايي مجدد گروهك هاي ضد انقلاب با سازماندهي قدرت هاي استكباري به ويژه شيطان بزرگ است.
تبديل شدن عناصري نظير موسوي و كروبي به مهره هاي آلت دست جريان هاي برانداز در حالي است كه موسوي به هنگام تبليغات انتخاباتي و براي فريب مردم وفادار به نظام و انقلاب بارها گفته بود «ولايت فقيه جلوي انحراف و ديكتاتوري و كودتا را مي گيرد و ضامن كشور و انقلاب است». اظهاراتي از اين دست و مانور وي روي شعارهايي نظير خط امام، بازگشت به آرمان هاي انقلاب، حمايت از محرومان و... در واقع بسترساز اصلي براي ريختن 13 ميليون رأي به نام موسوي در صندوق ها بود. در اين ميان بنابر شهادت خود موسوي و اظهارات حاميان امروز وي مبني بر اينكه امثال موسوي، جايگاه ولايت فقيه - و نه حتي شخص رهبري- را هدف گرفته اند، روشن است كه امثال موسوي مصداق انحراف، ديكتاتوري و كودتاي شكست خورده هستند و در اين كسوت، درجه دار گروهك هاي ضد انقلاب محسوب مي شوند.
فارغ از شهادت هاي مكرر ميرحسين موسوي و كروبي درباره نقش ولايت فقيه در مقابله با انحراف و ديكتاتوري و كودتا، اين دو در عمل نيز از همان هنگام كه به گردن كلفتي در برابر انتخاب اكثريت پرداختند و به قيمت ايجاد آشوب، نا امني و لطمه به حيثيت كشور خواستار به هم ريختن قواعد و قوانين دموكراسي شدند، عملاً انحراف و ديكتاتوري و كودتاگري خويش را اعلام كرده بودند.